در تلاش برای یافتن گزینه ای غیرخشونت آمیز برای کاهش جمعیت بیش از حد جهنم، دختر لوسیفر هتلی توانبخشی را افتتاح می کند که به گروهی از شیاطین ناشایست فرصت رستگاری را می دهد.
در تلاش برای یافتن گزینه ای غیرخشونت آمیز برای کاهش جمعیت بیش از حد جهنم، دختر لوسیفر هتلی توانبخشی را افتتاح می کند که به گروهی از شیاطین ناشایست فرصت رستگاری را می دهد.
نمایش خوبی بود.
کمی عجیب بود، باید بگویم. آیا قرار بود صحنهی سکس محارم باشد؟
اما سِرا حق داشت. او نشان داد که یک روح میتواند تغییر کند. او نور را دید، سِرا، همهی معیارهایی را که گفتی بررسی کرد تا ثابت شود کسی شایستهی فرصتی دوباره است. حالا ما پشت میکنیم و حتی یک نگاه دوباره هم نمیافکنیم؟ این به سادگیای که فکر میکنی نیست. همه...
نمایش خوبی بود.
کمی عجیب بود، باید بگویم. آیا قرار بود صحنهی سکس محارم باشد؟
اما سِرا حق داشت. او نشان داد که یک روح میتواند تغییر کند. او نور را دید، سِرا، همهی معیارهایی را که گفتی بررسی کرد تا ثابت شود کسی شایستهی فرصتی دوباره است. حالا ما پشت میکنیم و حتی یک نگاه دوباره هم نمیافکنیم؟ این به سادگیای که فکر میکنی نیست. همه چیز با جوهر نوشته نمیشود. این عادلانه نیست، سِرا. مواظب باش، چارلی، خونسردیات را حفظ کن. نه! تو اهمیت نمیدهی، سِرا؟
فقط به این خاطر که کسی مرده است، به این معنا نیست که نتواند تصمیم بگیرد راهش را تغییر دهد. صفحهای را ورق بزن، از شعلههای دوزخ فرار کن. مطمئنم آرزو میکنی که چنین باشد، اما چیزهایی هست که تو از آنها بیخبری. داریم درباره چه چیزی حرف میزنیم؟ یک فاحشهی معتاد که قبلاً خرابکاری کرده. او فرصتاش را مثل آلتهایی که در دهانش بودند هدر داد. این بحث بیمعنی و کوچک است؛ هیچ پرسشی برای مطرح شدن وجود ندارد. او نجس است، پرونده بسته. فراموش کردی که جهنم تا ابد است؟ آدم فقط یکبار زندگی میکند. یک ماه دیگر میبینمت. باید بگویم که بیصبرانه منتظرم (آدام) بیایی و شما را نابود کنی.
صبر کن! (لعنت) چی میگویی؟ بذار رک بپرسم: تو میروی آنجا و آن جانهای بیگناه را میکشی؟ نداشتی خبر؟ (اوه!) حالا همه چیز لو رفته (چه ایرادی دارد؟) سِرا، بگو که ندانستی. من فکر میکردم چون بزرگترم، این بار بر دوشم است (نه). باید گوش کنی، تصمیم سختی بود. میخواستم تو را از رنجی که لازم بود بکشی محفوظ نگه دارم تا آنچه لازم بود انجام شود.
فکر اینکه تو را تحسین میکردم... خب، من به تکبر و تحقیر تو نیازی ندارم. من کودک نیستم که محافظت شود. آیا صحبت از فضیلت فقط تظاهر بود؟ آیا بیش از حد سادهلوح بودم که انتظار داشتم به اخلاقی که تبلیغ میکنی پایبند باشی؟ دقیقاً همین چیزی است که لعنتیاش را میگفتم! اگر جهنم تا ابد است، پس بهشت باید دروغ باشد (امیلی!). اگر فرشتگان هر کاری بخواهند انجام دهند و همچنان در آسمان بمانند، قوانین وقتی عمل نمیکنی خاکستری میشوند. وقتی باعث میشوی درماندگان را رنج دهند فقط برای اینکه دوباره آنها را بکشند. به من گفته بودند به فرشتگان اعتماد نکنم (توسط او؟) ها، او باید بداند (باید برویم). نه! نمیبینی؟ ما اینقدر نزدیک شدهایم. به آنها نگاه کن که با هم میجنگند، گویی تا مرز خفه کردن یکدیگر پیش رفتهاند. خودت را بزرگ نپندار. تا حالا فکر کردی دوستدختر کوچکت ممکن است دروغگو باشد؟ نکن، آدام، لطفاً! (چه سروصدایی است؟) چرا حقیقت اینکه تو هم مثل ما فرشتهای را پنهان میکنی؟
وای خدای من! شاید این بهترین نمایش ساختهشده باشد! ساعتهای طولانی را در اتاقم صرف تماشای این قسمتها کردم، باز و باز و باز! وای، سِرا درست میگفت — واقعاً روز خوشی در جهنم بود!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1تکمیل شده
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران