فیلم چند تن را که به پس از برداشت به مزارع رفته و باقیمانده محصولات را برای خود جمع می کنند را تعقیب می کند.کارگردان فیلم در طول کشور سفر کرده و شهر به شهر به دنبال آنها و کسانی که با آنها ارتباط دارند می گردد...
فیلم چند تن را که به پس از برداشت به مزارع رفته و باقیمانده محصولات را برای خود جمع می کنند را تعقیب می کند.کارگردان فیلم در طول کشور سفر کرده و شهر به شهر به دنبال آنها و کسانی که با آنها ارتباط دارند می گردد...
معمولاً واژهٔ «سرگرمکننده» را کنار «مستند» قرار نمیدهند، اما آگنس واردا شخصیت و سبکِ منحصربهفردی دارد که فیلمهایش واقعاً لذتبخشاند. شاید «برداشتکنندگان و من» از سرگرمکنندهترینها باشد و با این حال واردا پیامهای سیاسیاش را مثل اینکه با وازلین پوشانده باشد، منتقل میکند. در عین حال، فیلم درسهایی نیز دربارهٔ هنرِ بازیافتی به ما میدهد.
«برداشتکنندگان و من» مستندیست دربارهٔ برداشت—چه بهمعنای جسمانی و چه بهمعنای...
معمولاً واژهٔ «سرگرمکننده» را کنار «مستند» قرار نمیدهند، اما آگنس واردا شخصیت و سبکِ منحصربهفردی دارد که فیلمهایش واقعاً لذتبخشاند. شاید «برداشتکنندگان و من» از سرگرمکنندهترینها باشد و با این حال واردا پیامهای سیاسیاش را مثل اینکه با وازلین پوشانده باشد، منتقل میکند. در عین حال، فیلم درسهایی نیز دربارهٔ هنرِ بازیافتی به ما میدهد.
«برداشتکنندگان و من» مستندیست دربارهٔ برداشت—چه بهمعنای جسمانی و چه بهمعنای فراتر از آن. کارگردان، آگنس واردا، خود نوعی برداشتکننده است؛ برداشتکنندهٔ برداشتکنندگان، درست مانند آنکه عیسی «صیادِ انسانها» بود.
این فیلم تلاقیِ جنبهٔ کارکردی و جنبهٔ هنری است. بسیاری از کسانی که در فیلم میبینیم برای تأمین غذا برداشت میکنند (بچهها آوازکی فاشکننده میخوانند: «دوشنبه، سیبزمینی / سهشنبه، سیبزمینی / چهارشنبه، دوباره سیبزمینی / پنجشنبه، سیبزمینی / جمعه، سیبزمینی / شنبه، دوباره سیبزمینی / یکشنبه، سیبزمینی گراتن»). برای بعضیها این کار سبکِ زندگیِ انتخابی یا تفریحِ مدرن است.
برای واردا، برداشت یک تلاشِ زیباشناسانه است؛ او در مصاحبهای گفته «من فقیر نیستم، غذای کافی دارم»، و سپس به «نوع دیگری از برداشت، یعنی برداشت هنری» اشاره میکند: «ایدهها، تصاویر و احساسات را از دیگران میچینی و بعد آن را تبدیل به فیلم میکنی.» بنابراین در حالی که بسیاری از برداشتکنندگان در فیلم اشیایی را جمع میکنند که قابلِ استفادهاند، واردا شیئی بیفایده—مثلاً ساعتی بدون عقربه—را انتخاب میکند و آن را بهعنوان یک شیٔ زینتی بازتعبیه میکند.
این فیلم تقریباً تماماً مغذی و پُرمحور است و تنها اندکی خودپسندیِ شخصی در آن دیده میشود. وقتی واردا صرفاً مشاهده میکند فیلم سرعت و کشش زیادی پیدا میکند، و یکی از لذتهای بزرگِ آن همین است که فیلمساز برای انحرافاتِ خودجوش فضا باز میکند و در پی چیزهای زیبا و آدمهای جالب منحرف میشود.
این کشش وقتی از بین میرود که واردا دوربین را به سمتِ خودش میگیرد؛ اشتباهی که برای همه جز خودش آشکار است. در واقع، در دنبالهای که دو سال بعد منتشر شد، یکی از مصاحبهشوندگان بعد از تماشای مستند به او میگوید صحنههایی که به خودش اختصاص داده «غیرضروری» هستند. با این حال، واردا مستحق تحسین فراوان است برای تواناییاش در یافتنِ زیبایی در غیرمنتظرهترین مکانها، چه در روستا و چه در شهر—او با یک دست فیلم میگیرد و با دستِ دیگر برداشت میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران