باغبان 90 سالهای که سابقه خدمت بعنوان سرباز در جنگ جهانی دوم را داشته است، با کوکائینی به ارزش 3 میلیون دلار که متعلق به یک کارتل مواد مکزیکی میباشد، در مرز میشیگان دستگیر میشود...
باغبان 90 سالهای که سابقه خدمت بعنوان سرباز در جنگ جهانی دوم را داشته است، با کوکائینی به ارزش 3 میلیون دلار که متعلق به یک کارتل مواد مکزیکی میباشد، در مرز میشیگان دستگیر میشود...
خلاصه: جمعوجور، سنجیده و سادهفهم، هرچند میتوانست محتوای بیشتری داشته باشد.
«چند معتاد همین الآن در خیابان هستند فقط به این خاطر که آقای شارپ کوکائین را اینجا آورد؟» — واکنشی که مقاله نیویورکتایمز به ماجرای واقعی فیلم نشان داد.
فیلم «مالبر» با بازی و کارگردانی کلینت ایستوود، بازگشتی است برای بازیگریِ او پس از چند سال (اولین نقش بازیگری جدی از ۲۰۱۲) و یکی از آثارِ...
خلاصه: جمعوجور، سنجیده و سادهفهم، هرچند میتوانست محتوای بیشتری داشته باشد.
«چند معتاد همین الآن در خیابان هستند فقط به این خاطر که آقای شارپ کوکائین را اینجا آورد؟» — واکنشی که مقاله نیویورکتایمز به ماجرای واقعی فیلم نشان داد.
فیلم «مالبر» با بازی و کارگردانی کلینت ایستوود، بازگشتی است برای بازیگریِ او پس از چند سال (اولین نقش بازیگری جدی از ۲۰۱۲) و یکی از آثارِ کارگردانیِ پرشتابِ او (ایستوود از دیرباز به فیلمسازی کارا و کمحاشیه شناخته میشود: کمتر بازنویسی، تکتک پلانها مطابق فیلمنامه، دورتکرارهای محدود و تدوین مینیمال). با این حال، دوره درخششِ طولانیمدتِ او و مجموعه شاهکارهایی که در دهههای گذشته ساخته بود، بهنظر دیگر تکرار نمیشود و آثار اخیرش تا حدی ناامیدکننده بودهاند. «مالبر» در عین داشتن کاستیها، از نظر تماشاگرپسندی بهتر از اکثر کارهایِ اخیرِ اوست و شاید بهترین اثرش از زمان «گرن تورینو» باشد.
داستان درباره ارل استون (ایستوود) است، باغبانِ بازنشسته و کهنهسربازی که در ۲۰۰۵ در جشنوارهای تحسین میشود اما رابطهاش با خانوادهاش بههمخورده است. در ۲۰۱۷ خانواده با او قطع رابطه کردهاند، او ورشکسته شده و خانهاش در آستانه مصادره است. از سر ناچاری پیشنهادی میپذیرد که تنها شرطش «رانندگی کردن» است؛ بستههایی را از الپاسو به شیکاگو ببرد و هرگز داخلِ بستهها را نگاه نکند. بهزودی درمییابد بستهها حاویِ کوکائیناند و در پی دو-سه سفر اول، کارتل میزانِ محمولهها را افزایش میدهد. کارتلِ سینالوا به او لقب «تاتا» (پدربزرگ) میدهد و در سمتِ مقابل، تیمی از DEA به رهبری کاراکتری از لورنس فیشبرن و با حضورِ مأمورانی مثل بیتس (بردلی کوپر) و تربینو (مایکل پنا) در تعقیب او هستند.
فیلمنامه اثر نیک شِنک و برگرفته از یک داستان واقعی است: لئو شارپ، باغبانی که بهدلیل مشکلات مالی در میانسالی از سال ۲۰۰۵ حمل و نقل مواد مخدر را آغاز کرد و پس از دستگیری در سال ۲۰۱۱ محکوم شد. فیلم تا حد زیادی آن واقعیت را مبنای خود قرار میدهد، اما طرزِ روایت و انتخاب اولویتهاست که بحثبرانگیز است.
نقدهای اصلی فیلم به این قرارند:
- ساختار روایی شل و بیریشه بهنظر میرسد؛ فیلم بیشتر مجموعهای از صحنههای تاحدی مرتبط است تا یک روایتِ پرفشار و منسجم. قسمتهای طولانیِ رانندگی و تحویلِ بستهها تکرار میشوند و حسِ اضطرار یا اوجگیریِ دراماتیک چندانی ایجاد نمیشود.
- شخصیتها اغلب کمعمق و کمنقشاند؛ فرصتهای استفاده از بازیگران توانمند فیلم هدر رفته است (مثلاً کلایفتون کالینز جونیور بهخوبی کسی است که بتواند تهدیدآمیز باشد، اما حضورش اندک است).
- لحن فیلم نوسان دارد: از ملایمت و تأمل تا شوخیهای سبک و گاهی سهلگیرانه در قبال موضوعات جدی.
- برخوردِ فیلم با نژادپرستی و اقلیتها نگرانکننده است؛ شوخیهایی با واژگان و کلیشهها برای خندهِ صحنه بهکار میرود، در حالی که شخصیتهای غیرسفیدپوست اغلب یکبعدی و قالبی نمایش داده میشوند. صحنهای که مأموران خودرویی یک مرد جوان لاتین را متوقف میکنند و سریع درمییابند اشتباه کردهاند، میتوانست نقدی جدی به پدیده پروفایلینگِ نژادی باشد، اما در فیلم بیشتر بهسوی خنده هدایت میشود.
- مهمتر اینکه فیلم تقریباً هیچگاه پیامدهای اجتماعیِ واقعیِ قاچاق مواد مخدر—اعتیاد، تخریب خانوادهها، ویرانی زندگیها—را بهصورت مستقیم بررسی نمیکند. گویی محمولهها پرتقالاند؛ استون عملاً با درآمدِ حاصل از کار غیرقانونی کمکهایی به خانواده و انجمن کهنهسربازان میکند و فیلم تا حدی او را مثلِ رابینهودی معاصر جلوه میدهد، که این تصمیمِ روایت از منظرِ اخلاقی سوالبرانگیز است.
از سوی دیگر، نقاط قوتی هم وجود دارد:
- اجرای ایستوود در نقشِ ارل استون گرم، ظریف و تأثیرگذار است؛ او شخصیتِ پشیمان و فرسودهای را بازی میکند که در قامتِ جسمیِ بسیار آسیبپذیر ظاهر شده و بازیاش حسِ همدلی فراوانی میآفریند.
- فیلم بهصورت کلی گرم، خوشنما و خوشتماشا است؛ گاهی طنزِ ملایم و لحظاتی از احساس انسانیِ واقعی باعث میشود که علیرغم ضعفها، تماشای آن لذتبخش باشد.
- فضا و پرسوناژ مرکزی (پیرمردِ تنها که تلاش میکند اشتباهات گذشته را جبران کند) حسِ ملموسی دارد و برای تماشاگرانِ دوستدار آثارِ شخصیتمحور قابلِ جذب است.
در مجموع، «مالبر» فیلمی نیست که انتظار داشته باشید تحول اجتماعیِ بزرگی ایجاد کند یا از نظر سیاسی اثرگذار باشد. میتوانست فیلمی تند و تیز درباره قاچاق و پیامدهایش باشد، یا نقدی عمیق بر مسائل نژادی و ساختارهای قانونگذاری؛ اما ایستوود سراغِ چیزی آرامتر و شخصیتر رفته: تاملاتی درباره پیری، خانواده، پشیمانی و درکِ متأخرِ مسئولیتها. اگر این انتخابِ کارگردان را بپذیرید، فیلم سرگرمکننده و بهجایی هم میرسد؛ اگر بخواهید از آن انتظارِ یک تریلر جنایی اجتماعیِ سخت یا نقدی قوی داشته باشید، ناامید خواهید شد.
نظرات کوتاه دیگر منتقدان و تماشاگران جمعبندیشده:
- برخی تحسین کردند که فقط کارگردانی مثل ایستوود میتوانست چنین فیلمی را با این ترکیب بازیگران و این دید بسازد؛ فیلم ملایم و تأملی است تا اکشن خشونتآمیز.
- برخی آن را کند و تقریباً خستهکننده خواندند، اما اجرای ایستوود و جو انسانیِ فیلم را مثبت ارزیابی کردند.
- چند نظر فیلم را «خوب و قابل قبول» دانستند و آن را در رده آثارِ متوسط تا خوب ایستوود قرار دادند؛ بازیها صادقانهاند و فضا شخصی و مؤثر.
در مجموع: فیلمی ناپخته در بعضی جلوهها، اما خوشتماشا و بازیمحور؛ شایسته دیدن برای دوستداران آثار شخصیتی و برای کسانی که از ایستوودِ بازیگر لذت میبرند، اما اگر دنبال تریلر جناییِ تند و نقد اجتماعیِ تیز هستید، این فیلم آنچه میخواهید نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران