پنج داستان به هم پیوسته که سرنوشت یک گروه از مسافران خسته را دنبال می کند. آنها که یک شب را در بزرگراه متروک بیابانی میگذرانند، باید با بدترین کابوس ها و تاریک ترین رازهای خود مقابله کنند...
پنج داستان به هم پیوسته که سرنوشت یک گروه از مسافران خسته را دنبال می کند. آنها که یک شب را در بزرگراه متروک بیابانی میگذرانند، باید با بدترین کابوس ها و تاریک ترین رازهای خود مقابله کنند...
اگر دنبال یک تریلر خوب میگردید که با حداقل جلوههای ویژه و متکی بر مهارت فیلمساز و بازیگران بخواهد لحظهها را به شما منتقل کند، این فیلم را دست کم نگیرید. «ساوتباوند» که توسط گروه مستقل Radio Silence ساخته شده، ژانرهای تریلر و وحشت را به سطح جدیدی میبرد و پنج داستان درهمتنیده را به نمایش میگذارد که شما را وادار میکنند چراغها را روشن...
اگر دنبال یک تریلر خوب میگردید که با حداقل جلوههای ویژه و متکی بر مهارت فیلمساز و بازیگران بخواهد لحظهها را به شما منتقل کند، این فیلم را دست کم نگیرید. «ساوتباوند» که توسط گروه مستقل Radio Silence ساخته شده، ژانرهای تریلر و وحشت را به سطح جدیدی میبرد و پنج داستان درهمتنیده را به نمایش میگذارد که شما را وادار میکنند چراغها را روشن کنید و به سلامت روان شخصیتها شک کنید. همهٔ بخشها در شهری بینام و نشان در بیابان رخ میدهند و با استفاده از ترس درونی مخاطب فضا را میسازند. در جریان روایت، میبینید هر داستان چگونه به داستان بعدی پیوند میخورد؛ پیوندهایی که ظریف و کناریاند اما اینگونه القا میکنند که خود محیط داستانها منبع خطر است، نه تجربههای منفرد و منحصربهفرد هر شخصیت. در این زمینه، فیلمسازان کار فوقالعادهای در ثبت جو ترس انجام دادهاند، طوری که از قصهای به قصهٔ دیگر میروید و جریان نیمهیکپارچهای فیلم را زنده نگه میدارد. برای نگارندهٔ این نقد، خوشایندترین نکته—همانطور که ممکن است برای بسیاری از تماشاچیان هم باشد—حداقل بودن جلوههای ویژه است؛ آنها آنقدر واقعیاند که بدون تأمل (یا بازگرداندن فیلم) متوجهشان نمیشوید.
بازیگری اگرچه در سطح جایزهٔ اسکار نیست، اما خوب اجرا شده و ترس و وحشت را در دیالوگها و کنشها حس میکنید. بهطور شگفتآور، برهنگیِ بیموردی که معمولاً در ژانر وحشت دیده میشود یا وجود ندارد یا آنقدر کم است که من صحنهای به یاد ندارم. صحنهها و لحظاتی هست که در ذهن میماند و مطمئناً موضوع بحث میان تماشاگران خواهد شد؛ ترسها بهاندازهٔ کافی بهیادماندنیاند تا دیدن این اثر را توجیه کنند. فیلمسازان یادآور آثار اولیهٔ هُرر-تریلرهایی مثل ساختههای M. Night Shyamalan هستند، اما با پیچشی خاص در نوع روایت. دیدن این فیلم را توصیه میکنم؛ اثری است که ارزش دیدن دارد و شاید در سالهای آینده به یک فیلم فرقهای تبدیل شود.
Modern-day Southern Gothic (مبتنی بر جادهٔ جنوب معاصر) تم بسیار خاصی برای یک آنتولوژی وحشت است؛ هرچند هیچکدام از بخشها بد نیستند، اما هیچکدام بهطور ویژهای برجسته هم نیستند.
امتیاز نهایی: ۲.۵ از ۵ — نکات زیادی داشت که مرا جذب کرد، اما بهعنوان یک کلیت آنطور که باید کار نمیکرد.
قصه(های) بیپایان!
پنج داستان، نوشته و کارگردانیشده توسط چهار کارگردان. این آنتولوژی در طول یک روز و یک شب رخ میدهد. در نگاه اول، فیلم آنقدرها که به نظر میآید بد نیست؛ هر داستان و پیوندهای بین آنها خیلی خوب انجام شده است. لایهها نه بهصورت ستونی، ردیفی یا دایرهای چیده شدهاند، بلکه شبیه همان چیزی هستند که روی پوستر میبینید: یک ستاره. خصوصاً اینکه یک شخصیت از هر داستان در داستان دیگری بهعنوان قربانی ظاهر میشود که این نکته برجستهای است. ترکیب ژانرها بسیار خوب از کار درآمده؛ فیلم صرفاً وحشت محض نیست و عناصر معما، تریلر و جنایی هم هوشمندانه کنار هم قرار گرفتهاند؛ بهویژه حلقه/لوپ روایت بسیار جذاب است.
من نمونههایی شبیه به این دیدهام، اما این یکی در برخی جهات کمی متفاوت و در برخی موارد بهتر بود. همهٔ داستانها فوقالعاده نیستند، اما هیچکدام هم ضعیف نیستند. هر پانزده دقیقه داستان تازهای باز میشود و فیلم به ما و اتفاقاتِ درونش نفس نمیدهد؛ بنابراین سرگرمیِ پُرتحرکی است، بهخصوص اگر از ژانرهای وحشت و تریلر خوشتان بیاید. اگر خوب توجه کنید، میتوانید معانی یا پیامهای پنهان بیشتری بیابید. این فیلم ارزش یک بار دیدن را دارد، اما همه از آن لذت نخواهند برد. اگر با فیلمهای درجهٔ B مشکلی ندارید، پس تماشای آن مانعی ندارد.
امتیاز: ۶ از ۱۰
۷۵ از ۱۰۰
آنتولوژیای از داستانهای همپوشان که بهصورت رشتهای از رویدادهای عجیب و ماورایی در امتداد یک بزرگراه دورافتادهٔ بیابانی (که احتمالاً نمادی از برزخ است) در طول ۲۴ ساعت روایت میشود. این کار با ریتم خوبی پیش میرود و صحنههای بسیار دلهرهآوری دارد... مخصوصاً موجوداتش. دقیق نمیدانم این موجودات شبیه درفشداران (reaper-like) چه معنایی دارند، ولی واقعاً جذاب بودند! اثر جایی راحت بین «منطقه گرگومیش» و مجموعهٔ «V/H/S» قرار میگیرد و تجربهای نخستین و پریشانکننده ارائه میدهد. پایانبندی خوبی هم دارد.
عموماً آنتولوژیها را دوست ندارم، چون همیشه بعضی داستانها خیلی ضعیفتر از بقیهاند و حتی وقتی همپوشانی دارند، نخ روایی محکمی ندارند. این فیلم در این زمینه بهتر عمل کرده و بین داستانها داستان ضعیفی نیست. همهٔ آنها نگرانکننده و عجیباند و بهطور یکسان هم عجیب نیستند، و این بیشتر حس همزیستی در یک جهان واحد را به مخاطب میدهد تا اینکه صرفاً مجموعهای از قصههای ترسناک روی هم چیده شده باشند. تا حدی از انسجام خالی است و چون روایتها کوتاهاند، برخی داستانها از نظر جریان روایی کمی نقص دارند، اما بد نیستند و اگر این سبک مورد علاقهتان است، دیدنش را پیشنهاد میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران