نامزد ۵ جایزهٔ بفتا؛ در مجموع ۱۸ جایزه کسبشده و ۱۱۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2909
وقتی اولینبار دیدمش کمی نگران شدم. انتظار داشتم ترکیبی از «Another Country» و «Brideshead Revisited» باشد تا داستان «اُلی» (بری کیوگان) و دوست اشرافیاش «فلیکس» (جیکوب الوردی) را ببینم. هر دو در دانشگاه آکسفوردند، اما اولی نسبت به همدورهایهای متمولش وضع مالی ضعیفی دارد. یک بعدازظهر او به فلیکس کمک میکند و دوچرخهاش را به او قرض میدهد و از آن پس دوستیای شکل میگیرد...
وقتی اولینبار دیدمش کمی نگران شدم. انتظار داشتم ترکیبی از «Another Country» و «Brideshead Revisited» باشد تا داستان «اُلی» (بری کیوگان) و دوست اشرافیاش «فلیکس» (جیکوب الوردی) را ببینم. هر دو در دانشگاه آکسفوردند، اما اولی نسبت به همدورهایهای متمولش وضع مالی ضعیفی دارد. یک بعدازظهر او به فلیکس کمک میکند و دوچرخهاش را به او قرض میدهد و از آن پس دوستیای شکل میگیرد که فلیکس کمکم اُلی را به عمارت خانوادگیاش دعوت میکند تا مهمان مادرش (روزاموند پایک) و پدرش (ریچارد ای. گرانت) باشد. در این تابستان همراه آنها، «فارلِی» (آرچی مادکوه)، که کمی بدخواه و حسود است، هم هست و تاب و تب این تابستان از لذتگرایی به وحشت و تراژدی تغییر میکند. شروع فیلم کمی کند است، اما وقتی به عمارت خانوادگی میرسیم داستان سرعت میگیرد و اُلی نشان میدهد که در جهتیابی—و حتی دستکاری—در این محیط گاه خطرناک مهارت دارد. دیالوگها گاه بیش از حد هستند، ولی عملکرد کیوگان خوب است و تدریجاً تهدیدی مؤثر شکل میگیرد که آدم را میترساند شاید همهچیز آنطور که به نظر میرسد نباشد. مادکوه هم در نقش آویزان و زنندهای که فقط طبقاتیتر است، خوب ظاهر شده و کری مولیگان هم تعادل شخصیتی جالبی دارد. فیلمبرداری و زیباییشناسی همراه با موسیقی آنتونی ویلیس به غنای روایت افزودهاند؛ داستان آنقدرها هم که میترسیدم کلیشهای نیست. احتمالاً فیلمی نیست که سالها بعد یادتان بماند، اما با توجه به مسیر پیشرفت آقای کیوگان، دیدنش ارزش دارد.
گاهی با فیلمسازی روبهرو میشوید که آثارش را دوست ندارید. بعد از دو فیلم میتوانم صادقانه دربارهٔ امرالد فنل این را بگویم. از اثر اولش «Promising Young Woman» خوشم نیامد و دربارهٔ «Saltburn» میتوانم همان و حتی بیشتر را بگویم. این تریلر ادعایی دربارهٔ دانشجویی ظاهراً دستپاچه اما آرام و شرور در آکسفورد (بری کیوگان) است که خود را در خانوادهای از اشراف انگلیسی جا میاندازد؛ داستان و شخصیتهایی دارد که واقعاً برایم بیاهمیت بودند. مجموعهای از شخصیتهای نکوهیده با زندگیها و ارزشهای نکوهیده که هیچ همدلی، علاقه یا ارتباطی در بیننده ایجاد نمیکنند. بخشهایی از روایت قابلپیشبینی و بسیار کندند، صحنههایی برای ایجاد شوک بیجهت گنجانده شدهاند، شخصیتپردازی تکبعدی و آشکاراً بدیهی است و گاه در تلاش برای شوخیپردازی لنگ میزند—انگار صرفاً بهخاطر راحتی یا برای ایجاد آرامش کمدی زمانبندیشده. این فیلم مرتب نگاه آدم را به ساعت میاندازد تا ببیند چقدر دیگر باید تحمل کند و پایان فیلم برای بیننده حس رهایی به همراه دارد. با توجه به استعدادهای حاضر در پروژه، شرمآور است که نامهایی مثل روزاموند پایک، کری مولیگان و ریچارد ای. گرانت به نقشهای فرعی و کماستفاده تقلیل یافتهاند. بازی بیشازحد بازیشدهٔ کیوگان هم مشخص است؛ واضح است که او «بازی» میکند و در نقش غرق نمیشود. در کل، این فیلم تلاش زیادی میکند تا تا چه حد میتواند مخاطب را شگفتزده کند و نتیجهاش برای من قابلقبول نبود. پول و وقتتان را هدر ندهید.
پایان فیلم تا حدی تکراری است. فکر میکنم دیگر فهمیدیم. آدمها را دوست داشتم؛ شخصیتهای جذابی خارج از یک نفر مشخص. آیا واقعاً کسی آن دیالوگ «خونآشام» را میگوید؟ افشای شخصیت در صحنهٔ «slurp» عالی بود. برای من اما توضیحات انتهایی از تجربه کاست. هرچه بیشتر میبینی، احساس بینظمی بیشتر میشود. اما بعد همهچیز را میبینی؛ یک آشفتگی بزرگ.
کلاً سرگرمکننده
این فیلم تجربهای تازه بود. کارگردانی خوب و داستانی منسجم که بیننده را دائم کنجکاو میگذارد که چه اتفاقی قرار است بیفتد. چند جا سوراخهایی هست و برهنگی تحمیلی که نامتناسب به نظر میرسد، اما قصهٔ خوب این نواقص جزئی را جبران میکند. در مجموع از این فیلم خوشم آمد؛ 7 از 10.
یک کمدی سیاه/درام روانشناختی از آمازون به کارگردانی و نویسندگی امرالد فنل (بعد از «Promising Young Woman»). این نقد بدون لو رفتن داستان کمی دشوار است، پس اگر میخواهید فیلم را ببینید بهتر است از اینجا ادامه ندهید.
داستان دربارهٔ دانشجوی بورسیهای به نام اولیور کوئیک (بری کیوگان) در اوایل دههٔ 2000 است که برای پذیرفتهشدن در دانشگاه پرآوازهٔ آکسفورد تلاش میکند. او با فلیکس کاتن (جیکوب الوردی) آشنا میشود که دانشجویی محبوب است و کمکم دوست میشوند تا اینکه اولیور داستان غمانگیز خانوادگیاش را برای فلیکس بازگو میکند. سپس او برای تعطیلات تابستانی به سالتبِرن دعوت میشود؛ عمارت زیبایی در دشتهای انگلیس که خانوادهٔ عجیب و فاسد فلیکس—از جمله مادرش با بازی روزاموند پایک، پدرش با بازی ریچارد ای. گرانت، خواهرش با بازی آلیسون اولیور و پسرعموِ آزاردهندهٔ فلیکس با بازی آرچی مادکوه—در آن زندگی میکنند.
با ساختار تولید قوی، فیلمبرداری لاینس سندگرن (که شگفتانگیز است و خوب به حال و هوای داستان مینشیند)، تدوین ویکتوریا بویدل و موسیقی آنتونی ویلیس، بزرگترین امتیاز فیلم در جایی است که فنل قبلاً نشان داده بود—فیلمنامه. اگر سادهاش کنیم: داستانی که شامل برخی صحنههای جنسی تیره است و نشانههایی میدهد که اُلی شاید آنطور که به نظر میرسد سالم نباشد. فیلم تقریباً شبیه «Promising Young Woman» پیش میرود و در ۳۰ دقیقهٔ پایانی به یک افشای تکاندهنده از یک قاتل زنجیرهای و صعود اجتماعی میانجامد. شاید خیلی پیشبینینشده نباشد، اما همچنان خوشایند است. احتمال اینکه این فیلم در شاخهٔ فیلمنامه، کارگردانی یا بازیگری نامزد جوایزی شود وجود دارد. امتیاز من: حدود 7.9 از 10 (B+).
مدتی بود فیلمی ندیده بودم که اینقدر غیرقابلپیشبینی باشد.
آنچه بیشتر از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، ارتباط عجیب اما جذابی بود که با یک روانآزار (سایکопат) پیدا کردم. شاید عجیب بهنظر برسد، اما فیلم استادانه شما را در گرداب احساسات و روان شخصیت میکشاند. بعد، در مقطعی، این اتصال را بهطرز هوشمندانهای قطع میکند و آدم را معلق رها میکند. اما چیزی که برای من واقعاً برجسته بود فیلمبرداری بود؛ کار با دوربین، درجهبندی رنگ و نورپردازی—همه دقیقاً برای تقویت روایت و فضای فیلم کار شده بودند. لحظاتی بود که از زیبایی یک نما واقعاً متحیر شدم. ارزش دیدن دارد.
مرا تکان داد. واقعاً تکاندهنده.
فیلم بسیار جسور است و صحنههایی آزاردهنده دارد، اما اگر درست ارائه شود، این چیز بدی نیست—و اینجا کاملاً درست انجام شده است. سازوکار فیلم بهطرز شگفتآوری همهچیز را منطبق میکند. از نظر پیرنگ شاید چندان پیچیده نباشد یا آنقدر غیرقابلپیشبینی نباشد که خود فیلم میپندارد، اما باز هم: اگر درست انجام شود ایرادی ندارد. نکتهٔ اصلی تأثیر آزاردهندهٔ فیلم است. این اثر ۲۰۲۳ اجراهای فوقالعادهای هم دارد؛ بری کیوگان درخشان است—شاید پیش از این اینترنت دربارهٔ او اغراق کرده بود اما اکنون میفهمم چرا. جیکوب الوردی و روزاموند پایک هم شایستهٔ تحسیناند؛ گروه بازیگران دیگر مانند ریچارد ای. گرانت، آلیسون اولیور و آرچی مادکوه نیز خوباند. بدون شک «Saltburn» فیلمی عالی است؛ بهنظر من دیدنش واجب است. امرالد فنل برای من تا کنون دو از دو امتیاز دارد.
این فیلم را در سینمای محلیمان دیده بودم اما بهخاطر توضیح مختصر روی پوستر، ابتدا ردش کردم چون شبیه «Brideshead Revisited» به نظر میرسید. بعد از شنیدن هیاهوها، تعجب میکردم چگونه میتواند بهراحتی مناسب ردهٔ سنی ۱۵ باشد. در فیلمها گاهی میبینی دو نفر میبوسند و ناگهان در تخت دراز کشیدهاند و سیگار میکشند؛ ما بزرگترها میفهمیم که رابطه جنسی داشتهاند، اما چه کسی میتواند با آنچه نمایش داده شده مخالفت کند؟ اگر «The Good Place» یا «The Simpsons» را دیده باشید، جاهایی هست که با نویسندهها میخندید اما میدانید بچهها سرشان به آن نمیرسد. این قطعاً از نظرِ آنچه نشان داده شد مناسب ۱۵ سالههاست، ولی من از آنچه تلویحاً القا شد شرمنده شدم. از شنیدن دربارهٔ «صحنهٔ وان»، «صحنهٔ قبرستان» نگران شدم و از «صحنهٔ خونآشامی» و رخ دادن نکروفیلیا در جای دیگری بیشتر متعجب شدم. یا شاید این فقط خیال بیمارگونهٔ من بزرگسال بود!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران