دیانا , شاهزاده خانم of , تربیت شدهبود که یک جنگجوی unconquerable باشد . زمانی که یک خلبان در سواحل خود سقوط میکند و از یک درگیری گسترده در دنیای خارج سخن میگوید , دیانا خانه خود را ترک میکند و متقاعد میشود که میتواند تهدید را متوقف کند . دیانا در جنگ با انسان در جنگ برای پایان دادن به همه جنگها , قدرتهای
دیانا , شاهزاده خانم of , تربیت شدهبود که یک جنگجوی unconquerable باشد . زمانی که یک خلبان در سواحل خود سقوط میکند و از یک درگیری گسترده در دنیای خارج سخن میگوید , دیانا خانه خود را ترک میکند و متقاعد میشود که میتواند تهدید را متوقف کند . دیانا در جنگ با انسان در جنگ برای پایان دادن به همه جنگها , قدرتهای
فقط میخواهم از پتی جنکینز تشکر کنم که یک فیلم دنیای دیسی ساخت که آشغال نباشد.
اگر بخواهم صادق باشم، دو نفری که با آنها به سینما رفتم و خودِ من، دو ساعت بعد از تماشای فیلم دربارهٔ مشکلات مختلف آن صحبت کردیم، اما همگی روی یک نکته توافق داشتیم: با این وجود آن را دوست داشتیم.
شاید مقایسههای ایدهآلشده باعث این احساس شده، اما من از...
فقط میخواهم از پتی جنکینز تشکر کنم که یک فیلم دنیای دیسی ساخت که آشغال نباشد.
اگر بخواهم صادق باشم، دو نفری که با آنها به سینما رفتم و خودِ من، دو ساعت بعد از تماشای فیلم دربارهٔ مشکلات مختلف آن صحبت کردیم، اما همگی روی یک نکته توافق داشتیم: با این وجود آن را دوست داشتیم.
شاید مقایسههای ایدهآلشده باعث این احساس شده، اما من از تماشای واندر وومن واقعاً لذت بردم و مشتاقام دوباره — لااقل یکبار دیگر — به سینما بروم و آن را ببینم.
این اولین باری است که دربارهٔ یک فیلم دیسی چنین حسی داشتهام از زمان The Dark Knight Rises.
امتیاز نهایی: ★★★½ — قویاً توصیه میکنم وقت بگذارید.
---
اولین فیلم بزرگِ DCEU
این فیلم داستان پیدایش دیانا پرینس/واندر وومن (گل گادوت) را تعریف میکند؛ همان شخصیتی که سال گذشته در Batman v Superman معرفی شد. او در جزیرهٔ مخفی تمیسکیرا به دنیا آمده و آموزش میبیند؛ جزیرهای که زنان جنگجوی قدرتمندی به نام آمازونها در آن زندگی میکنند. روزی، استیو تروور (کریس پاین)، خلبان-جاسوس آمریکایی در جنگ جهانی اول، نزدیک ساحل تمیسکیرا سقوط میکند و دیانا او را نجات میدهد؛ آنها دست به دست هم میدهند تا ارس، خدای جنگ، و آلمانیهایی که روی گاز خردل مرگباری کار میکنند را متوقف کنند. صحنههای اکشن فیلم فوقالعادهاند، بهویژه اجرای گل گادوت که دیدنی است: او بهتنهایی جبههٔ آلمان را درمینوردد و الهامبخش متحدان برای همراهیاش میشود. گادوت جای لیندا کارتر را گرفته و نقش را کاملاً از آن خود کرده است. شیمی او با پاین هم خوب است؛ در این فیلم آنها کاملاً برابر نشان داده میشوند. دیدن یک سرشانۀ زن در فیلم ابرقهرمانی که صرفاً نقش معشوقه را بازی نمیکند، تازه و خوشایند است. تنها نکتهٔ منفی، ضعیفبودن شخصیتهای منفی است؛ امیدوارم در آثار آینده دشمنان مقتدرتری ببینیم.
---
دیسی یک ضربهٔ... تدافعی زد. اما در مقایسه با حذف کامل، این ضربه هم تحسینبرانگیز به نظر میآید.
واندر وومن نکاتی داشت که در بسیاری از فیلمهای ابرقهرمانی دیگر ناپخته باقی ماندهاند؛ اما مشکلات زیادی هم داشت. حاصل کار میانگینی است از آنچه خوب است و آنچه نیست. درحالیکه فیلم در میان آثار نهچندان موفق DCEU درخشان است، بهعنوان یک فیلم مستقل نهایتاً متوسط است.
داستانِ پدیدآییِ دیانا — اینکه چگونه شکل گرفت و چگونه به قهرمان تبدیل شد — تازه و مطلوب بود. دنیای آمازونها را نشان میداد و نسبت به اکثر داستانهای کلیشهای منشأ ابرقهرمانها، خاصتر بود. پتی جنکینز در قاببندی آن خوب عمل کرد، اما اصلِ منشاء شخصیت در کمیکها همیشه منحصربهفرد بوده است.
نتیجه اینکه حدود یکسوم اول فیلم راضیکننده است — هرچند اجراهای گل گادوت و کریس پاین گاهی کسلکننده است و آنها بهعنوان یک زوج شیمی چندان قویای ندارند. اما وقتی از جزیره خارج میشویم و وارد دنیای واقعی میشویم، فیلم دچار نوسان میشود. تصور لندنِ جنگ جهانی اول گاهی به کلی حواسپرتکننده است. بله، جهان سفیدسازی نشده و تنوع نژادی وجود دارد که اتفاقاً نکتهٔ خوبی است، اما نسخهٔ دیسی از گروه همراه کاپیتان آمریکا شامل یک عرب و یک سرخپوست آمریکایی است؛ این تنوع صرف برای تنوع حواسپرتکننده میشود — بهویژه وقتی در کنار شخصیتهایی قرار میگیرد که صرفاً نقشهایی سطحی دارند.
گویی فیلم بارها و بارها این لغزشهای غیرضروری داستانی را نشان میدهد تا به بیننده یادآوری کند این یک فیلم ابرقهرمانی است و هرچقدر انسانهای عادی شکست بخورند، در نهایت قهرمان نجاتبخش خواهد بود.
دیالوگها گاهی کلیشهایاند و پیام نهایی فیلم — دربارهٔ غلبهٔ عشق و باور به خوبی انسانها — در برخی لحظات بیش از حد شعارگونه و آماتورانه جلوه میکند.
اما جایی که فیلم از نظر محتوا و فیلمنامه کم دارد، در تصاویر و بصریسازی جبران میکند. صحنههای اکشن بسیار لذتبخشاند. سکانسهای مبارزه با سبک اغراقشده شبیه «ماتریکس» به فضای فیلم دربارهٔ خدایان ابرقهرمان میآیند. فریزفریمها نیز مؤثر بودند — مبارزات در حالتهای ابرقهرمانی اغراقشده مناظر کمیکی را یادآوری میکردند.
مواجههٔ نهایی میان واندر وومن و ارس — هرچند کمی کش پیدا میکند — خوب اجرا شده و از معدود اوجهای رضایتبخش فیلمهای ابرقهرمانی است.
با اینکه جنبههایی از فیلم بسیار شبیه (و حتی تقریباً یکسان) با Captain America: The First Avenger بودند، من بعد از تماشای فیلم احساس شرمندگی برای سازندگان فیلمِ کاپیتان آمریکا داشتم؛ بهنظرم این فیلم در جاهایی موفق شد که کاپیتان آمریکا شکست خورد.
فیلم صرفاً سرگرمی است — سرگرمی خالص و لذتبخش. در این قلمرو موفق است. اما بهعنوان یک اثر سینمایی هنری، با حفرههای داستانی، ناسازگاریهای فیلمنامه، کلیشهها و بازیهای متوسط ضعیف عمل میکند. واندر وومن برای DCEU و تابستان ۲۰۱۷ اهمیت دارد، اما جادو و ماندگاری آثار نولان و دانر را ندارد.
---
دو نکته را دوست داشتم: بازنمایی اسطورهٔ یونانی/آمازونی، صحنهای که کریس پاین برهنه است، صحنهای که واندر وومن تانک را واژگون میکند، و رقص پس از نبرد بین او و استیو تروور — و بس.
این میتوانست شبیه یک فیلم تلویزیونی متوسط، اغراقآمیز و کلیشهای باشد. از نظر بصری کمتر از سایر آثار جدید دیسی جذاب است؛ هرگز فکر نمیکردم دلتنگ حس و حال زک اسنایدر شوم، اما این فیلم این حس را برایم ایجاد کرد. از نظر داستان ممکن است نسبت به سایر فیلمهای DCEU پیشرفتی باشد، اما همچنان در حد پایینتر از بدترین آثار مارول است. گل گادوت توانایی بازیگری بالایی ندارد و کریس پاین هم نتوانست دیالوگهای سخت و کلیشهای را طبیعی کند.
واندر وومن تحملپذیر است؛ این بیشتر از چیزی است که میتوان دربارهٔ دیگر فیلمهای جدید دیسی گفت، اما تعریف بزرگی نیست.
---
من از این فیلم نسبتاً لذت بردم. وقتی فهمیدم زک اسنایدر در کار بوده نگران شدم چون اخیراً فیلمهایی مثل Batman v Superman را نوشته و وضع فیلمنامه معمولاً ضعیف بوده؛ و واقعاً داستان نقطهٔ ضعف فیلم است — یک فیلمنامهٔ هالیوودی معمولی، بدون منطق زیاد که بهتر است موقع تماشای آن مغزتان در حالت بیتحرک باشد.
با این حال، فیلم این ضعف را با جلوههای ویژهٔ جذاب و — بهطور غافلگیرکننده — شخصیتهای لذتبخش جبران میکند. این قطعاً فیلمی است که برای جلوههای ویژه باید دید. و اگر نوجوان پسر باشید احتمالاً برای تماشای گل گادوت هم میروید (باید اعتراف کنم جذاب است).
دربارهٔ داستان زیاد نمیشود گفت: آمازونِ خوشتیپ ما متوجه میشود یک جنگ در جریان است و برای متوقفکردنش راهی میشود. از آنجا که از جانب نگاهبانش بیش از حد محافظت شده، دربارهٔ زندگی خارج از جزیره کاملاً ناآگاه است — بهخصوص دربارهٔ مردان — که هم لحظات خندهدار و هم بعضی صحنههای بهطرز شرمآوری احمقانه ایجاد میکند. با این وجود، تحول آرام دیانا که هم زندگی را میآموزد و هم قدرتهایش را کشف میکند، از جنبههای دلپذیر فیلم است؛ البته همین موضوع یکی از مضحکترین جنبهها هم هست: چگونه ممکن است ملکهٔ آمازونها دیانا را تا این حد ناآگاه بار بیاورد؟
بخش دیگر آزاردهنده صحنههاییست که بریتانیاییها تلاش میکنند به هر قیمتی صلح برقرار کنند و نمایش کلیشهای لودندورف بهعنوان یک ماکیاولیِ نیمهدیوانه؛ این بخش صرفاً سادهلوحانه است. بهنظر میرسد سازندگان از نامهای تاریخی صرفاً برای صدا و ظاهرسازی استفاده کردهاند بدون اینکه دربارهٔ شخصیتها تحقیق کنند — نمونهٔ دیگری از کمتوجهی هالیوود به خارج از دایرهٔ محدودِ دانش خود.
دنی هیوستون نقش ضعیفی که به او داده شده را خوب بازی کرد، همانطور که اکثر بازیگران دیگر هم قابلقبول بودند. من قطعاً گل گادوت را بهعنوان واندر وومن دوست داشتم؛ هرچند که نوجوان نیستم، اما مرد هستم و شاید این روی قضاوتم تأثیر داشته باشد.
جلوههای ویژه را واقعاً پسندیدم. جدال پایانی از دید من عالی بود و بقیهٔ بخشها هم بد نبودند. میتوانست بهتر هم باشد اگر واضح نبود که اکثر آلمانیها بازیگران سادهای هستند که منتظرند واندر وومن حرکات ژیمناستیکی و حرکت اسلوموشناش را نشان دهد. حتی در فیلمهای ابرقهرمانی هم باید نوعی تظاهر واقعینمایی وجود داشته باشد.
فیلم قطعاً مخاطب جوانبالغ را هدف گرفته، اما بهنظر نمیرسد دقیقاً بداند دنبال چه مخاطبی است. گاهی نزدیک به مخاطب بزرگسال است، گاهی نوجوانِ بزرگ و گاهی آنقدر سبک تلویزیونی که میپرسید مخاطبش کودک است یا بزرگتر.
با همهٔ ایرادات، دو ساعت و اندی از وقتام را با این فیلم خوش گذراندم؛ بهاندازهای که به آن ۴ از ۵ بدهم.
---
پرسش و کشف خودِ شاهزادهٔ آمازونی، دیانا!
از میان همهٔ فیلمهای ابرقهرمانی، این یکی از مورد انتظارها بود، عمدتاً بهخاطر محوریتِ زنانهاش. مردم مشتاق دیدن یک ابرقهرمان زنِ تنها بودند. امروز با فناوری جلوههای بصری عالی، هر چیزی ممکن است روی پرده ظاهر شود، و بازیگرانی مثل گل گادوت هم به این روند کمک میکنند. بله، فیلم خوبی بود: داستان ساده اما ساختی خوب.
آمازونها که از بقیهٔ جهان جدا هستند، برای بازگشت ارس آماده میشوند. سالها چیزی رخ نداده اما روزی یک خلبان بر جزیره سقوط میکند. شاهزاده با او عازم میشود تا تهدید ارس را برای همیشه پایان دهد. اما او در واقع وارد جنگ جهانی اول میشود و اتفاقات بعدی را فیلم روایت میکند.
چه کسی بهتر از پتی جنکینز میتوانست این کار را کند؟ او موفق شد و دنباله را هم کارگردانی خواهد کرد. حتی بازیگران مکمل هم خوب بودند. تصویربرداری و جلوههای بصری دیسی همیشه استاندارد بالایی دارند و این فیلم هم از این قاعده مستثنا نیست. سکانسهای اکشن فوقالعادهاند. تغییراتی در شخصیتها ایجاد شده و المانهای مختلف داستان مثل پدر دیانا و جزیره خوب نوشته شدهاند. جهان دیسی گستردهتر شده و مشتاقم «لیگ عدالت» را ببینم.
امتیاز: ۸/۱۰
---
واندر وومن و کاپیتان استیو تروور در پی پایان دادن به جنگ جهانی اول
نزدیک پایان جنگ جهانی اول، یک جاسوس آمریکایی (کریس پاین) توسط آلمانیها تعقیب میشود تا به جزیرهٔ مخفی زنان آمازون برسد؛ جزیرهای که زئوس برای محافظت از بشر خلق کرده است. شاهزادهٔ جزیره (گل گادوت) همراه کاپیتان به میدان جنگ میرود تا جنگ بزرگ را پایان دهد و ارس را برای همیشه نابود کند.
«واندر وومن» (۲۰۱۷) عناصر سریال تلویزیونی واندر وومن (۱۹۷۵–۱۹۷۹) را با بخشهایی از فیلمهایی مانند «All Quiet on the Western Front»، «Raiders of the Lost Ark»، «The Dirty Dozen»، «Captain America: The First Avenger» و «Man of Steel» ترکیب میکند. فیلمی مدرن و خوب در ژانر ابرقهرمانی است و از «The First Avenger» و «Man of Steel» برتر است.
بخش آغازین در جزیره بهخوبی اجرا شده و بیش از حد طولانی نیست. داستان واقعاً وقتی کاپیتان استیو تروور و دیانا جزیره را ترک میکنند، اوج میگیرد. آنها شیمی خوبی دارند و رابطهشان بعد انسانی به فیلم میبخشد.
برخلاف «Man of Steel» که نیمهٔ دومش به جنگ دائمی بین موجودات فوقالعاده تبدیل شد، «واندر وومن» متانت لازم را دارد تا زمان بگذارد و گروهی از شخصیتهای جالب را معرفی کند. میانهٔ فیلم عالی است، اما در پردهٔ پایانی، مطابق انتظار، دو موجود ابرقهرمان به جان هم میافتند. حداقل سازندگان تلاش کردند بعد اخلاقی سنگینی به آن اضافه کنند.
مدت زمان فیلم ۲ ساعت و ۲۱ دقیقه است.
نمره: B
---
دربارهٔ گل گادوت در نقش دیانا پرینس/واندر وومن اشتباه میکردم؛ او بد نبود. و این فیلمِ مستقل واقعاً بر تأکیدِ توانمندسازیِ زنان تأکید گذاشت.
---
فیلمی واقعاً خوب و گل گادوت انتخابی کامل برای واندر وومن است.
---
من واقعاً از واندر وومن لذت بردم، مخصوصاً بعد از معرفی دیانا در BvS با آن تم موسیقی فوقالعاده. دلم برای صحنهٔ دستوبازو (گلوله و دستبند) که موجب بازگرداندن استیو به دنیای انسانها میشود تنگ شد؛ ای کاش آنجا هم میآمد. پتی جنکینز احتمالاً انیمیشنهای لیگ عدالت را دیده چون بعضی طراحیها به آنها شباهت دارد. خواندهام که بعضیها، پردهٔ سوم را جشنوارهٔ CGI دانستهاند؛ اما وقتی دیانا نیمهخدای جنگ با ارس میجنگد، طبیعی است که سکانسهای زیادی جلوههای بصری داشته باشند. سفر با کشتی بهجای هواپیمای نامرئی هم فرصتی بود که از دست رفت. آبهای درمانی تمیسکیرا خوب بود؛ البته ترجیح میدادم پرتو شفابخش بنفشتر باشد، اما پتی جنکینز به حالت طبیعیترِ احترام به زمین و بدون سلاح/بدون برق/وگان بودن جامعه وفادار مانده است.
امتیاز: ۱۰/۱۰
---
کلیت: واندر وومن انتظارات بالای طرفداران قدیمی را برآورده میکند و با اکشن شگفتانگیز، تصاویر فوقالعاده و شخصیتهایی صادق، طرفداران جدیدی هم بهدست میآورد.
انتخاب زک اسنایدر از گل گادوت برای نقش واندر وومن ضربهٔ نبوغآمیزی بود که در این فیلم درخشان شد. گل گادوت در نقش دیانا قدرتمند و در عین حال مهربان دلها را برد. پتی جنکینز تعادلِ ظرافت و قدرت را در سراسر فیلم حفظ کرد. صحنهٔ نو منزلند (No Man’s Land) یکی از بهترین صحنههای اکشن در فیلمهای کمیک بوکی است. واندر وومن پر از لذت، اکشن، ظرافت و اهمیت است و در دریای رو به گسترش فیلمهای کمیک بوکی واقعاً برجسته است.
---
آرام باشیم... میخواهم ابتدا به «حاشیهها» بپردازم و باورم نمیشود که باید اینطور بنویسم: این واندر وومن است! نمیفهمم چرا باید اینقدر سیاسی شود. من فکر نمیکنم واندر وومن بهترین قهرمان زن در فیلمهای اکشن یا علمی-تخیلی باشد، و این به معنی زنستیزی نیست.
عدم تحسین من نسبت به واندر وومن از تنفر نسبت به نقشهای قوی زنانه نیست؛ من مثلاً سارا کانر (بهویژه در Terminator: The Sarah Connor Chronicles) را از همه قویتر و جذابتر میدانم. او نمونهٔ بارزِ یک نقش زن قوی با انضباط نظامی و آمادهٔ فداکاری است. از طرف دیگر، پیش از واندر وومن هم نمونههای برجستهٔ نقشهای زن قوی در سینما وجود داشتهاند: الن ریپلی، بوفی (نسخهٔ تلویزیونی) و دیگران. پس کسانی که واندر وومن را بهترین نمیدانند الزاماً زنستیز نیستند؛ شاید صرفاً شناختِ آثار دیگر را نیز دارند.
حالا دربارهٔ فیلم: چرا همهچیز باید تیره، واقعگرایانه و خشن باشد؟! من فقط یکی از فیلمهای نولانِ بتمن را پسندیدم و واندر وومن و سوپرمن و لیگ عدالت که بتمن نیستند. اگر فیلم ابرقهرمانی میخواهید که بیش از حد واقعگرایانه باشد، در همان ژانر درام دنبال آن بگردید. تعداد کمی از ابرقهرمانان هستند که میتوان آنها را کاملاً تاریک کرد: بتمن، دردویل، گرین اررو... اما واندر وومن اینگونه نیست. کارگردان و نویسندگان باید بیشتر روی ساخت یک فیلم واقعی واندر وومن تمرکز میکردند تا تقلید از بتمن؛ همین اشتباه عامل شکست Batman v Superman هم بود.
---
«واندر وومن» فیلمی اثرگذار بود که جهان دیسی را احیا کرد و اشتیاق نسبت به لیگ عدالت را دوباره زنده ساخت. بازی گل گادوت در نقش واندر وومن گرچه از نظر بازیگری مورد انتقاد قرار گرفت، از نظر بصری جذاب و مناسب نقش بود. انتخاب جنگ جهانی اول بهعنوان بستر داستان و تعاملات شخصیتها به عمق داستان افزود و لحظات طنز سریع تجربهٔ کلی را بهتر کرد. صحنههای مبارزه هیجانانگیز بودند و شخصیتِ قویِ واندر وومن را به نمایش گذاشتند، و همین باعث میشود فیلم را با وجود کاستیهای بازیگری تماشاکردنی بدانیم.
از طرف دیگر، «Wonder Woman 1984» نتوانست به سطح فیلم اول برسد و دنبالهای نامنسجم و ناامیدکننده بود که از مسیر دنیای دیسی دور شد. پیچیدگی بههمریختهٔ داستان، کمهیجان بودن و شرّورِ کمپرداخته به میراث مثبت فیلم اول آسیب زد. پتی جنکینز در مدیریت داستان و قوسهای شخصیتی ناتوان ظاهر شد و بینندگان را با تجربهای نهچندان خوب و اغلب مملو از CGI بیش از حد و کمبود محتوا تنها گذاشت.
در نهایت، «Wonder Woman 1984» گامی اشتباه در فرنچایز واندر وومن بود؛ نتوانست جادوی نسخهٔ اصلی را تکرار کند و طرفداران را ناامید کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران