«نجار جوانِ ناصِرة؟ او را خوب میشناسم. مرد جوانی با وعده. بدجوری مرد.»
«Needful Things» به کارگردانی فریزر سی. هستن و فیلمنامهای از دبلیو.دی. ریختر بر اساس رمانِ همین نامِ استیون کینگ ساخته شده است. بازیگران اصلی فیلم مکس فون سیدو، اد هریس، بانی بدنھلیا، جی. تی. والش و آماندا پلامر هستند. شهر کوچکِ کَسِل راک در مین دچار هیجان و آشوب میشود وقتی...
«نجار جوانِ ناصِرة؟ او را خوب میشناسم. مرد جوانی با وعده. بدجوری مرد.»
«Needful Things» به کارگردانی فریزر سی. هستن و فیلمنامهای از دبلیو.دی. ریختر بر اساس رمانِ همین نامِ استیون کینگ ساخته شده است. بازیگران اصلی فیلم مکس فون سیدو، اد هریس، بانی بدنھلیا، جی. تی. والش و آماندا پلامر هستند. شهر کوچکِ کَسِل راک در مین دچار هیجان و آشوب میشود وقتی فروشگاه عتیقهفروشی جدیدی به نام Needful Things درِ خود را باز میکند. صاحب مغازه، لِیلند گانت (فون سیدو)، مردی مرموز است که حاضر میشود اجناس ویژهای را بفروشد به شرطی که خریدار متعهد شود به دیگرانِ شهر شوخیها و مزاحهایی کند — شوخیهایی که پیامدهای دوردست و ویرانگری برای همهٔ ساکنان کَسِل راک خواهند داشت.
برای لذت بردن از «Needful Things» باید چند عامل را در نظر گرفت: آیا کتاب را خواندهاید؟ آیا کتاب را دوست دارید؟ معمولاً از استیون کینگ خوشتان میآید؟ و آیا انتظار دارید اقتباسی در حد «میزِری» (1990) ببینید؟ این فیلم را نمیتوان بهراحتی در زمرهٔ اقتباسهای برجستهٔ کینگ برای سینما گذاشت؛ اقتباسهای عالی از کینگ بهندرت اتفاق میافتند. با این حال، فیلم بهعنوان سرگرمیِ زودگذری که زمان را پر میکند، نقاط قوتِ خودش را دارد. رمان اصلی سنگین و مفصل بود (شخصاً آن را عالی میدانستم)، اما هستن و ریختر لایهها را کوتاه کرده و عناصر اصلی کتاب را در قالب فیلمی دو ساعته (که نسخهای سهساعته هم داشت) فشردهاند. حاصل اثری تند و تیز است که با رگههایی از وحشت، ضعفها و لغزشهای انسانی را بهطرزی زیرپوستی مشاهده میکند.
بودجهٔ نسبتاً بهترِ فیلم نسبت به اغلب اقتباسهای سطح میانیِ کینگ باعث شده تا بازیگران قویای گرد هم آیند. و آنها دقیقاً درست عمل میکنند: فون سیدو از بازی در نقشی شرورِ کاریزماتیک لذت میبرد، اد هریس بهعنوان کلانتر نمادی از سختکوشی و صداقتِ آمریکایی است، آماندا پلامر نقش پیشخدمتی خجالتی بهنام نتی کاب را عالی ایفا میکند، مثل فنری پیچیده که آمادهٔ باز شدن است، و جی. تی. والش باز هم بهعنوان بازیگر نقشهای فرعی، چهرهای از دیوانگی و قلدریِ سازمانی را خوب درمیآورد. اما همین تعدد شخصیتها و کوتاهسازیهای فیلم باعث شده تا ضعفِ ملموسی در پرورشِ شخصیتها به چشم آید—چیزی که در نسخهٔ بلندتر فیلم یا در کتاب محسوستر بود. بنابراین سؤال نهایی این است: آیا میتوانید برای دستیابی به ریتمی سریعتر، نبودِ عمق را در روایت بپذیرید؟
فیلم از مخاطب توقعات زیادی دارد و بیشک همهٔ پرسشها را پاسخ نمیدهد؛ اما اگر با توقعی متعادل وارد شوید و پاسخهای مناسبی به پرسشهای بالا داشته باشید، شاید بیشتر از آنچه در ابتدا فکر میکردید از آن لذت ببرید. امتیاز: 6.5/10
اگر بخواهیم فیلم را از منظر الهیاتی هم بررسی کنیم: فرض کنید شیطان واقعاً وارد شهری آمریکایی شود، هرچند پنهانی. اینجا داستان در یک روستای ساحلی کوچک نیوانگلند میگذرد (با تصویربرداری در بریتیش کلمبیا). اد هریس نقش قهرمان اصلی را بازی میکند، بانی بدنھلیا نقش دوستدختر او را دارد و مکس فون سیدو نقش صاحب مغازهٔ مرموزی را بازی میکند که به شهر میآید و با فروش عمیقترین خواستههای مردم به ازای «قیمِتی» بهشکلِ معاملهای، به آشوب میافکند. آیا اگر شیطان به شهر بیاید آنجا را به بهشت بیدینی یا بهشتی خوشگذرانانه تبدیل میکند؟ احتمالاً خیر.
همانطور که در اغلب فیلمهای اقتباسشده از آثار استیون کینگ، «Needful Things» هم در شهری کوچک میگذرد و حالوهوایی کمیکبوکی دارد؛ ایدهای که در «Something Wicked This Way Comes» هم دیده شد، اما اینجا به شکلی قابلتوجهتر اجرا شده است. از منظر کتاب مقدس، برکتِ خدا صفاتی شبیه باغ عدن پدید میآورد—درستی، صلح، شادی و قدرت—درحالیکه قلمرو شیطان نابرابری، کشمکش، جنگ، اضطراب، افسردگی، فلاکت و بندگی میآورد. کَسِل راکِ خیالی پیش از ورود لِیلند گانت محلی نسبتاً آرام و دلپذیر بود؛ اختلافات و کدورتهای کوچک همیشه وجود داشت اما در مجموع جای خوبی برای زندگی بود، و این همان دلیلی بود که شخصیتِ اد هریس آنجا را انتخاب کرده بود. گانت اما مصمم است همهچیز را تغییر دهد و بهآهستگی شهر را به جهنمی واقعی بدل میکند، با بهرهبردن از کینهها، پارانویاها و حسادتهای کوچکِ مردم.
«Needful Things» شاید اثر برجستهای نباشد و قطعاً ترسناک هم نیست، اما از منظر الهیاتی کارآمد است؛ تصویری هولناک از تسلط شیطانی که از طریق دستکاری سادهٔ طبیعتِ انسانی رخ میدهد. نسخهٔ سینمایی حدود دو ساعت است و نسخهٔ تلویزیونی سه ساعته؛ نسخهٔ طولانیتر احتمالاً شخصیتها را بهتر بسط میدهد. نمرهٔ کلی: B-
در پایان، یک دیدگاه محافظهکارانهتر هم هست: فیلم بازیگران بسیار خوبی دارد—مکس فون سیدو شایستۀ نامزد شدن برای اسکار بود و اد هریس هم همیشه تماشایی است—اما در مقام اقتباس از کینگ، اثر چندان موفق نیست. بودجه نسبتاً بالاتری نسبت به بعضی اقتباسها داشته، اما در بسیاری لحظات کوتاهی میکند. شاید اگر بهصورت مینیسری ساخته میشد بهتر جواب میداد؛ بهعنوان فیلم سینمایی، بهتر است از آن دوری کنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران