در روزهای سقوط استالین و پس از مرگ او، وزرای هم دست و تیم اصلی او نیز کنترل خود را از دست میدهند. برخی از آنها متمایلاند تا تغییرات مثبتی در روسیه انجام شود و برخی دیگر نیز انگیزههای شومی در سر دارند. اما در بین تمام این جریانات نیز یک مسئله مشترک وجود دارد، آن هم این است که همهی آنها در تلاش برای ادامه زندگی خود هستند و…
در روزهای سقوط استالین و پس از مرگ او، وزرای هم دست و تیم اصلی او نیز کنترل خود را از دست میدهند. برخی از آنها متمایلاند تا تغییرات مثبتی در روسیه انجام شود و برخی دیگر نیز انگیزههای شومی در سر دارند. اما در بین تمام این جریانات نیز یک مسئله مشترک وجود دارد، آن هم این است که همهی آنها در تلاش برای ادامه زندگی خود هستند و…
نامزد دریافت ۲ جایزهٔ بفتا
۱۸ جایزه و مجموعاً ۴۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1962
یک درام-مستند جالب اما تا حدی نگرانکننده دربارهٔ بریتانیا، اگر رفیق کوربین به قدرت میرسید.
واقعاً خندهدار بود، چیزی که انتظارش را نداشتم. فیلم خوبی بود که من و همخانهام — که تتوی چکش و داس داشت — با هم دیدیم. امتیاز نهایی: سه ستاره — دوست داشتم. شخصاً پیشنهاد میکنم آن را تماشا کنید.
خدای من، این شخصیتها چقدر شبیه آدمهای واقعی بودند؟ اگر میخواهید بفهمید...
یک درام-مستند جالب اما تا حدی نگرانکننده دربارهٔ بریتانیا، اگر رفیق کوربین به قدرت میرسید.
واقعاً خندهدار بود، چیزی که انتظارش را نداشتم. فیلم خوبی بود که من و همخانهام — که تتوی چکش و داس داشت — با هم دیدیم. امتیاز نهایی: سه ستاره — دوست داشتم. شخصاً پیشنهاد میکنم آن را تماشا کنید.
خدای من، این شخصیتها چقدر شبیه آدمهای واقعی بودند؟ اگر میخواهید بفهمید حکومتهای نامشروع چگونه از قدرت سوءاستفاده میکنند، این فیلم را ببینید. فراموش کنید آثاری مانند Seven Days in May، Downfall یا All the President’s Men؛ این کمدی سیاه دربارهٔ سازوکارهای سیاسی بورو (یا هر اسم دیگری که آن دلقکهای مکار به خود دادهاند) است که در پایان حکومت دومین قاتل جمعی مشهور تاریخ، جوزف استالین، به جان کندن برای تقسیم قدرت مشغولاند. بیتفاوتی آنها نسبت به محترمترین حق حیات انسان هولناک است، اما دیالوگهای تند و کنایهآمیز میان این جنایتکاران آدم را روی کاناپه میخکوب میکند. شما میدانید «خوبها» چه کسانی هستند و همین موضوع خودش نشاندهندهٔ همان بیاحترامی به جان آدمهاست. آدم دچار تناقض میشود چون طرفی را انتخاب کرده است؛ من نیکیٹا خروشچف را انتخاب کردم — نه بهخاطر اینکه استیو بوسِمی او را بازی کرده بود.
اگر با داستان نبرد بر سر قدرت پس از مرگ «عمو جو» آشنا نیستید، قبول کنید که تاریخ ممکن است کاملاً دقیق نباشد؛ اما چه اهمیتی دارد؟ تماشاگر هجوم دیوانهوار برای گرفتن و چپاول را میبیند، وقتی هیولای خودمحور راهی سویهٔ لوکسِ جهنم میشود. این هیولاها ظاهراً انساناند. مطمئنم اگر کمدی سیاه دربارهٔ آدولف یا مائو ساخته میشد، همین قِسم آدمهای پست و مکار تلاش میکردند سهمی به «تغذیهٔ کرمها» اضافه کنند. نیازی به دنباله نیست؛ همهٔ آنچه لازم است همینجا هست.
چیزی که مرا از همه بیشتر ناراحت کرد، عادیانگاری قتلها بود. زندانیها، سربازان، پزشکان، وکلا، مسئولانِ نفوذگر همگی با فریاد ترسیده «زنده باد استالین» و صدای شکستهٔ یک تپانچه میمردند. گاهی این صحنهها مدام در پسزمینهٔ سلولهای طنینانداز کرملین تکرار میشوند و آدم به این صدای پسزمینه عادت میکند.
پس اگر از طنزی شبیه آنچه در Best in Show هست لذت میبرید؛ اگر از آن حس تناقضآمیز هنگام انتخاب «خوبها» لذت میبرید، یا اگر دوست دارید ویدیو را برگردانید تا ببینید آیا واقعاً آن حرف را زدهاند یا نه، بنشینید و آهسته آن ودکا را جرعهجرعه بنوشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران