«سِرجیو» (با نقشآفرینی اوگنیو دِربِز) معلم جدید یک مدرسه ابتدایی فرسوده در شهری مرزی مکزیک است؛ جایی که روشهای نامتعارف تدریس او سرپرست مدرسه «چوچو» (دنیل هَداد) را به تردید واداشته است. مدرسهای که قانوناً باید برنامهدرسی مشخصی را دنبال کند، از بدترینها در منطقه است و معلمان تنها در صورت بهبود عملکرد شاگردان پاداش میگیرند. تصور کنید نگرانی آنها وقتی که سِرجیو میزها را...
«سِرجیو» (با نقشآفرینی اوگنیو دِربِز) معلم جدید یک مدرسه ابتدایی فرسوده در شهری مرزی مکزیک است؛ جایی که روشهای نامتعارف تدریس او سرپرست مدرسه «چوچو» (دنیل هَداد) را به تردید واداشته است. مدرسهای که قانوناً باید برنامهدرسی مشخصی را دنبال کند، از بدترینها در منطقه است و معلمان تنها در صورت بهبود عملکرد شاگردان پاداش میگیرند. تصور کنید نگرانی آنها وقتی که سِرجیو میزها را وارونه میکند و با استفاده از مخزن آب مدرسه، رابطهٔ وزن و چگالی را به دانشآموزان نشان میدهد. او باید نه تنها شاگردان بیعلاقه را به حرکت درآورد، بلکه سرپرست بدبینش را نیز قانع کند تا شغلش را از دست ندهد. ماجرای فیلم بر پایهٔ یک داستان واقعی است و بهنظر میرسد باید در همهٔ کلاسها به نمایش گذاشته شود؛ نه فقط بهخاطر نمایش قدرت یک معلم الهامبخش در پرورش ذهنهای جوان، بلکه برای یادآوری به دانشآموزان یا خانوادههای برخوردارتر که آموزش—چه با تکنولوژی و چه بدون آن—ارزشمند است.
این فیلم الگویی برای خودآموزی، حل مسئله و کار تیمی ارائه میدهد و نشان میدهد گزینههای زندگی نوجوانان آنطور که در ابتدای ورود به مدرسه بهنظر میرسند محدود نیستند. همزمان سوالهایی دربارهٔ خشکی یادگیری تکراری مطرح میکند و ما را به تأمل دربارهٔ جایگاه معلم در جوامعی دعوت میکند که بهخاطر تصورات محدود تاریخی، پیشفرضهایی را پذیرفتهاند. آیا این نوجوانان میتوانند چشمانداز بلندپروازانهای داشته باشند و موفق شوند یا همهچیز رؤیایی دستنیافتنی است؟ رابطهٔ پویا بین دِربِز و هَداد و داستانپردازی فیلم به ما اجازه میدهد مهمترین چالشهایی را که این نسل در حال رشد با آن مواجهاند—فقر، مواد مخدر، فساد و مسائل خانوادگی—مشاهده کنیم؛ موضوعاتی که سرنوشت جایگاه آموزش را در جامعهٔ آنها تعیین میکنند. دو ساعت فیلم بهسرعت میگذرد و سرگرمی فراوانی در کنار دلمشغولیهای جدی ارائه میشود؛ ارزش دو ساعت وقت را دارد.
«رادیکال» (کارگردانی کریستوفر زالا) قصهٔ انقلابهایی را یادآور میشود که از یک نفر آغاز و به تحول یک جامعه میانجامند. فیلم که از یک داستان واقعی الهام گرفته و با دیدگاههای علمی و فلسفی آمیخته شده، در جهانی تاریک و چالشبرانگیز امید و انگیزه میآورد. ارتباطهای فیلم با کلاسیک محبوب «مردم شاعر مرده» محسوس است؛ سِرجیو در نقش معلمی معاصر شبیه پروفسور کیتینگ ظاهر میشود و جرأت میکند روشهای مرسوم تدریس را به چالش بکشد—روشهایی که بر کنجکاوی، گفتگو و مشارکت فعال تأکید دارند. سِرجیو با وجود موانع بسیار، فراتر از انتظار خود عمل میکند، هرچند هزینههایی تلخ هم دارد. فیلم انتقادی روشن نسبت به نظام آموزشی کنونی دارد؛ نظامی که اغلب آدمهایی شبیه ماشین تربیت میکند تا اندیشمند. یادگیری واقعی فرایندی پویاست پر از بحث، کاوش و پرسشهای فراوان، نه صرفاً حفظ صفحات کتاب درسی. «رادیکال» منبعی از الهام، طنز و سرگرمی است که راهی روشن در دل تاریکی یک جامعهٔ معیوب نشان میدهد.
فیلم پایبند به داستان واقعیای است که در مقالهای از وایرد (۲۰۱۳) مستند شده؛ ماجرایِ پروفسور سِرجیو خوآرز در ماتاموروس، شهری مرزی که با فقر، فساد و خشونت کارتلها دستبهگریبان است. دانشآموزان او گرسنه، آسیبدیده و مایوس از آیندهاند و برنامهٔ درسی معمول چیزی برای ارائه به آنها ندارد. خوآرز با خواندن کارهای پژوهشگرانی چون سوگاتا میترا—که نشان داد کودکان وقتی به منابع دسترسی داشته باشند و اجازهٔ کنجکاوی داده شود، میتوانند خودشان چیزهای شگفتانگیزی بیاموزند—تصمیم میگیرد روش رادیکالی را در کلاسش امتحان کند؛ روشی که با موفقیت چشمگیری همراه میشود.
فیلم در مرزِ تحریک احساسات قرار میگیرد، اما خوشبختانه در دامِ احساسگرایی سطحی فرو نمیافتد و به داستان واقعی وفادار میماند. بازی بازیگران خردسال طبیعی و باورپذیر است و دِربِز در نقش خوآرز با گرما و اعتقاد بازی میکند، بدون آنکه به احساساتیسازی غیراصلی دست بزند. باور میکنید که او دغدغه دارد، باور میکنید از ناکامیها عصبانی است و حاضر است برای اثبات شایستگیِ این کودکان، شغلش را بهخطر اندازد. فیلم اگرچه در ژانر آثار معلمان الهامبخش قرار میگیرد و ضربآهنگهای آشنا دارد، اما این فرمها را بهحق کسب کرده و مهمتر از همه، پیامی را که باید بارها و بارها مطرح شود، منتقل میکند: آموزشی که خلاقیت، کنجکاوی و تفکر مستقل را سرکوب میکند آموزش نیست؛ این تربیت برای اطاعت است. کودکان—بهویژه آنهایی که در فقر و خشونت زندگی میکنند—شایستهٔ چیزی بسیار بهتر از ایناند؛ شایستهاند بهعنوان موجوداتی بالقوهٔ خلاق و توانا دیده شوند، نه ماشینی که باید دستورها را اجرا کند.
«رادیکال» در جشنوارهٔ ساندنس جایزهٔ «فیلم محبوبِ تماشاگران» را بهدست آورد و شایستهٔ آن بود؛ فیلمی که به کودکان ایمان دارد، به معلمانی که شکست را پذیرفتنی نمیدانند ایمان دارد و بر این ایدهٔ رادیکال پای میفشارد که اگر دستِ دانشآموزان را باز بگذاریم تا فکر کنند، ممکن است اتفاقات فوقالعادهای رخ دهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران