فیلم The Burnt Orange Heresy انگار میخواهد برای نقاشی همان کاری را بکند که The Ninth Gate برای کتابها کرد. مشکل این است که در فیلم پولانسکی کتابهایی وجود داشتند که نه تنها جزو دکور بودند، بلکه خودشان آثار هنری مستقلی بهشمار میآمدند. در مقابل، در این فیلم نقاشی بهندرت دیده میشود؛ در واقع، کمتر از آن چیزی است که به چشم میآید.
جیمز فیگِراس (با...
فیلم The Burnt Orange Heresy انگار میخواهد برای نقاشی همان کاری را بکند که The Ninth Gate برای کتابها کرد. مشکل این است که در فیلم پولانسکی کتابهایی وجود داشتند که نه تنها جزو دکور بودند، بلکه خودشان آثار هنری مستقلی بهشمار میآمدند. در مقابل، در این فیلم نقاشی بهندرت دیده میشود؛ در واقع، کمتر از آن چیزی است که به چشم میآید.
جیمز فیگِراس (با بازی کِلِس بنگ) از نظر رسمی منتقد هنر است، ولی بیشتر شبیه یک تبلیغاتچی عمل میکند. او کتابی بهنام قدرتِ منتقد نوشته و در سخنرانیهایش دربارهٔ همان «قدرتِ منتقد» حرف میزند. در یکی از این سخنرانیها از یک «حرکت بلاغی» استفاده میکند: حکایتی از یک نقاش نروژی شکنجهدیده که از پرترههای افسران نازی که مجبور به کشیدنشان در اردوگاه بود، وحشتزده شد، قسم خورد دیگر قلممو به دست نگیرد و به نقاشی با انگشت روی آورد.
آن حکایت آنقدر نامعقول است که ما پنج ثانیه قبل از اعتراف جیمز درمییابیم که دروغ است، اما نکته این است که او میگوید «بهخاطر آنچه من، بهعنوان یک منتقد و کارشناس، با شما بهاشتراک گذاشتم... تجربهٔ شما از این نقاشی را شکل دادم... من یکتنه به شما باوراندم که این [یک نقاشی بینام و نشان که خودِ جیمز بدون دقت یا الهام واقعی آن را روی میز گذاشته] شاهکار است.»
در واقع، جیمز فقط با احساسات مخاطب بازی کرد. حرفش، چه ساخته و پرداخته باشد چه نه، هیچ بینش عینی یا نظر «تخصصی» ارائه نداد. آیا اگر او بهجای نقل یک قصهٔ ناراحتکننده که قدرتش در روایت است نه در راوی، به بحثهای عمیقتری دربارهٔ تکنیک، سبک، ترکیببندی و از این قبیل میپرداخت، استدلالش دربارهٔ «قدرتِ منتقد» قانعکنندهتر نبود؟ شاید او باید کتابش را «قدرتِ بلاغت» عنوان میکرد.
با این همه، بهنظر میرسد که سازندگان فیلم قصد داشتهاند جیمز را دقیقاً بهعنوان یک سواستفادهگر نشان دهند (که از این بابت ایرادی نیست؛ مشکل من این است که او خیلی آشکاراً چنین نقشپذیری دارد). اینکه از بزرگنماییِ اقتدارِ خود بهعنوان نشانهٔ ضعف استفاده میشود، برای خودِ شخصیت ناآشکار است، اما نه لزوماً برای فیلمسازان؛ آنها جیمز را یک معتاد و کلاهبردار نشان میدهند؛ در این معنا، لافزدنش دربارهٔ اقتداری که واقعاً ندارد وقتی بهعنوان رفتارِ معمولِ یک معتاد دیده میشود منطقی بهنظر میرسد — زیاد تفاوتی با وقتی ندارد که میگوید «میتوانم تمامش کنم [عادت قرص خوردنم را]... فقط منتظر موقعیت مناسب هستم.»
متأسفانه، این تقریباً تنها نکتهای است که فیلمسازان درست از آب درآوردهاند. نقطهٔ سقوط فیلم از زمانی آغاز میشود که مجموعهدار ثروتمندی بهنام جوزف کَسیدی (با بازی میک جگر که معلوم است دوست دارد هر جای دیگری باشد) معرفی میشود. او عضو هیئت امنای «صندوق دِبنی» است و قرار است برای «مرد بزرگ» — نقاش گوشهگیر جِروم دِبنی (با بازی دانلد ساترلند) — پذیرایی فراهم کند.
دِبنی در «خانهٔ کوچکی در حال فرسایش... در کنارهٔ ملکِ کَسیدی» زندگی میکند، اما چندان برای میزبانش اهمیتی قائل نیست و اغلب دعوت روزانهٔ کَسیدی برای ناهار خوردن را رد میکند. کَسیدی از جیمز میخواهد که برایش یک نقاشی دِبنی «تأمین» کند و در ازای آن مصاحبهٔ اختصاصی با «مرد بزرگ» را به او میدهد؛ شیوهٔ اقناع کَسیدی نیمه رشوه است، نیمه باجگیری، و کاملاً بیمنطق.
واضح است که کَسیدی هرگز آن ضربالمثل «اگر کوه به محمد نرسد، محمد باید به کوه برود» را نشنیده؛ اینکه دقیقاً چه مانعی باعث شده او خودش به آن خانهٔ فرسوده برود و مستقیم با دِبنی معامله کند، همچنان یک معما خواهد ماند — معمایی بههمان اندازهٔ حلنشدنی که دلیل اینکه مرد ثروتمند حتی تلاش نمیکند دِبنی را با چیزی جز ناهار رشوه دهد. نباید خیلی دشوار باشد که پیرمرد را با پول یا پیشنهادی واقعیتر مجاب کنند (دِبنی اعتراف میکند که نسبت به «بیوه محلی» ضعفی دارد)؛ بههرحال این همان مردی است که صندوق خیریهای بهنام او وجود دارد. افزون بر این، مشخص میشود که کَسیدی در واقع بهدنبال یک دزدِ هنر است، نه لزوماً یک منتقد هنر (اگر بتوان جیمز را منتقد خواند).
با اینحال، در دفاع از کَسیدی باید گفت دِبنی از حد دیوانگی گذشته است، و همانطور که جیمز قرار است کشف کند، دلیل قدرتمندی وجود دارد که چرا کَسیدی نمیتواند به آثار دِبنی دست پیدا کند — و وقتی میگویم «قدرتمند»، منظورم «واقعاً، واقعاً احمقانه» است. من آن را لو نمیدهم، اما بگذارید بگویم که حتی از ماجرای نقاش انگشتیِ نروژی هم مضحکتر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران