یک بیانیهٔ قوی اجتماعی-سیاسی که در لباس فیلمِ جادهای پنهان شده است
«ما هرگز دربارهاش حرف نزده بودیم، اما فکر میکردم تو قواعد را بلدی. اگر پلیسی ایستت میکرد، فرار نمیکردی، جواب نمیدادی، هرگز عصبانی نمیشدی. سفیدپوستان میتوانستند این کارها را بکنند — لعنتی، میتوانستند به یک کلیسا تیراندازی کنند و بعد برای برگر کینگ تقاضا کنند — اما ما نه. ما در ایستهای ترافیکی بهخاطر...
یک بیانیهٔ قوی اجتماعی-سیاسی که در لباس فیلمِ جادهای پنهان شده است
«ما هرگز دربارهاش حرف نزده بودیم، اما فکر میکردم تو قواعد را بلدی. اگر پلیسی ایستت میکرد، فرار نمیکردی، جواب نمیدادی، هرگز عصبانی نمیشدی. سفیدپوستان میتوانستند این کارها را بکنند — لعنتی، میتوانستند به یک کلیسا تیراندازی کنند و بعد برای برگر کینگ تقاضا کنند — اما ما نه. ما در ایستهای ترافیکی بهخاطر سرعت، چراغ عقبِ شکسته، یا دانستن حقوقمان کشته میشدیم.»
— اونا لامارش؛ You in Five Acts (2016)
«اعتراض یعنی حقیقت را در ملأ عام گفتن. گاهی اعتراض یعنی گفتن حقیقت به مردمی که هنوز آماده شنیدنش نیستند. اعتراض به نوعی قصهگویی است. ما از بدنها، واژهها، هنر و صداهایمان استفاده میکنیم تا هم از دردمان سخن بگوییم و هم عدالتِ ممکن را مطالبه کنیم. هدفش ساختن و وادار کردن به واکنش است.»
— دیری مککِسون؛ On the Other Side of Freedom: The Case for Hope (2018)
نمونههایی از فجایع واقعی که پیشزمینه و قدرت کشش اجتماعی فیلم را تقویت میکند:
- اوکلند، کالیفرنیا، 1 ژانویهٔ 2009: آوسکار گرنت 22 ساله توسط یک افسر BART بهنام یوهانس مهسرله کشته شد. مهسرله در نهایت به قتل غیرعمد محکوم شد و برای مدتی کوتاه زندانی و سپس آزاد شد.
- سانتا روزا، کالیفرنیا، 22 اکتبر 2013: اندی لوپز 13 ساله با نمونهٔ تفنگ اِیرسافت کشته شد؛ هیچ اتهامی مطرح نشد.
- استاتن آیلند، نیویورک، 17 ژوئیهٔ 2014: اریک گارنر هنگام قرار گرفتن در خفگی گفت «نمیتوانم نفس بکشم»؛ بعد از مرگش بازپرس مرگ را قتل تعیین کرد اما هیئت منصفه افسر را تحت تعقیب قرار نداد.
- بیورکریک، اوهایو، 5 اوت 2014: جان کراوفورد سوم 12 ساله با یک اسلحهٔ بیبی کشته شد؛ هیئت منصفه افسر را محاکمه نکرد.
- کلیولند، اوهایو، 9 اوت 2014: تمیر رایس 12 ساله با یک اسباببازی کشته شد؛ هیئت منصفه افسر را عامل نکرد.
- نورت چارلستون، کارولینای جنوبی، 4 آوریل 2015: والتر اسکات پس از توقف بهخاطر چراغ عقب شکسته توسط افسر مایکل اسلِیگر به ضرب گلوله کشته شد؛ اسلِیگر بعدها به قتل درجه دوم محکوم شد.
- فالکون هایتز، مینهسوتا، 6 ژوئیهٔ 2016: فیلیندو کَستیل با شلیک افسر جرونیمو یانز کشته شد؛ مرگش زنده از فیسبوک پخش شد و افسر تبرئه شد.
این فهرست تنها نمونههایی است که بهسرعت به ذهن میآیند. قتلهای مکرر مردان سیاهپوست بهدست افسران سفیدپوست موضوعی است که در سالهای اخیر بارها در سینما بازنمایی شده و Queen & Slim هم به این فهرست میپیوندد—با این تفاوت کلیدی که در این فیلم مرد سیاهپوست بهصورت دفاع از خود، یک افسر سفیدپوست را میکشد. فیلم با اتخاذ موضعی که تأکید میکند Black Lives Matter، از قالبِ کلاسیکِ «دو نفر در حال فرار» استفاده میکند و همزمان نقدی پنهان اما نافذ بر نظام قضایی، نمایش همبستگی و سرزندگی فرهنگی سیاهپوستان، و تقسیمات آمریکا در دوران ترامپ ارائه میدهد. این فیلم لزوماً یک داد و فریادِ خشمگین نیست، اما تلاش میکند حقیقت را به قدرت بیان کند و کاملاً مرتبط با زمانهٔ خود است. افزون بر این، فیلم در مجموع اثر قابلتوجهی است، هرچند کمی طولانی و دارای ناهماهنگیهای لحنی.
داستان و شخصیتها
کوئین (با اجرای درخشانِ جودی ترنر-اسمیت در نخستین نقش سینمایی) و اسلیم (با اجرای برجستهٔ دنیل کالویا) در اولین قرار با هم آشنا میشوند — از طریق اپلیکیشن قرار گذاشتهاند — اما بلافاصله درمییابند چیز زیادی مشترک ندارند. او در فروشگاه عمدهفروشی کار میکند، مذهبی است و میخواهد خانواده داشته باشد؛ او وکیل مدافعِ بیخدای تند و بیپردهای است که بهدنبال تشکیل خانواده نیست. پس از پایان قرار و در راه برگشت، پلیس آنها را متوقف میکند. افسر رید از ابتدا تهدیدآمیز است؛ در جریان برخورد، کوئین قصد ضبط ماجرا را دارد که از ناحیهٔ پا هدف گلوله قرار میگیرد. اسلیم اسلحهٔ افسر را بهدست میآورد و در جریان درگیری، افسر کشته میشود. آنها تصمیم میگیرند درصحنه نمانند، چون میدانند احتمالاً با سیستم قضایی ناعادلانهای روبهرو خواهند شد؛ بدینسان راه فرار را پیش میگیرند و بهتدریج نمادی ملی برای حرکت اعتراضی علیه خشونت پلیس میشوند.
در مسیر از اوهایو تا فلوریدا، آنها با شخصیتهایی روبهرو میشوند که هر یک برداشتی خاص از ماجرا دارند: از کلانتر کنتاکی گرفته تا مرد پمپبنزینی، عمو ارل (با اجرای درخشان بوکیم وودباین)، دوستیابیهای پیچیده، زوجی محافظهکار در جورجیا، مکانیک و پسرش که شیفتهٔ آنها میشود. فیلم مجموعهای از لحظات و چهرهها را نشان میدهد که بهصورت نمادین پیامِ «ما و آنها» را تقویت میکنند و به ارجاعاتی به تاریخ بردهداری و مقاومت تبدیل میشوند.
تمها و معنا
در سطح ساختاری، Queen & Slim یک فیلم کلاسیک «دو نفر در حال فرار» است، اما در سطح موضوعی روی مسائلی مثل تنشهای قومی، نژادپرستی ساختاری، خشونت بیمحابای پلیس، خشم جمعی و اهمیت و خطر جنبشهای اعتراضی تمرکز دارد. فیلم تلاش نمیکند واقعگرایی اجتماعی را عیناً بازسازی کند؛ در عوض، بهصورت نمادین جوهرِ هویت سیاه در آمریکا و واکنش جمعی نسبت به ظلم را به تصویر میکشد. تصویرهایی از شکارچیان برده، زنجیر کارگران و راهآهن زیرزمینی، حسِ تمثیلی فیلم را تشدید میکنند.
یکی از محورهای مهم فیلم مفهوم «میراث» است: کوئین و اسلیم هرچند خودشان را نماد نمیدانند، اما دیگران آنها را اسطورهوار معرفی میکنند. همانطور که زوجهای شورشی در فیلمهای کلاسیک به نمادی برای جوانان سرخورده تبدیل شدند، این دو نیز به نقطهٔ شروعِ جنبشی علیه بیعدالتی نژادی بدل میشوند. در عین حال، فیلم به این نکته نیز میپردازد که کنترلی اندک بر نحوهٔ دریافت جهان از تو وجود دارد و همین کمبود کنترل میتواند هم قدرتزا و هم خطرناک باشد.
جلوههای بصری و بازیها
فیلمنامهٔ لنا ویت و کارگردانی ملینا ماتسوکاس (که پیش از این عمدتاً در موزیکویدئو کار کرده بود) بهخوبی از پس معرفی شخصیتها برمیآید؛ در صحنهٔ نخست، صفاتی که بعدها اهمیت پیدا میکنند بهطریقی طبیعی و غیرمصنوعی معرفی میشوند. بازیها عالی است: ترنر-اسمیت کوئین را بهعنوان واقعنگرِ تنهایی بازی میکند و کالویا اسلیم را بهعنوان خوشبینیِ سرسخت و تا حدودی سادهدل به تصویر میکشد — نقشی تقریباً معکوس با آنچه پیش از این در Widows دیده بودیم. فیلمبرداری و اجرای صحنهها نیز شایستهٔ تحسیناند.
نواقص
با این همه، فیلم خالی از اشکال نیست. در چند موقع، استفادهٔ عجیب از روایتِ صوتی (voiceover) به چشم میخورد — دیالوگهایی که بهصورت VO پخش میشوند در حالی که همان گفتگو بهصورت عادی ادامه دارد و سپس دوباره به حالت عادی برمیگردد؛ این تکنیک توجیه روشنی ندارد و حواس را پرت میکند. برخی صحنهها بیش از حد خیالپردازانهاند؛ مثلاً توقف برای سوار شدن اسلیم به اسب یا صحنهای کمیک با فروشندهٔ پمپبنزین که از فضای کلی فیلم جدا میافتد. همچنین یک برش به پدر اسلیم برای نشان دادن تحت نظر بودن خط تلفنش که تمرکز را میشکند و از منظر روایتی غیرضروری بهنظر میرسد. فیلم حدود پانزده دقیقه طولانیتر از لازم است، چند پایاننمایشیِ ساختگی دارد و در لحظاتِ پایانی تا آستانهٔ ملودرام پیش میرود.
جمعبندی
با وجود کاستیها، Queen & Slim اثری قوی است که چند لایهٔ معنا را همزمان حمل میکند: از یک سو داستانِ دو نفر در حال فرار را خوب روایت میکند و از سوی دیگر به فرکانس سیاسی زمانهاش حساس است. فیلم بازیهای قوی، پرداخت قابلقبولِ فیلمنامه و کارگردانیِ درخوری دارد و تصویری تیره از جامعهای تقسیمشده ارائه میدهد؛ تصویری از گروهی قومی که تا نقطهٔ انفجار تحت فشار بودهاند. اگرچه فیلم گاهی نامتعادل میشود، در کل پیامِ قدرتمندش شنیدنی است و نشان میدهد که چرا چنین آثاری در این دورهٔ زمانی اهمیت دارند.
نکات تکمیلی از دید دیگران
- برخی منتقدان معتقدند بازیها و تصویربرداریِ فیلم قابلتوجهاند، اما نوشتار و ریتم فیلم چنان بر اثر فشار میآورند که در نهایت از خلق چیزی بهیادماندنی باز میماند.
- تماشاگرانی هم بودهاند که بر عمق شخصیتپردازی و رشد دراماتیک میان دو شخصیت اصلی تاکید کردهاند و بر این باورند که فیلم با وجود شباهتهای تماتیک به آثار کلاسیک مثل Bonnie and Clyde و Thelma & Louise، تفاوتهای کافی برای ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران