«جونی» (میا واسیکفسکا) به همراه برادرش «لسر» (جاش هاتچرسون) که توسط تلقیح مصنوعی به دنیا آمده اند و همراه «ژول» (جولیان مور) و «نیک» (آنت بنین) زندگی میکنند، به دنبال پدر واقعی خود میگردند...
«جونی» (میا واسیکفسکا) به همراه برادرش «لسر» (جاش هاتچرسون) که توسط تلقیح مصنوعی به دنیا آمده اند و همراه «ژول» (جولیان مور) و «نیک» (آنت بنین) زندگی میکنند، به دنبال پدر واقعی خود میگردند...
نامزد ۴ جایزه اسکار؛ ۲۹ جایزه و در مجموع ۱۳۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2660
فیلمی «دوستدار همجنسگرایان» که با رویکردی نسبتاً بیطرفانه تلاش میکند مخاطبان غیرسیاسی را هم راضی کند.
امروز موضوعات حساس هرگز به اندازهٔ حال حاضر مطرح نبودهاند: از سقط جنین تا مرگ آرام، از بحثهای تاریخی میان کشورهای استعمارگر و مستعمره تا بازگرداندن آثار هنری غارتشده از موزههای اروپایی، و همچنین مطالبات جنبش همجنسگرایان که هر ساله با گسترش مخففواژهها سعی در دربرگرفتن هر تعریف جدیدی از...
فیلمی «دوستدار همجنسگرایان» که با رویکردی نسبتاً بیطرفانه تلاش میکند مخاطبان غیرسیاسی را هم راضی کند.
امروز موضوعات حساس هرگز به اندازهٔ حال حاضر مطرح نبودهاند: از سقط جنین تا مرگ آرام، از بحثهای تاریخی میان کشورهای استعمارگر و مستعمره تا بازگرداندن آثار هنری غارتشده از موزههای اروپایی، و همچنین مطالبات جنبش همجنسگرایان که هر ساله با گسترش مخففواژهها سعی در دربرگرفتن هر تعریف جدیدی از احساس و زیست جنسی دارد. این فیلم هم که رویکردی «دوستدار همجنسگرایان» دارد، دقیقاً در فهرست آثار سینمایی رو به رشد قرار میگیرد که به دینامیک این خانوادههای نوین میپردازند. امتیاز این فیلم این است که چندان جبههگیر نیست.
داستان ما با دو زن میانسال آغاز میشود که در یک رابطهٔ پایدار زنانه زندگی میکنند و تصمیم میگیرند با روش لقاح مصنوعی صاحب فرزند شوند (روشهای سنتیتر از پیش کنار گذاشته میشوند). دهندهٔ اسپرم یک نفر بوده و فرزندان بهاینترتیب از ناحیهٔ پدر، ناتنیهای یکدیگر هستند (پدری که آنها او را نمیشناسند). جستوجوی پدر زیستی و شکلگیری رابطهای نزدیکتر با او است که پیشبرندهٔ داستان میشود؛ آمدن این مرد خوشبرخورد و سادهدل زندگی آن خانه را کاملاً بههمریخته میکند.
به طور کلی فیلم را دوست داشتم. فیلم در تلاش است تا این ایدهٔ تکراری را رد کند که دو زن همجنسگرا میتوانند گرایش جنسی خود را به فرزندان منتقل کنند، و همزمان پرسشی دربارهٔ حرمت ناشناسی اهداکنندگان اسپرم مطرح میکند. شخصاً نمیتوانم دربارهٔ همه صحبت کنم، اما هرگز حاضر نیستم اسپرم اهدا کنم اگر احتمال بدهم سالها بعد کسی دم درم ظاهر شود و بگوید پسرم هستم. ناشناس بودن اهداکننده در این زمینه به نظرم باید محترم و غیرقابلنقض باشد؛ همین نقطه از فیلمنامه بیش از همه مرا آزار داد، هرچند اشکالات دیگری هم وجود داشت.
قویترین نقطهٔ فیلم برای من بازیها و ترکیب بازیگران است که بهویژه با زوج کهنهکار جولیان مور و آنت بنینگ بسیار خوب پشتیبانی میشود. هر دو در نقشهای خود عالی هستند و دینامیک کاری و شیمی قابلقبولی برقرار میکنند. میا واسیکوسکا و جاش هاتچرسون که هنوز نسبتاً جواناند، حضورِ تازه و دلپذیری در فیلم دارند و بهنظر میرسد از بازی در این نقشها لذت بردهاند. کار مارک روفالو را هم، هرچند شخصیتش در فیلمنامه کمفکر و ضعیفپرداخته شده، پسندیدم؛ او با توانایی بازیگری خود توانسته موانع نقش را دور بزند.
از نظر فنی فیلم برجسته نیست؛ مشخص است که بودجهٔ عظیمی صرف نشده و کار تا حدی محصول تلاش و تعهد بالای عوامل است. فیلم فیلمبرداری یا تدوین شگفتآوری ندارد، اما آنچه انجام شده کارآمد است. ریتم فیلم دلپذیر و سبک است و فضا هم خندهدار و بدون پیچیدگیهای سنگین است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران