« ماكس كیدى » ( میچم )، بیمار روانى، پس از شش سال حبس به جرم هتك حرمت و ضرب و شتم، آزاد مىشود. او در فكر انتقام از « سام بودن » ( پك )، وكیل محترمى است كه در دادگاه علیه او شهادت داده بود...
« ماكس كیدى » ( میچم )، بیمار روانى، پس از شش سال حبس به جرم هتك حرمت و ضرب و شتم، آزاد مىشود. او در فكر انتقام از « سام بودن » ( پك )، وكیل محترمى است كه در دادگاه علیه او شهادت داده بود...
مکس کِیدی مردی نیست که تهدیدهای بیاساس کند.
کِیدی تازه از زندان آزاد شده و به فلوریدا آمده تا دنبال شخص مشخصی بگردد: وکیلی بهنام سم بودن، کسی که کِیدی او را مسئول سالهای حبسش میداند. وقتی بودن پی میبرد که کِیدی بهدنبال انتقام است و خانوادهاش در خطر جدی قرار دارند، از پلیس کمک میطلبد؛ اما چون کمکی از آنها نمیگیرد، قانون را کنار میگذارد...
مکس کِیدی مردی نیست که تهدیدهای بیاساس کند.
کِیدی تازه از زندان آزاد شده و به فلوریدا آمده تا دنبال شخص مشخصی بگردد: وکیلی بهنام سم بودن، کسی که کِیدی او را مسئول سالهای حبسش میداند. وقتی بودن پی میبرد که کِیدی بهدنبال انتقام است و خانوادهاش در خطر جدی قرار دارند، از پلیس کمک میطلبد؛ اما چون کمکی از آنها نمیگیرد، قانون را کنار میگذارد و همه مسیرشان به سوی آن مکان تهدیدآمیز به نام «کیپ فیِر» است.
فیلم نمونهای درخشان از شرارت و تعلیق است؛ از هر نما هیجان و دلهره میبارد و نزدیک به وحشت عمل میکند. فیلم برگرفته از رمانی به نام «The Executioners» نوشته جان دی. مکدونالد است و با انتخابهای بازیگری دقیق و کارگردانی که در ریتم دادن استاد است تقویت میشود، بهطوری که در ژانرِ دشوار تریلر، اثری برجسته و ماندگار پدید آمده است. رابرت میچام نقش کِیدی را بازی میکند؛ مردی درشتاندام با چهرهای بیوجدان که صرفاً با هدفهای مصممش ترسآور است و میچام آشکارا از بازی در چنین نقشی لذت میبرد. در نقش بودن، گرگوری پک ظاهر شده است؛ وکیلی رسمی و سختگیر که مجبور میشود سختی و مقاومت درونش را بیرون بکشد. همراهی بازیگران فرعی عالی مانند مارتین بالسام، تلّی ساوالاس و پالی برگن نیز فیلم را پُرمایهتر کرده است.
یکی از نقاط قوت فیلم، موسیقی چشمگیر برنارد هرمان است؛ اثری تمامعیار که اعصاب را میسوزاند با زهیهای دیوانهوار و بَرُنجِیِ سنگین که مدتها پس از پایان فیلم در گوش میماند. تصویربرداری سام لیویت و کارگردانی جی. لی تامپسون نیز با استفاده ماهرانه از نور و سایه، احساس تهدید را بهصورت حضورِ دائمی و سنگین حفظ میکنند، گویی دلهره خود به نیرویی هراسانکننده بدل شده است.
گفتوگوها بهخوبی با تجسم شخصیتها تقویت شدهاند؛ ببینید چگونه کِیدی با آرامش توضیح میدهد که در زندان چگونه قانون را آموخته یا هنگام رویارویی با زنان خانواده بودن با تهاجم جنسی منحرفی همراه است — بدطینتیاش تجسم یافته و عملاً نیرویی شیطانی است. حتی شکستن یک تخممرغ بهگونهای نمادین به نشانه درد آزادشده تبدیل میشود. تامپسون در طول فیلم پرفشار کنترل را از دست نمیدهد و در سهچهارم پایانی، بهویژه سکانسهای خفگیآور در خلیج کیپ فیِر، تسلطش بر فضا و تنش کاملاً مشهود است.
فیلم در ایجاد تعلیق و تهدید واقعی بسیار موفق است، هرچند ایرادهایی هم دارد. یکی از نکات قابل بحث، جنبهٔ حقوقیِ داستان است؛ در برخی نظامهای حقوقی امکان دارد قانون افراد را از یکدیگر دور نگه دارد وقتی حضور یا نزدیکیِ مداوم دیگری باعث احساس تهدید یا ارعاب شود، اما فیلم چنین راهحلهایی را در نظر نمیگیرد تا به تقابل نهایی بین دو مرد برسد. بههرحال از منظر سینمایی فیلم کارآمد است و مخاطب را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد.
گرگوری پک اجرای خوبی ارائه میدهد، اگرچه شاید چندان تحسینبرانگیز نباشد، و پالی برگن و لُری مارتین او را همراهی میکنند؛ اما اجرای برجسته متعلق به رابرت میچام است که نقش منفی را با تهدیدی طبیعی و حضور ظاهراً آرام اما در باطن پرتنش بازی میکند و همهچیز را از آن خود میسازد. از نظر فنی فیلم پرخرج یا متکبر نیست؛ فیلمبرداری چندان فِشرده نیست اما از امکانات خود بهخوبی بهره میبرد و نماهای بستهٔ مؤثری و برخی صحنههای نورپردازی با تأثیر نوآر و تأثر از آلفرد هیچکاک ارائه میدهد.
نکتهٔ برجستهٔ فیلم بیشک جلوههای صوتی و تصویری و موسیقی نمادینی است که برنارد هرمان ساخته و بعدها در بازسازی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. اگر به تریلرهای کلاسیک علاقهمندید، «کیپ فیِر» نمونهای قدرتمند از تعلیق سینمایی است که شایستهٔ بازبینی و شناخت دوباره است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران