برخلاف اکثر مردم سارا هاپکینز مایل است خدا را فقط با حرف زدن او باور کند. بنابراین وقتی می شنود که واعظ می گوید: ایمان می تواند کوه ها را حرکت دهد، شروع به دعا کردن می کند. همه چیز با ورود پرنده ای مرموز تغییر می کند و ...
برخلاف اکثر مردم سارا هاپکینز مایل است خدا را فقط با حرف زدن او باور کند. بنابراین وقتی می شنود که واعظ می گوید: ایمان می تواند کوه ها را حرکت دهد، شروع به دعا کردن می کند. همه چیز با ورود پرنده ای مرموز تغییر می کند و ...
فیلم «دختری که به معجزهها ایمان دارد» (۲۰۲۱) تجلی بدترین خصلتهای درامهای مبتنی بر ایمان و، به طور کلی، دین است. مشکل فقط این نیست که شخصیت محوری فیلم بیکموکاست حیوانات مرده را مثل «Pet Sematary» زنده میکند و مثل یک سایمون ماگوس مدرن به نابینایان بینایی بازمیگرداند؛ مشکل اصلی رفتار ریچارد کورل، همنویسنده و کارگردان، با این موضوع است که همهچیز را بهطور تحتالحرفی...
فیلم «دختری که به معجزهها ایمان دارد» (۲۰۲۱) تجلی بدترین خصلتهای درامهای مبتنی بر ایمان و، به طور کلی، دین است. مشکل فقط این نیست که شخصیت محوری فیلم بیکموکاست حیوانات مرده را مثل «Pet Sematary» زنده میکند و مثل یک سایمون ماگوس مدرن به نابینایان بینایی بازمیگرداند؛ مشکل اصلی رفتار ریچارد کورل، همنویسنده و کارگردان، با این موضوع است که همهچیز را بهطور تحتالحرفی و بهقیاسهای کتابمقدسی جلو میبرد.
این فیلم آدمرباییِ دختری مبتلا به تومور مغزی از بیمارستان را توجیه میکند، او را در طوفان از بیمارستان بیرون میبرند، به نقطهای دورافتاده در جنگل میرسانند و برای معجزه دعا میکنند. از آنچه در تلویزیون دیدهام، بیمارستانها نمازخانه دارند—پس چرا آنجا دعا نمیکنند؟ با وجود اینکه هر جا پیدا میشود، بهطرز عجیبی این نقطهٔ خاص جنگل «برای خدا معنی ویژهای» دارد. شاید آنجا آنتن خدا بهتر است؟
سارا هاپکینز (با بازی آستین جانسون) نه تنها به قدرت دعا ایمان دارد، بلکه از آن استفاده و سوءاستفاده میکند. هیچ چیز هست که برایش دعا نکند؛ مثلاً بردن تیم برادر بزرگترش در بازی فوتبال. اما دعای او فقط یک گل را تضمین میکند. سارا به پدربزرگش (پیتر کویوت) میگوید: «تو گفتی اگر زیاد دعا کنم، ما برنده میشویم.» به ذهنش نمیرسد که شاید کسی از تیم مقابل بیشتر دعا کرده باشد—یا محتملتر اینکه خدا اصلاً برای فوتبال خردسالان اهمیتی قائل نیست.
همان روز، سارا پرندهٔ مردهای را در ساحل دریاچه پیدا میکند و آن را دوباره زنده میکند. نهتنها دعایش مستجاب میشود، بلکه گویا برای جبران شکست فوتبال، خدا خودش را در قالب مردی «جوان و مهربان» آشکار میسازد که ممکن است تیشرت و شلوار جین پوشیده باشد. در ابتدا داستان سارا با تردید روبهرو میشود: «دنی و سیندی این صحنه را دیدند و حتی باورش ندارند. به مادرم گفتند شاید انعکاس عجیبی روی آب بوده، یا پرنده بیهوش یا مریض بوده.» شاید هم فقط دلتنگ فیوردها بوده است.
بهزودی سارا به زنده کردن حیوانات بزرگتر هم میپردازد—مثلاً سگ قلدر محل را که پس از این ماجرا قلبِ قلدر سه سایز بزرگ میشود (منظور قلب قلدر است، نه سگ). نوبتِ آزمایشهای انسانی هم میرسد. خوشفرمآمد، بهترین دوست سارا روی صندلی چرخدار است. سارا برایش دعا میکند و روز بعد او مانند پایان «دکتر استرنجلاو» با ایفای پیتر سلرز از صندلیاش بلند میشود. این تحول غیرمنتظره دکتر بن رایلی (کوین سوربو) را برآشفته میکند، نه آنقدر که با آموزههای پزشکیاش در تضاد باشد، بلکه چون دکتر—که شبیه هرکُلِسِ سینمایی است—خدا را بابت مرگ پسرش سرزنش میکند. میدانیم که این پزشک دوباره ایمانش را بازیابی خواهد کرد، چون دوباره نقش را کوین سوربو بازی میکند. در این میان، مادر سارا میرا سوروینو است که چند دهه پیش برای «Mighty Aphrodite» اسکار گرفته بود. چه سقوطی برای بزرگان.
همانطور که ضربالمثل میگوید، پسر کفاش همیشه پابرهنه است: معلوم میشود سارا خود مبتلا به تومور مغزیِ غیرقابل جراحی است. بنابراین برادرش و نامزدش—دنی و سیندی—او را از بیمارستان بیرون میبرند و به همان دریاچهای میبرند که ماجرا از آنجا شروع شده بود. در راه، گرگی سد راهشان میشود که باید نمادی از شیطان باشد یا چیز دیگری؛ و تعجبآور اینکه سگ قلدر از ناکجا پیدایش میشود و آنها را نجات میدهد.
کورل یا آدمی است که با بدجنسی از ایمان دیگران بهرهبرداری میکند، یا خود واقعاً مؤمن است؛ در هر صورت، این موضوع او را تبرئه نمیکند. همانطور که سن جروم نوشته است: «نادانی خود را نادیده گرفتن حتی بدتر است.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران