ترجمه و ویراستاری نظرات:
نظر ۱
توصیه کردن این بازآفرینی تازه از افسانه آرتور سخت است. فیلم چندان خوب نیست، ولی به نظر میرسد در سینما تجربه تماشای جالبی میبود. متأسفانه اکران سینمایی آن تمام شده و چون چندان موفق نیست، بعید است دوباره اکران شود. بنابراین تنها راهی که دلم میخواست آن را ببینم، راهی است که دیگر ممکن نیست — چون واقعاً چندان خوب نیست.
این...
ترجمه و ویراستاری نظرات:
نظر ۱
توصیه کردن این بازآفرینی تازه از افسانه آرتور سخت است. فیلم چندان خوب نیست، ولی به نظر میرسد در سینما تجربه تماشای جالبی میبود. متأسفانه اکران سینمایی آن تمام شده و چون چندان موفق نیست، بعید است دوباره اکران شود. بنابراین تنها راهی که دلم میخواست آن را ببینم، راهی است که دیگر ممکن نیست — چون واقعاً چندان خوب نیست.
این کملوتی است به سبک «سرزمین میانی». من معمولاً از بریتانیاییهای زرنگ و پرحرف در فیلمهایم خوشم میآید، اما فرمول گای ریچی برای این نوع آثار مناسب نیست. این تجربه فقط تا حدی در اولین فیلم شرلوک هولمز جواب داد و از آن زمان او کمکم از مسیر فاصله گرفته است. واقعاً جای تأسف است؛ امیدوارم گای ریچی به سبک همیشگیاش برگردد یا حداقل به سراغ اثرهای اوریژینال برود.
امتیاز نهایی: ۲.۵ از ۵ — نکات زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما در کلیت کار چندان موفق نبود.
نظر ۲
نگاهی متفاوت به «شمشیر در سنگ»!
این فیلم با یک سورپرایز همراه بود. میدانستم فیلمی از گای ریچی است و از کارهای قبلیاش خوشم آمده، اما به دلایلی ابتدا علاقهمندی زیادی نداشتم؛ حتی تریلر هم چندان قوی بهنظر نمیرسید. وقتی فیلم را دیدم متوجه شدم کاملاً در قضاوتم اشتباه کردهام. هنوز هم شاهکار نیست، اما سرگرمکنندهتر از چیزی است که فکر میکردم. جلوههای بصری عالی بودند، طراحی صحنه جلب توجه میکرد و داستان و بدلکاریها—بهویژه برخی slow-motionها—بسیار دقیق و تأثیرگذار بودند.
داستان پایه آشنای پادشاه آرتور را دارد: دو برادر درگیر میشوند و جوانی در محیطی سخت بزرگ میشود. وقتی شهر درگیر این افسانه میشود که شاهزاده بازگردد، وورتیگرن بهعنوان پادشاه تلاش میکند او را زودتر پیدا و تهدید را از بین ببرد. اما آنچه پس از آن رخ میدهد فراتر از انتظار اوست. در طرف دیگر، آرتور از حمایتهایی برخوردار است، بهویژه شمشیری که پدرش به او سپرده است.
این فیلم زنده و متفاوت است و همان انتظاراتی را که بیننده دارد برآورده میکند. موسیقی هم نقطه قوت دیگری است. بازیگران همه قابل قبول بودند و صعود چارلی هانام چشمگیر است؛ این فیلمهای اخیر او را به سطح بالاتری بردهاند. با اینکه گیشه ضعیف بود، اما فیلم بهنظرم بهتر از آن چیزی است که منتقدان گفتند. ارزش یک بار دیدن را دارد.
امتیاز: ۷/۱۰
نظر ۳
این روزها با حضور بچهها کلی فیلم دیدیم و سراغ بازخوانی افسانههای پِندرَگُن رفتیم: King Arthur: The Legend of the Sword. معمولاً دستکاری داستانهای کلاسیک خطرناک است—اگر چیزی خراب نیست، دست نزن—با این حال این بازخوانی را سرگرمکننده یافتم.
هسته داستان همان است: اوتر کشته میشود، اکسکالیبور در سنگ فرو میرود، آرتور شمشیر را بیرون میکشد و در نهایت شاه میشود؛ اما جزئیات بارها متفاوت روایت شدهاند. فیلم با صحنهای اکشن آغاز میکند که اوتر با موردرد مقابله میکند—موردرد همان از اول فیلم هست—که با جادوی سیاه و فیلهای جنگی عظیم به کملوت حمله میکند. بدون لو دادن جزئیات بیشتر، شمشیر در سنگ میماند و آرتور راه دیگری را در پیش میگیرد.
از ابتدا فیلم دو نکته را نشان میدهد: رویکردی متفاوت به حماسه پِندرَگُن و تأکید زیاد بر اکشن، جادو و جلوههای ویژه. نگران بازخوانیِ مکررِ حماسه بودم، اما در مجموع از فیلم لذت بردم.
فیلم رشد آرتور در شرایط دشوارتری نسبت به روایتهای سنتی نشان میدهد، اما این رشد با شتاب روایت شده و خیلی سریع به صحنهای میرسیم که آرتور شمشیر را از سنگ بیرون میکشد. این صحنه برایم کمی ضداوج و ناامیدکننده بود؛ لحظهای بزرگ و شگفتآور وجود نداشت، فقط سردرگمی. همانطور که خلاصه فیلم اشاره میکند، آرتور نه آماده است نه مایل به پذیرفتن نقش شاه. بنابراین فیلم مجبور است دیگران را به قانع کردن او اختصاص دهد—مفهوم قهرمانِ بیمیل را معمولاً دوست ندارم؛ خستهکننده است.
خوشبختانه آرتور گروهی از دوستان دارد که او را به مسیر درست هدایت میکنند و بخش زیادی از فیلم به این گروه اختصاص دارد. آرتور در نقش نوعی رابینهود جنگلی ظاهر میشود و با همراهانش حاشیههای وورتیگرن را میخارانند. هر بار که آرتور به سرنوشتش نزدیک میشود و سرانجام—یا بهتر بگویم مجبوراً—اکسکالیبور را میپذیرد، فیلم به جشنوارهای از جلوههای ویژه بدل میشود.
از نظر بازیگری و شخصیتپردازی، اکثر بازیگران عملکرد قابل قبولی دارند. خود آرتور با نقش قهرمانِ بیمیل دستوپنجه نرم میکند، اما بازیگر نقش آرتور کارش را خوب انجام داده است. وورتیگرن بهعنوان آنتاگونیست قابل قبول است. نقشِ ساحره هم خوشساخت است؛ هر زمان که چیزی رخ میدهد، این شخصیت حضور قدرتمندی دارد—نمیخواهید چشمکزدنِ این خانم را بهتان تکرار کنید!
همهچیز قدمبهقدم به جدال نهایی بین آرتور و وورتیگرن میرسد که بهخوبی اجرا شده: پر از اکشن، جادو و جلوههای بصری. از چگونگی پیشرفت داستان در پایان و تصاویر بصری واقعاً لذت بردم. نکتهای که در این نسخه دوست داشتم—یک هشداردقیق برای طرفداران داستان اصلی—این است که پایان فیلم بهمراتب کمتر تراژیک از روایت معمول آرتور است.
جمعبندی: اگر نسبت به هر بازخوانی از حماسه پِندرَگُن سختگیر هستید، شاید فیلم برایتان مناسب نباشد. اما اگر دنبال یک ماجراجویی فانتزی اکشن در دنیای پِندرَگُن هستید، احتمالاً از آن لذت خواهید برد. من لذت بردم.
نظر ۴
وقتی این فیلم پارسال پخش شد، من گای ریچی را نمیشناختم و فکر میکردم چرا آدمها چنین فیلمهایی میسازند. بعدها با آثار گای ریچی آشنا شدم و باز هم تعجب میکردم که چرا او فیلمی میسازد که اینقدر با سبک خودش متفاوت بهنظر میرسد. امروز بالاخره فیلم را دیدم و از تمام پیشداوریهایم پشیمانم.
ده دقیقه اول کمی خستهکننده است و ممکن است تعجب کنید که چرا او سبک همیشگیاش را کنار گذاشته، اما سپس اکشن واقعی آغاز میشود و همان دیالوگها، نماها، برشها و موسیقیِ معمول ریچی را میبینیم. فیلم پرانرژی است بدون اینکه اکشن غیرضروری داشته باشد. این بار انگلستان را در دنیایی متفاوت و زمانهای دیگر میبینیم.
جود لا در نقش پادشاه شیطانی فوقالعاده است—واقعاً همهچیز بود. اگر به دنبال پادشاه آرتور کلاسیک و سنتی هستید، احتمالاً این نسخه را دوست نخواهید داشت.
نظر ۵
خیلی اکشن، پر از CGI، هزینه زیاد، انبوهی از اشتباهات زمانی، اندک حس تاریخی و سرمایهگذاری کم روی شخصیتها؛ فیلمی که بهسرعت فراموش میشود.
نمیتوانم تعداد فیلمهایی را که درباره اساطیر آرتور ساخته شدهاند بشمرم؛ بسیاریشان را میشناسیم و بعضی بهیادماندنیاند و برخی نه. این فیلم احتمالاً خیلی زود فراموش خواهد شد. گای ریچی کارگردانی بلندپرواز است که گاهی فیلمهای رضایتبخشی میسازد و گاهی آثار ضعیف؛ این فیلم قرار بود آغاز یک مجموعه ششگانه باشد که بعید است به اجرا برسد. هزینه تولید و انتشار آن آنقدر بالاوابسته بود که شانس سوددهی برای استودیو نداشت و پروژه کنار گذاشته شد.
صادقانه بگویم، فیلم حتی بد هم نیست و تا حدودی سرگرمکننده است. اما به نظرم روی افسانههای آرتوری شرط نبسته و فقط عناصر اصلی و نامشخصها را گرفته تا داستانی نو بسازد که جلوههای CGI در آن بدرخشند. در واقع نقطه قوت فیلم در ارزشهای تولیدی و جنبههای فنی است: CGI باکیفیت است، صفحه را با افکتهای زیبا پر میکند و نبرد نهایی بین آرتور و وورتیگرن احتمالاً از نمونههای بهتر کار شده است. جلوههای صوتی بهخوبی عمل میکنند و تا حدی حس غوطهوری ایجاد میکنند. لباسها، طراحی صحنه و دکورها همه عالیاند و معلوم است پول زیادی هزینه شده است.
دیگر نقطه قوت، بازیگران شناختهشدهاند که جود لا درخشانتر از بقیه است. او در فاز خوبی از کارنامهاش قرار دارد و در این نقش با مهارت چنان هالهای از شرارت و جنونمانندگی ایجاد میکند که توجه را به خود جلب میکند. Djimon Hounsou هم بازی خوبی دارد و چارلی هانام هم عملکرد قابل قبولی ارائه داده، هرچند من از نحوه جانبخشیدن او به آرتور خوشم نیامد. اریک بنا و دیگر بازیگران هم کار نسبتاً مناسبی دارند، اما نقشآفرینی زنان در فیلم ضعیف است: Astrid Frisbey عملاً خیلی کماستفاده شده و Annabelle Wallis و Poppy Delevingne تقریباً در حد بازیگر ثانویهاند.
یکی از مشکلات فیلم این است که بیش از حد معاصر بهنظر میرسد و قادر نیست جوّ قرن ششم میلادی—دورهای که آرتور فرض میشود در آن زیسته—را منتقل کند. با وجود دکور و لباس و المانهای معماری که به امپراتوری روم اشاره دارند، شخصیتها هیچگاه واقعاً متعلق به آن دوره نیستند و رفتارشان قرن بیستویکمی است. اشتباهات صورتزمانی برجستهای هم هست: استفاده از شمشیرها و تجهیزات مربوط به قرنهای سیزدهم و چهاردهم در فیلمی که باید حدود هفتصد سال زودتر رخ داده باشد، واضح است. حضور وایکینگها هم نامناسب است؛ منطقیتر بود که پیختها، آنگلها، جوتها یا حتی ساکسونها حضور داشته باشند، نه وایکینگهایی که گسترش دریاییشان قرنها بعد آغاز میشود.
مشکل دیگر، کارگردانی ناپایدار ریچی است. او آنقدر مجذوب CGI و بصریها شده که بقیه جنبهها را فراموش کرده. فیلمبرداری و تصویربرداری گاهی ضعیف و ناامن است؛ تدوین نیز برشهایی تصادفی دارد و ظریف یا مؤثر نیست. موسیقی متن معمولی و فراموششدنی است. افراط در جلوهها و CGI باعث شده فیلم مصنوعی و تهی از احساس و دل نباشد، هرچند هزینه زیادی روی آن خرج شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران