این فیلم بهطرز غیرمنتظرهای عالی بود و «پایناپل اکسپرس» را کمعرضه کرد. احترام تازهای برای دنی مکبرد پیدا کردم؛ او فیلم را به سطحی دیگر برد و تمام صحنهها را ربود. دیگر حرفی نیست!
داستان: 10/20
فیلم با انتظار سث روگن در فرودگاه برای استقبال از دوستش، جی باروشل، آغاز میشود. در اصل قرار است یک دور همی دوستانه باشد: آنها به خانه سث برمیگردند، چند هدیهٔ...
این فیلم بهطرز غیرمنتظرهای عالی بود و «پایناپل اکسپرس» را کمعرضه کرد. احترام تازهای برای دنی مکبرد پیدا کردم؛ او فیلم را به سطحی دیگر برد و تمام صحنهها را ربود. دیگر حرفی نیست!
داستان: 10/20
فیلم با انتظار سث روگن در فرودگاه برای استقبال از دوستش، جی باروشل، آغاز میشود. در اصل قرار است یک دور همی دوستانه باشد: آنها به خانه سث برمیگردند، چند هدیهٔ خوشآمدگویی هست و بعد هم مواد مصرف میکنند. سث با جی قرار میگذارد که همراهش به مهمانی جیمز فرانکو بروند تا با بقیه آشنا شود. پس از معرفی شدن به مهمانان، برای توقف کوتاهی به مغازهٔ محلی میروند که ناگهان شهر دگرگون میشود و ستونهای نور از آسمان نمایان میشود. از آنجا، بازیگران به خانهٔ مهمانی بازمیگردند؛ تقریباً همهٔ حاضرین در یک چالهٔ آتشین عظیم بیرون خانه فرو میروند. بیشتر زمانِ باقیماندهٔ فیلم در همان خانه میگذرد: وقتگذرانی، درگیری با شیاطین و تلاش برای رسیدن به «بهشت». داستان شاید هیجانانگیزترین نباشد، اما زمینهٔ خوبی برای کمدی فراهم میکند. نکتهٔ جالب این است که آنها هیچگاه سعی نمیکنند مشکل را روی زمین حل کنند؛ حتی تا پایان هدف اصلیشان فقط رسیدن به «بهشت» و فرار از آخرالزمان زیرِ پا است.
قابلیت بازدید مجدد: 05/15
گرچه من این فیلم را دوبار دیدهام (یکبار معمولی و یکبار با کامنتاری)، در این بخش نمرهٔ 05/15 میدهم. مسئله این است که تصور نمیکنم خودم دوباره خواهم سراغش آمد مگر اینکه تلویزیون آن را پخش کند و واقعاً حوصلهام سر رفته باشد. با این حال توصیه میکنم حداقل یکبار این فیلم را ببینید. فیلم اغراقآمیز است و از ابتدا برای جدی گرفته شدن ساخته نشده، اما مطمئنم حداقل چند خندهٔ خوب از آن خواهید گرفت.
بازیگری: 15/20
چون بازیگران در نقشِ نسخههای بزرگشدهٔ خودشان ظاهر شدهاند، کار بهخوبی از آب در آمده است. صحنههای مایکل سِرا مخصوصاً خندهدارند؛ در یکی از لحظات او عطسهای میکند که باعث ریختن کوکائین روی کریستوفر مینتز (بازیگر «مکلاوین» در «سوپربد») میشود. هیچکس نامأنوس به نظر نمیرسد و بازیگران مکمل مانند ریانا و مینڈی کالینگ هم بهخوبی ایفای نقش کردهاند.
تولید صدا: 10/20
موسیقی متن فیلم پر است از نامهای بزرگ: بکاستریت بویز، بلک سبث، سایپرس هیل، دف تونز، سای و ویتنی هوستون. اگرچه لیست اسامی برجسته است، به نظر میرسد بیشتر قطعات موسیقایی صرفاً کنار هم قرار گرفتهاند. بکاستریت بویز در پایان فیلم در صحنهای که بازیگران در بهشت مهمانی گرفتهاند، حضور کوتاهی دارند. جلوههای ویژه خوب اجرا شدهاند، اما موردی واقعاً برجسته نیست.
تولید بصری: 15/20
بخش عمدهٔ فیلم در لسآنجلس خیالی و در خانهٔ جیمز فرانکو رخ میدهد. اکثر پردازشهای بصری و جلوههای پسِتولید بسیار خوب کار شدهاند. در کامنتاری اشاره میشود که بیشتر فیلمبرداریها عملاً در نیواورلئان و در یک انبار قهوهٔ قدیمی انجام شده است. اگرچه بیشتر فیلم داخل همان ساختمان فیلمبرداری شده، این نکته با خط داستان بهخوبی جور درمیآید.
نقد بلند (نخستینبار در ۲۰۱۳ نوشته شده)
بازی کردن خودِ خودِ بازیگران در فیلم، بزرگترین شکل خودستایی سینمایی بعد از ظهور خودارضایی است، و هیچ فیلمی به اندازهٔ This Is The End این خودستایی را به نمایش نگذاشته است. فهرستِ کسانی که همگی خودِ خودشان را بازی میکنند:
- جیمز فرانکو
- جوناه هیل
- سث روگن
- جی باروشل
- دنی مکبرد
- کریگ رابینسون
- مایکل سِرا
- اما واتسون
- مینڈی کالینگ
- دیوید کرومهولتز
- کریستوفر مینتز-پلاس
- ریانا
- مارتین استار
- پاول راد
- کوین هارت
- ایوان گلدبرگ
- جیسون سگل
و شش نفر دیگر که ذکرشان میتواند اسپویل باشد.
همهٔ اینها خودشان را بازی میکنند. ترکیبِ این وضعیت با حضور مکرر تصاویر و گفتگوهای جنسی ضمنی و اغراقشده، فیلم را به تجربهای بسیار خودمحور و بیپروا تبدیل کرده است.
و میدانید چه؟ من از این وضعیت خوشم آمد. واقعاً از دیدن این فیلم لذت بردم، حتی با اینکه معمولاً از کمدیهای آمریکایی چندان خوشم نمیآید؛ استثناها هست و این یکی از آن استثناها بود. من جذبِ فیلم شدم چون بهعنوان «ترسناک/کمدی» عرضه شده بود و چون جیمز فرانکو در نقشِ خودش بازی میکرد. خیلی خوشحالم که این استثنا را دیدم.
صادقانه بگویم، این را تا آنجا که الان میتوانم بهعنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۳ قرار میدهم؛ چیزی که برای خودم هم تعجبآور است. فیلم اشارهای هم به محبوبترین فیلم تمام عمرِ من دارد؛ اگر هنگام دیدنِ This Is The End بتوانید آن لحظه را پیدا کنید، جایزهای به شما میدهم.
فکر میکنم این فیلم بیش از همه علیه علاقهمندان جدی سینما، منتقدان، فیلمسازان و نویسندگان ساخته شده و من خودم در بسیاری از این دستهها قرار میگیرم. واقعاً میخواهم شما هم بروید و این فیلم را ببینید. شاید بعد از انتشار نسخهٔ خانگی، نقد من منصفانهتری هم بنویسم.
۸۰٪
— Gimly
متوسط بودنِ بخش میانی مانع لذت کامل میشود
This Is the End ویژگیهایی منحصربهفرد به کنارش میآورد در کنار کلیشههای معمول آخرالزمانی؛ حضور متعدد بازیگران مهمان سرگرمکننده است و بازیِ نسخههای اغراقشدهٔ خودِ بازیگران هم نکتهٔ خوبی است. عناصرِ آخرالزمانی بهقدرِ کافی خوب ارائه شدهاند، هرچند اوج فیلم در ابتدای آن است.
بخش میانی فیلم برای من نسبتاً کند پیش میرفت و چندان خندهدار نبود؛ شروع فیلم بیشترین طنز را دارد و همچنین پایانِ جذابی که گروه پسران فلوریدایی (بکاستریت بویز) را نشان میدهد. از آنجا که فیلم بر پایهٔ یک کوتاه ساخته شده، احتمالاً همیشه قرار بود لحظاتی افت داشته باشد — بهخصوص که فیلمهای از نوع سث روگن معمولاً بر پایهٔ یک ایدهٔ نسبتاً نازک جلو میروند.
در مورد سث روگن، بهطرز غافلگیرکنندهای در این فیلم چندان برجسته نیست. راستش را بگوییم، هیچیک از بازیگران واقعاً درخششی شگرف ندارند که با وجود اسامی بزرگ، کمی ناامیدکننده است.
در مجموع، فیلم فاجعه نیست اما با همهٔ چیزهایش نتوانستم بگویم از آن لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران