علیرغم هشدارهای منتشر شده برای قرار گیری در مسیر مشخص و امن کوهستانهای آپالاچی، گروهی از کوهنوردان از مسیر تعیین شده خارج میشوند و به صورت اتفاقی درون سرزمینی قرار میگیرند که متعلق به اهالی مخفی آن منطقه است و...
علیرغم هشدارهای منتشر شده برای قرار گیری در مسیر مشخص و امن کوهستانهای آپالاچی، گروهی از کوهنوردان از مسیر تعیین شده خارج میشوند و به صورت اتفاقی درون سرزمینی قرار میگیرند که متعلق به اهالی مخفی آن منطقه است و...
خوب بود. خوشحالم که صرفاً بازسازیِ دوبارهی نسخهی اصلی نبود (که من نسبت به آن کمی دلبستگی دارم، با وجود مشکلاتش). این یکی بهنظرم عناصر فیلم The Witch را داشت و تا حدی سرگرمکننده بود و از بازی شارلوت وگا در نقش اصلی خوشم آمد. با این حال، شش شخصیت اصلی را بسیار احمق یافتم؛ شاید هم این واقعگرایانهترین جنبه باشد — میتوانم تصور کنم...
خوب بود. خوشحالم که صرفاً بازسازیِ دوبارهی نسخهی اصلی نبود (که من نسبت به آن کمی دلبستگی دارم، با وجود مشکلاتش). این یکی بهنظرم عناصر فیلم The Witch را داشت و تا حدی سرگرمکننده بود و از بازی شارلوت وگا در نقش اصلی خوشم آمد. با این حال، شش شخصیت اصلی را بسیار احمق یافتم؛ شاید هم این واقعگرایانهترین جنبه باشد — میتوانم تصور کنم جوانان بیستوچندسالهای چنین از مسیر خارج شوند. به هر حال بعید است بهزودی دوباره ببینمش، اما احتمالاً ارزش اجاره کردن را دارد. امتیاز: 3.0/5
من مدتها گفتهام که اگر قرار است فیلمی را بازسازی کنند، یا باید ادامهای واقعی از اصل باشد یا یک ریبوت که زاویهای متفاوت بر همان مفهوم پایه ارائه دهد. این فیلم قطعاً در دستهی دوم قرار میگیرد، اما تنها نکتهی مثبتش همین است. در بقیه جنبهها، از فیلمنامه تا بازیها، یک اشتباه خجالتآور و ناخوشایند است که تقریباً هر گروه اجتماعی را به یک اندازه توهین و کوچک جلوه میدهد. این فیلم نه برای جناح راست است و گرچه تلاش میکند چنین باشد، برای چپ هم نیست. در واقع این یک آشفتگی فاجعهبار است که یکی از سادهترین پیشفرضها در تاریخ وحشت را میگیرد و سعی میکند از آن برای نقد اجتماعی استفاده کند. من با وارد کردن سیاست در سینما، حتی در ژانر وحشت موافقم و خودم گرایش چپ دارم، اما روشی برای القای ارزشهای ترقیخواهانه وجود دارد و روشی که نباید انجام شود — این فیلم یک درس در مورد چگونه انجام ندادن آن است.
اساساً عناصر یک فیلم وحشت قابلقبول اینجا وجود دارد. ساختار کلی فیلم هنوز بسیار متاثر از وحشت روستایی است که نسخهی اصلی «Wrong Turn» را الهام بخشیده بود. تفاوت این فیلم در برخوردش با خودِ «کوهیها»ست. اینجا خبری از مردان هیولا یا موجودات مشمئزکننده نیست؛ بلکه با گروهی شبهمذهبی و عشایری روبهرو هستیم که فرهنگ نامیگری دارند. ظاهراً اجدادشان در زمان جنگ داخلی به کوهها پناه بردهاند تا جامعهای آزاد و برابر مبتنی بر بدویت بسازند. عناصر وحشت فیلم قابلقبولاند، بهخصوص تنوع تلههای مرگبار شکار که در جنگل برای مسافران گمشده کار گذاشته شدهاند. این لحظات چند سکانس بهیادماندنی و گاه شوکهکننده خلق میکنند، اما فراتر از کارگردانی نسبتاً خوب، چیز مثبتی دیگری دیده نمیشود.
مشکل فیلم در لحنهای اجتماعی-سیاسیاش است. وحشت روستایی همواره دربارهی تفاوت بین مردم روستا و «شهرنشینان» حرف زده، اما اینجا با یک مشت پتک قصد دارد این نکته را واضح کند. شخصیتهای اصلی گروهی از کلیشهها هستند، هرکدام قرار است نمایندهی یک اقلیت باشند. لازم است روشن بگویم که این حرف از منظر واکنشی نیست؛ شخصیتپردازیها توهینآمیز و دیالوگها شبیه نوشتهی یک بچهدستوپاچلفتی است. شخصیتها قبل از رسیدن به کوه، نسبت به مردم روستا بیرحمانه خصمانهاند. وقتی هم که به کوه میرسند، «پیچش هوشمندانه» فیلم زود آشکار میشود: خیلی زود مشخص میشود ساکنان کوه قصد کشتنشان را ندارند. این جوانان صرفاً با خارج شدن از مسیر تلهها را فعال میکنند، اما وقتی جماعتی با پوشش آراسته و زننده و زبانهای ناشناخته میبینند، فکر میکنند در خطرند و حمله میکنند. این نکتهی صریح فیلم است دربارهی تمایل جامعه به سوءبرداشت از فرهنگهای دیگر و قضاوت براساس ظاهر.
همهچیز میتوانست قابلقبول باشد، مگر اینکه خودِ جماعتِ فرقهوار از این «شهرنشینان متظاهر و نادان» بهتر باشند. آنها قانونِ «چشم در برابر چشم» تحریفشدهی خود را اجرا میکنند و درواقع چیزی جز گروهی سنتگرا و متجاوز نیستند؛ نه آنچنان بیخطری که فیلم در میانش نشان میدهد. بههرحال تقریباً کسی برای طرفداری باقی نمیماند. بهسرعت معلوم میشود که فرقه آدمهایی بربر و بیرحماند، اما جوانان هم انتخابهای احمقانهای میکنند و عمداً خشونت را تحریک میکنند بهجای اینکه رفتار بالغانهای داشته باشند. فیلم واقعاً میتوانست برای همه پایان بهتری داشته باشد اگر بعضی شخصیتها سکوت میکردند، اما این یکی از آن فیلمنامههاست که کل داستان وابسته است به اینکه همه تا حد ممکن کمعمق باشند. در پایان، با وجود ادعای پیشرو بودن، فیلم در عمل چپ و راست و همهچیز میانشان را ابلهانه نشان میدهد. بهاضافهی دیالوگهایی که آنقدر بدند که خندهدار میشوند، این یک تلاش عجیب است که باورش سخت است چنین کاری اکران سراسری شده باشد. امیدواریم این فاجعه الهامبخش موجی از دنبالههایِ ضعیفتر نشود، چون همین فیلم هم استاندارد را تا حد امکان پایین آورده است.
تماشای خیلی خوبی بود؛ دوباره میبینمش و حتماً پیشنهاد میکنم. این فیلم خیلی ارتباطی با نسخهی اصلی ندارد، جز موضوع کلیِ آدمهای عجیب که دیگری را در جنگل شکار میکنند. فیلم مرا شگفتزده کرد؛ انتظار نداشتم داستان این شکل را در پیش بگیرد. بازیگران همه کارشان را خوب انجام دادند و روایت لایهلایه نوشته شده است. فیلم همچنین کاری انجام میدهد که چند فیلم اخیراً گاهی انجام دادهاند: وقتی فیلم تمام میشود، حس میکنی داستانی جدید ولی مرتبط به اولی آغاز میشود. قبلاً هم این کار شده اما نه اینقدر حسابشده؛ بهنظرم نویسندهها عمداً این فرم را بهکار میبرند و نتیجه خوب از آب درآمده. فیلم در نگهداشتن مخاطب در ابهام دربارهی آنچه میگذرد موفق است و با روشهایی جالب و گاه بیرحمانه با شخصیتها برخورد میکند. اگر از اسلشر/وحشت خوشتان میآید، حتماً ببینید.
بازیگران اصلی در حق مردم سادهی روستا خیلی ظالمانه رفتار میکنند — ظاهراً جرم اجتماعیشان این است که «نخبههای شهری» نیستند — و آنقدر متکبّرند حتی وقتی با خودشان حرف میزنند که واقعاً دلت میخواهد بمیرند. تو نمیترسی، تو طرفِ آدمهای بد را میگیری، چون قرار است با آدمهای خوب همذاتپنداری کنی، آنها را دوست داشته باشی و بخواهی زنده بمانند، اما این آدمها آنقدر نفرت جغرافیایی، تکبر و خودمحوری دارند که لذتی که میبری فقط دیدن کشته شدنشان است... و این برای یک فیلم وحشت خوب نیست. یعنی بله، دیدن آدمهایی شبیه آن دوست سیاسی دوران دانشگاهت که IQ پاییینی داشت و با لغات طولانی خود را باهوش جا میزد و فکر میکرد استاد همهچیز است، کشته شوند، ارضاکننده است؛ اما تمام معنیاش این است که دوباره مجبور میشوی با آدمهایی مثل او وقت بگذرانی... و متأسفانه اینبار یکی نیست، یک گروه است. درعینحال، درونخانوادهها هم همزمان هم مهربان و پذیرای غریبهاند و هم از نظر فکری برتر از دیگران جلوه میکنند. تماشای فیلم دردناک است.
اوایل که فیلم را دیدم فکر کردم یک فیلم تبلیغاتی و بیارزش دیگر است. گروه از یک زوج بیننژادی و یک زوج همجنسگرا تشکیل شده بود که مشخصاً بچهمثبتِ شهری و لیبرال اصطلاحاً «بیدار» بودند. آنقدر آزاردهنده و احمق بودند که در واقع برای کشته شدنشان توسط آدمهای بد خوشحال میشدم و تعجبآور اینکه همین اتفاق افتاد. فقط دو نفر از آنها زنده ماندند؛ یکی به گروه بد پیوست و دیگری فرار کرد. پایان فیلم در واقع راضیکننده بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران