«پورتر» (گيبسن) را دوستش، «وال» (هنري)، به جريان سرقتي مي کشاند. همه چيز به خوبي و خوشي سپري مي شود تا اين که «لين» (اونگر)، همسر «پورتر»، از پشت به «پورتر» شليک مي کند. در واقع پس از آن که «وال» عکس «پورتر» را هم راه زني ديگر (بلو) به «لين» نشان مي دهد، اين دو براي کشتن «پورتر» زدوبند مي کنند. با اين همه پنج ماه بعد «پورتر» که تبديل به يک ديوانه ي رواني تمام عيار شده، بر مي گردد...
«پورتر» (گيبسن) را دوستش، «وال» (هنري)، به جريان سرقتي مي کشاند. همه چيز به خوبي و خوشي سپري مي شود تا اين که «لين» (اونگر)، همسر «پورتر»، از پشت به «پورتر» شليک مي کند. در واقع پس از آن که «وال» عکس «پورتر» را هم راه زني ديگر (بلو) به «لين» نشان مي دهد، اين دو براي کشتن «پورتر» زدوبند مي کنند. با اين همه پنج ماه بعد «پورتر» که تبديل به يک ديوانه ي رواني تمام عيار شده، بر مي گردد...
پِیبک (Payback, 1999) بازخوانی تلخ و پرخشونتی از رمان دونالد ای. وستلیک با تفسیر متفاوتی از آنچه جان بورمن در Point Blank (1967) ارائه کرد؛ ساختار فیلم کاملاً با نسخهی ۶۷ فرق دارد و بهتر است آن را یک برداشت مستقل از رمان بدانیم تا یک بازسازی کامل.
داستان دربارهٔ پورتر (مل گیبسون) است؛ دزدی خشن و بیحیا که توسط همسرش و شریکش بهخاطر ۷۰٬۰۰۰ دلار...
پِیبک (Payback, 1999) بازخوانی تلخ و پرخشونتی از رمان دونالد ای. وستلیک با تفسیر متفاوتی از آنچه جان بورمن در Point Blank (1967) ارائه کرد؛ ساختار فیلم کاملاً با نسخهی ۶۷ فرق دارد و بهتر است آن را یک برداشت مستقل از رمان بدانیم تا یک بازسازی کامل.
داستان دربارهٔ پورتر (مل گیبسون) است؛ دزدی خشن و بیحیا که توسط همسرش و شریکش بهخاطر ۷۰٬۰۰۰ دلار لو میرود، تیر میخورد و رها میشود تا بمیرد. او بهطور غیرمنتظرهای زنده میماند و تصمیم میگیرد همان مقدار پول را پس بگیرد و تا رسیدن به هدفش از هیچ کاری فروگذار نمیکند — حتی روبهرو شدن با سازمان مافیایی شیکاگو، «آفِت». فیلم یک قصهٔ تاریک و بیرحم از دنیایی مملو از انسانهای فاسد و پست ارائه میدهد؛ شخصیتها اغلب غیرقابلدوستداشتناند و خود پورتر هم بیش از آنکه قهرمان باشد ضدقهرمانِ بدذات و قاتلی آزاردهنده است. شعار فیلم هم بهخوبی نشان میدهد که مخاطب را برای طرفداری از شخصیت منفی آماده میکند.
سبک تصویری فیلم ریشه در نوآر کلاسیک و جرممحورهای دههٔ هفتاد دارد؛ سازندگان در اصل قصد فیلمبرداری سیاهوسفید داشتند اما در نهایت از فرایند کاهش اشباع (bleach by-pass) استفاده کردند که جلوهای خاکستری و آبیمآب به تصاویر میدهد. موسیقی کوبنده و انتخاب مناسب قطعات (از جمله اجرای Voodoo Chile) و بهکارگیری روایتصدادارِ پورتر فضای نوآر را بهخوبی زنده میکنند بدون آنکه اغراق شوند.
مل گیبسون بهخوبی تهدید و همزمان نوعی همذاتپنداری را به پورتر میآورد و در این نقش موفق است. بازیگران مکمل نیز قویاند: ماریا بلو در انتقال از تلویزیون به سینما قابلتوجه است، لوسی لیو در نقش یک دومیناتریکس همزمان خندهدار و جذاب است، و گرگ هنری کاملاً دیوانهوار ظاهر میشود. در زنجیرهٔ فرماندهی مافیایی بازیگرانی چون ویلیام دیوِیِن، جیمز کوبورن و کریس کریستوفرسن حضور دارند که هرچند کماستفاده شدهاند، اما به فیلم وزن میدهند. بیل دوک، دیوید پیمِر و جک کانلی هم فهرست قابلتوجهی از آدمهای پست و متجاوز را کامل میکنند.
از نظر لحن، پِیبک خشونتآمیز، خلاصهگو و تلخکمدی است و بسیاری آن را یکی از بهترین برداشتهای معاصر نوآر میدانند. برخی فیلم را دستکمگرفتهشده در میان آثار شلوغ دههٔ نود توصیف کردهاند؛ دیگران آن را «سرگرمکننده و تا حدی بهسبک تارانتینو» میدانند، هرچند نه در حد بزرگانِ آن ژانر مانند Pulp Fiction یا Jackie Brown. نظرات در مورد کیفیت متفاوت است: امتیازهایی از 7/10 تا 8.5/10 و حتی درجهٔ B- در برخی نقدها دیده شده است.
مدت زمان نسخهٔ اصلی حدود 100 دقیقه است. در 2006 کارگردان برای نسخهٔ Director’s Cut ساختار و سبک بصری را تغییر داد و فیلم را تقریباً ده دقیقه کوتاهتر کرد؛ برخی معتقدند آن نسخه از لحاظ نوآرپردازی ضعیفتر از نسخهٔ صد دقیقهای است، اگرچه فصل پایانیاش برای برخی جذابیتهای متفاوتی دارد. فیلم عمدتاً در شیکاگو فیلمبرداری شده و بخشهایی نیز در لسآنجلس و استودیوهای بوربانک ضبط شدهاند، با یک پلان آغازین از منهتن.
در مجموع، پِیبک با حضور بازیگران محکم، لحن خشن و نوآرِ مدرنِ کمرنگشده، برای علاقهمندان به جنایتنوآرِ دههٔ نود اثری ارزشمند است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران