جنتلمنها بلوند را دوست دارند (1953) فیلمی تیزبین و کاملاً درگیر حال و هوای زمانهاش است.
بهجز شاهکار ریدلی اسکات، تِلما و لوئیز (1991)، این یکی از بهترین فیلمهاست که در آن دخترها واقعاً از مردها جلو میزنند! شاید بزرگترین اعتراض به فیلم این باشد که شباهتی به موزیکال برادوی آنیتا لووس ندارد؛ من هم معمولاً نسبت به فیلمهایی که بخشهای کلیدی آثار منبع را حذف...
جنتلمنها بلوند را دوست دارند (1953) فیلمی تیزبین و کاملاً درگیر حال و هوای زمانهاش است.
بهجز شاهکار ریدلی اسکات، تِلما و لوئیز (1991)، این یکی از بهترین فیلمهاست که در آن دخترها واقعاً از مردها جلو میزنند! شاید بزرگترین اعتراض به فیلم این باشد که شباهتی به موزیکال برادوی آنیتا لووس ندارد؛ من هم معمولاً نسبت به فیلمهایی که بخشهای کلیدی آثار منبع را حذف میکنند سختگیرم، اما چون با منبع اصلی این فیلم آشنایی ندارم، آن را با چشمی پاک و بدون پیشداوری دیدم.
امروزه که دوباره این فیلم را میبینم، باید به جسارتش احترام گذاشت—در ظاهر نباید جواب بدهد چون اساساً ما با دو رقاص نمایش روبهرو هستیم که یک سفر میروند، اما استفاده آگاهانه و بیپرده از کلیشهها برای این دو زن بسیار بامزه و ماهرانه است. مارلین مونرو برای نقش لورلایِ زنی که تنها به درخشش الماسها و حساب بانکی مرد علاقه دارد، کاملاً بینقص است؛ او همزمان سطحی و فوقالعاده دلرباست. جین راسل هم در نقش دوروتی شاو عالی است؛ باهوش، با وقار و بسیار حمایتگر نسبت به دوستش، و در عین حال او هم نیاز به دوست داشتهشدن دارد که میان زبان تیز و کنایههایش میدرخشد.
این فیلم در چند سطح کار میکند: هم یک موزیکال شیرین و چشمنواز با دختران جذاب برای لذت بردن بیننده است، و هم با در نظر گرفتن دورهای که ساخته شده، اثری تیزبین است. دهه پنجاه، دوران برتری ارزشهای خانوادگی بود، اما درست حوالی زمان انتشار این فیلم، موضوعات جنسی بیشتر در عرصه عمومی مطرح میشدند؛ پلیبوی با عکس مارلین در صفحه اول قرار بود سر و صدا کند و گزارش کینزی هم نزدیک بود منتشر شود. بنابراین بهنظرم هاوارد هاوکس با کنار گذاشتن فضای پرزرقوبرق اثر منبع و ساخت فیلمی که تغییر نگرشها را نشان میدهد، کاملاً حال و هوای زمانه را درک کرده بود.
فیلم گرچه شاهکار نیست، اما چند قطعه شستهرفته موسیقی، دیالوگهای تیز و کمدی تصویری خندهدار دارد. فیلمی هوشمندانه و دقیق که از تغییرات زمانه آگاه است و با دوئت پویای زنانهای همراه است که همردیف بهترینهای سینما قرار میگیرد. 7/10
در این فیلم سفر اقیانوسپیما، تاج گمشده، یک کارآگاه خصوصی، دو رقاص برقزن و کمی دادگاه را هم داریم—پس برای تقریباً هر سلیقهای چیزی هست، در حالی که ما ماجراهای دو شُویگرل آمریکایی را دنبال میکنیم که بعد از جنگ به دنبال گذران زندگیاند. «دوروتی» (جین راسل) و «لورلای» (مارلین مونرو) بهعنوان بلیتِ عبور کار میکنند و لورلای کمی از نامزد فوقالعاده ثروتمند اما کمی مالکمنشِ خود، گاس (تامی نونان)، استراحت میگیرد. پدر میلیاردر گاس نسبت به انتخاب عروسی پسرش مشکوک است و اوست که کارآگاه خصوصی را استخدام میکند، بنابراین روشن است که سوءتفاهمها از راه میرسند. در همین حال، دوروتی توجهات تیم المپیکی آمریکا را جلب میکند—گروهی از مردان جوان خوشقیافه که او را مثل یک میلیون دلار احساس میکنند. با وجود وسوسههای مختلفی که پیش میآید، این دو مثلِ چسب به هم میچسبند و تصویری اصیل از «خواهرانه» را ارائه میدهند.
راستش داستان بهترین نیست—ترکیبی از سناریوهای آشناست که بهصورت ابتدایی به هم دوخته شدهاند تا بستری دوستداشتنی برای دو زنی فراهم کنند که بلدند چطور سرگرم کنند. «الماسها بهترین دوست دختر هستند» اثر جول ستاین و لیو رابین، قطعهای استثنایی و برجسته در میان دیگر شمارههای نسبتاً کلیشهایِ آواز و رقص، اما این دو بازیگر خودشان میخوانند و در رقصها کاملاً هماهنگاند و در مسیر حدود شش شماره موسیقی تا پایانبندی حرکت میکنند؛ جایی که نورما واردن با تکبر خودنمایی میکند و چارلز کوبرن هم با چند صحنه پرانرژی داستان نازک را همراهی میکند. فیلم ظاهری باشکوه دارد و جذابیتی دارد که دیدنش خالی از لطف نیست، هرچند بهندرت در خاطر میماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران