نامزد دریافت ۳ جایزهٔ اسکار — ۳۰ جایزه و مجموعاً ۲۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1991
اینکه زبانِ انگلیسی در فیلم بسیار کم گفته میشود ممکن است در ابتدا کمی دافعهزا به نظر برسد؛ تا وقتی یادآوری میکنید که این داستان بارها قبلاً روایت شده—کم و بیش همانطور که در کتاب مقدس آمده—و بنابراین زبانِ گفتوگوها اتکای چندانی بر پیامِ اصلی ندارد. وقتی این مسئله را پذیرفتم، از کیفیت تولیدی که مل گیبسون ارائه کرده بود تحت تأثیر قرار گرفتم. جیم...
اینکه زبانِ انگلیسی در فیلم بسیار کم گفته میشود ممکن است در ابتدا کمی دافعهزا به نظر برسد؛ تا وقتی یادآوری میکنید که این داستان بارها قبلاً روایت شده—کم و بیش همانطور که در کتاب مقدس آمده—و بنابراین زبانِ گفتوگوها اتکای چندانی بر پیامِ اصلی ندارد. وقتی این مسئله را پذیرفتم، از کیفیت تولیدی که مل گیبسون ارائه کرده بود تحت تأثیر قرار گرفتم. جیم کاویزل در نقش روز آخر زندگی عیسی پیش از مصلوب شدن، توازنِ فوقالعادهای از آسیبپذیری و شدتِ درونی نشان میدهد. فیلمبرداری بسیار خوب است و دقت در جزئیاتِ لباسها و صحنهها غنی و باورپذیر است. نیمساعت پایانی، خشونتی درجهیک و دیدنی دارد که تماشایش دشوار است، اما همین ویژگی plausibility (قابلیت باور) این بازنمایی فرضی از وقایع را تقویت میکند. بازیگران فرعی که اغلب چندان شناختهشده نیستند، خوب عمل میکنند و حسِ اجتنابناپذیریِ رخدادها را میسازند و موسیقی جان دبنی نیز پرحرارت و مؤثر است. فیلم در بعضی جاها با متنِ کتاب مقدس کمی بازی میکند و طبیعتِ بسیار عریان زندگیها (و عشقها!) و ضعفهای برخی شخصیتها تحریکآمیز است و تفاسیر سنتیتر را—مثلاً روشِ سسیل بی. دِمیل—به چالش میکشد. اما فیلم بیش از حد طولانی است؛ روند پیشآمدنِ ماجراها خیلی آرام است و گاهی وقت زیادی صرفِ پرداختِ سناریو برای موضوعاتی میشود که بسیاری از ما از قبل با آنها آشنا هستیم. در بعضی مقاطع کارگردانی کمی پرزور و هدایتشده است؛ فیلم از ما میخواهد نتایجی را که فیلمنامه گرفته میپذیریم، بهجای آنکه مجالِ قضاوت یا سنجشِ مستقلِ رویدادها را داشته باشیم. با این حال، گیبسون چیزی سوگانگیز صرف تحویل نداده؛ او تصویری از یهودیه در زمان اشغال روم را نشان میدهد، با تمام زشتیها و واقعیتهایش، و فیلم ارزش دیدن دارد.
مل گیبسون فیلم «رنج مسیح» (The Passion of the Christ، 2004) را کارگردانی کرده است که حدود دوازده ساعتِ آخرِ حیاتِ زمینیِ عیسی (یشوع) را بر اساس نگاشتههای کتاب مقدس و منابعِ عرفانیِ متداول بازنمایی میکند. جیم کاویزل در نقشِ اصلی بازی میکند و بهسختی میشود بازیگری مناسبتر از او برای این نقش تصور کرد. مونیكا بلوچی در نقش مریم مَجْدَلَنی، هریستو نوموف شوپوف در نقش پونتیوس پیلات و جَرِت مرز در نقش سیمون سیریانی نیز در میان بازیگران قابل توجهاند.
واضح است که این فیلم سرگرمکننده و سبک نیست؛ باید برای دیدنش آماده بود چون بهطرزی تکاندهنده و در عینِ حال محترمانه شوکآور است. همین ویژگی باعث شد که برخی منتقدان آن را «فیلمی snuff به مدت دو ساعت و شش دقیقه» بنامند. با این همه، فیلم بهصورت هنری آن نقطه عطف تاریخی را زنده میکند و تصویری قوی از آنچه رخ داد به مخاطب عرضه میکند. مرگِ مسیح بهطور جانشینی خشمِ عادلانهٔ خدا را فرو نشاند و درِ حیاتِ جاودانه را گشود، همانطور که در نامهٔ رومیان 6:23 و دوم تیموتائوس 1:10 اشاره شده است.
تحقیق کنید و خودتان تصمیم بگیرید که این روایت، واقعیت تاریخی است یا اسطوره. فیلم بهطور کامل در ایتالیا فیلمبرداری شده است.
فیلم ریشه در اناجیل و عرفانِ کاتولیکی دارد
مل گیبسون کلِ روایات را بر حدود دوازده ساعتِ آخرِ زندگیِ زمینیِ عیسی متمرکز کرده است، از باغِ گتسِمانه تا گور، و از روایتهای عشقی در اناجیلِ قانونمندی گرفته تا جزئیاتی از منابعِ سنتیِ عبادی بهره برده است. با این محدودسازیِ شدید، فیلم بیش از آن که یک «داستانِ کلی کتاب مقدسی» باشد به تأملی مداوم دربارهٔ رنجِ مسیح و عشقِ فداکارانهٔ او تبدیل میشود.
استفاده از آرامی و لاتین به فیلم حسِ اصالتِ تاریخی و آئینی میبخشد و بیننده را به جهانِ قرنِ اول میکشاند و او را از جلای صافوصوفِ بسیاری از تولیدات مذهبی معاصر دور میسازد. این غوطهوری تماشاگر را آسانتر میکند که با آنچه میبیند به نحوی نیایش کند، شبیهِ تأمل بر ایستگاههای طریقِ صلیب که کلیسا بهویژه در جمعهٔ خوب توصیه میکند.
یک تمرین دلمحور برای جمعهٔ خوب
برای کاتولیکها، جمعهٔ خوب جدیترین روز سال است؛ زمانی برای روزه، امساک و نگاهداشتن بر صلیب در یادآوری رنج و مرگِ مسیح. دیدنِ این فیلم هر جمعهٔ خوب همسو با دعوتِ کلیسا برای تأمل در Passion، نمازِ ایستگاههای صلیب و ورودِ ذهن و قلب به اسرارِ پسح است. از آنجا که فیلم بیپروا بر رنجِ مسیح متمرکز است، میتواند تقریباً همچون «طریقِ صلیب» سینمایی عمل کند و به بیننده کمک کند تا اندوهها و گناهانِ شخصیاش را به زخمهای خداوند پیوند دهد. بسیاری از مفسرانِ کاتولیک اشاره کردهاند که این تمرکز شدید بر Passion موجب شده شمارِ زیادی از تماشاگران به سوی تبدیل درونیِ عمیقتر، اعترافِ پرشورتر و عشقِ نو به افخارِ مقدس (اجابتِ عشای ربانی) سوق یابند.
تجسمی عمیقاً مؤثر از مسیح
بازیِ جیم کاویزل در نقشِ عیسی ترکیبی از عذابِ جسمانی و تسلیمِ آرامِ درونی است که برای بسیاری از تماشاگران از جنبهٔ روحانی تکاندهنده بوده است. اجرای او فهمِ کاتولیک از این را به نمایش میگذارد که فداکاریِ مسیح هم رنجِ کاملاً انسانی است و هم عملِ آگاهانهٔ محبتِ الهی، «برای ما و برای نجاتِ ما». واقعگراییِ گرافیکیِ فیلم که بعضی منتقدان آن را بیش از حد خواندند، دقیقاً همان نقطهٔ قوتی است که بسیاری—بهویژه دینداران—به آن اذعان دارند، چون فیلم از احساساتیسازیِ صلیب یا تبدیلِ Passion به انتزاع پرهیز میکند. تجربهٔ تأثرآورِ بسیاری از بینندگان در اولین تماشای فیلم—«به گونهای که نمیتوانستی تصور کنی متأثر شوی»—در واقع بازتابِ رویارویی تقریباً غلبهآور با بهای رستگاری ماست.
آثاری از هنر، ایمان و تبلیغِ دینی
علیرغم جنجالها، «رنجِ مسیح» یکی از پرفروشترین فیلمهای دارای ردهٔ سنی R شد و در سراسر جهان بیش از ۶۰۰ میلیون دلار فروش کرد که نشاندهندهٔ تأثیر و همسرایی آن فراتر از بازارهای صرفاً مذهبی است. برخی نویسندگانِ کاتولیک حتی آن را «متمرکزترین پرداختِ الهیاتی از رنجِ مسیح تا کنون در سینما» توصیف کردهاند. اثرگذاری فیلم محدود به گیشه نبود: این فیلم بحثهای عمومیِ گستردهای دربارهٔ مسیح، صلیب و نجات برانگیخت و گزارشهایی منتشر شد که چندین عضو از بازیگران و عوامل پس از کار بر این اثر به کلیسای کاتولیک پیوستند یا به آن بازگشتند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران