در میانه قرن نوزدهم، در مرز سواحل شرقی امریکا، دو زوج همسایه با سختی و تنهایی دست و پنجه نرم می کنند. آنها که در محیطی زیبا اما چالش برانگیز احاطه شده اند و از جنبه جسمانی و روانی آزموده می شوند.
در میانه قرن نوزدهم، در مرز سواحل شرقی امریکا، دو زوج همسایه با سختی و تنهایی دست و پنجه نرم می کنند. آنها که در محیطی زیبا اما چالش برانگیز احاطه شده اند و از جنبه جسمانی و روانی آزموده می شوند.
پیشدرآمد: صادقانه بگویم که من معمولاً طرفدار آثار تاریخی یا رمانهای عاشقانهای که در قرنهای گذشته رخ میدهند نیستم. شاید این نظر عجیب یا ناعادلانه به نظر برسد، اما بهطور کلی دیالوگها اغلب برای سلیقهام خیلی شاعرانه و بیش از حد آراسته به نظر میرسند. برای آنکه نسبت به یک شخصیت یا رابطهای احساسِ درگیرکنندهای پیدا کنم، به عناصر واقعی نیاز دارم: رشد معتبر شخصیت،...
پیشدرآمد: صادقانه بگویم که من معمولاً طرفدار آثار تاریخی یا رمانهای عاشقانهای که در قرنهای گذشته رخ میدهند نیستم. شاید این نظر عجیب یا ناعادلانه به نظر برسد، اما بهطور کلی دیالوگها اغلب برای سلیقهام خیلی شاعرانه و بیش از حد آراسته به نظر میرسند. برای آنکه نسبت به یک شخصیت یا رابطهای احساسِ درگیرکنندهای پیدا کنم، به عناصر واقعی نیاز دارم: رشد معتبر شخصیت، گفتگوهای واقعی و اجراهای اصیل. یک فیلم با یک نمایشنامه یا رمان تفاوت دارد؛ مثلاً روایت (voice-over) اغلب در مورد کتاب یا تئاتر بهتر جواب میدهد تا در اقتباس سینمایی.
با این مقدمه میخواهم روشن کنم که معمولاً نظر مثبتی نسبت به فیلمهای این ژانر ندارم. مگر اینکه بهطور قاطع فکر کنم فیلم فاجعه است، معمولاً آن را توصیه نمیکنم. با این حال، میدانم احتمالاً در مورد The World to Come در اقلیت خواهم بود، اما این هم یک درام عاشقانهی دیگر است که واقعاً از آن لذت نبردم. فیلم از لحاظ فنی نکات چشمگیری دارد و تعدادی اجرای خوب نیز در آن دیده میشود، اما از نظر داستان و شخصیتها برایم کمفروغ و کمتر از انتظارم غافلگیرکننده بود.
اولاً باید اعتراف کنم با روایت گسترده و مدام از طریق صدای درونی یک شخصیت مشکل دارم. مگر اینکه روایت ویژگی خاصی داشته باشد، برایم دشوار است که واقعاً گیرا یا سرگرمکننده باشد. فیلمنامهٔ ران هانسن و جیم شپرد به اندازهٔ دیالوگها، روایت (افکار شخصیت) دارد و در نهایت این موضوع به بخشی بحثبرانگیز تبدیل میشود که من با آن راحت نبودم. از یک سو، این روایت بدون شک به احساسات ابیگیل عمق میدهد و آنچه او دربارهٔ همهچیز و بهویژه دربارهٔ تالی احساس میکند را بهطور کامل شرح میدهد، بنابراین بخش مهمی از روایت است.
از سوی دیگر، همین لحن را از آغاز تا پایان حفظ میکند و هرگز انفجار انرژی، برداشت طنزآمیز یا چیزی متفاوت از حس یکنواخت و کسلکنندهٔ شنیدن کسی که صرفاً متنی را میخواند، ارائه نمیدهد. مونا فستولد عمداً ریتم کندی را برمیگزیند که از نظر من تا حدی مناسب است، اما رابطهٔ نسبتاً پختهشدهٔ بین دو زن نتوانست کاملاً قصهٔ نسبتاً کمهیجان را جبران کند. متأسفانه احساس میکنم آنقدر که باید برای ابیگیل و تالی دلسوزی نکردم. دربارهٔ همسرانشان هم میدانم که لازم بوده آنها بیتفاوت یا بسیار حسود نشان داده شوند تا رابطهٔ عاشقانهٔ مرکزی فیلم رشد کند، اما این مسئله تا حدی علاقهام را کاهش داد.
با این که فیلم از جذابترین آثار اخیرم نیست، دو اجرای خوب از کاترین واترستون و ونسا کربی دارد. هر دوی آنها شیمی قانعی دارند که صحنههای خصوصی را صمیمیتر میکند. از نظر فنی باید به موسیقی زیبا و ماندگار دنیل بلومبرگ اشاره کنم که شاید عنصر اصلیای بود که چشمانم را به صفحه میخکوب نگه داشت. طراحی صحنهٔ برجستهٔ ژان ونسان پوزو بهواسطهٔ مناظر چشمنوازش سخت میتوان نادیده گرفته شود. طراحی لباس لومینیتا لونگو مناسب بهنظر میرسد، اما واقعاً موسیقی بلومبرگ است که توجه را به خود جلب میکند؛ تنها بخش فیلم که مایل بودم دوباره به آن گوش دهم.
خلاصه، The World to Come باز هم یک درام عاشقانهٔ موقتی است که متأسفانه مرا کامل قانع نکرد. کارگردانی مونا فستولد نسبتاً قوی است و او کنترل خوبی بر ریتم کندِ هدفمند دارد. اما فیلمنامهٔ ران هانسن و جیم شپرد بیش از حد به روایت دقیق متکی است که گرچه لایههایی به شخصیتها اضافه میکند، در نهایت تکراری، فرساینده و خستهکننده میشود. کاترین واترستون و ونسا کربی با دو اجرای چشمگیر تلاش میکنند روایت را سرپا نگه دارند، اما نمیتوانند قصهٔ پیشبینیپذیر و کماثر را جبران کنند. طراحی زیبای تولید، صحنه و لباس فیلم را بالا میبرد، اما موسیقی حیاتی است که بدون آن احتمالاً حفظ توجهام دشوار میشد و در نهایت دیدن فیلم را نجات میدهد. از نظر محتوایی، بهترین تمجیدی که میتوانم بکنم این است که فیلم نشان میدهد در آن زمان زنان چگونه رفتار ناعادلانهای میدیدند و روابط همجنسگرایانه به همان اندازه یا حتی بیشتر از روابط دگرجنسگرایانه از شیمی برخوردارند. از آنجا که من مخاطب اصلی این ژانر نیستم، آن را به طرفداران ژانر توصیه میکنم.
امتیاز: C
-------
«The World to Come» که از داستان کوتاه جیم شپرد (۲۰۱۷) اقتباس شده، به همان اندازه که نثر شاعرانهٔ نویسنده شیک و دلنشین است، فیلمی دقیق و زیباست. شپرد در نگارش فیلمنامه همراه ران هانسن نیز بوده و نویسندگی شیوای او فیلمی دلپذیر دربارهٔ دو زن در جستوجوی نزدیکی در قرن نوزدهم خلق کرده است.
در شمال ایالت نیویورک، ابیگیل (با بازی کاترین واترستون) پس از مرگ تنها فرزندش در چهار سالگی غمزده است. او تا حد امکان به خانه و همسر کشاورزش، دایر (کیسی افلک)، میرسد. بین آشپزی، نظافت و دوشیدن گاوها، ابیگیل بهطور آرام دفترچههای خاطراتی از احساساتش مینویسد و داستان را از منظر خودش با خواندن از یادداشتهایش روایت میکند.
قدری هیجان وارد زندگی او میشود وقتی تازهواردانی بهنام فینی (کریستوفر ابدت) و تالی (ونسا کربی) به شهر میآیند. این دو زن فوراً با هم الفت پیدا میکنند و بهزودی درمییابند که پیوندشان فراتر از دوستی ساده است. تمایل آنها به یک رابطهٔ مخفی میانجامد که زندگی همه را دگرگون میکند.
داستان چندان پیچیده نیست، اما روایت فکرشده و زیباى مونا فستولد نوشتهٔ توصیفی شپرد را زنده میکند. در فیلم زیرمتنی فمینیستی هم موج میزند، چرا که به واقعیتهای سختی که زنان در این دوره از تاریخ آمریکا با آن مواجه بودند میپردازد. آن زمان ارزش و اعتبار زن تا حد زیادی با مادریاش سنجیده میشد و اگر قادر یا مایل به فرزنددار شدن نبود، کمارزش انگاشته میشد. زنها موظف به انجام وظایف مشخصی بودند و تحت کنترل مردی سلطهجو یا نهادهای مذهبی قرار میگرفتند. تالی و ابیگیل دو همسر بسیار متفاوت دارند؛ یکی مهربان و دیگری ظالم، و داستان عاشقانهشان ترکیبی از شعف و غم است. هر یک در زندانی بهنام زندگی که از آن گریزی نیست محبوساند.
فیلم نمایشهای درخشانی از تمام بازیگران ارائه میدهد، از جمله دو نقش درخشانِ جدید در کارنامهٔ کربی و واترستون. افلک بهعنوان مردی مهربان و همدل قابل اتکا است، در حالی که ابدت فینی را با مقدار مناسبی از نکوهشبرانگیزی بازی میکند. بازیگران به همان اندازه که فیلمنامه قوی است برجستهاند و وقتی با کارگردانی دقیق فستولد ترکیب میشوند، «The World to Come» را به یک درام تاریخی چشمنواز تبدیل میکنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران