«جف کاستلو» ( آلن دلون )، آدم کش حرفه ای و تنهایی است که روزی در حین انجام قراردادی، زن پیانیستی ( کتی رزیه ) او را می بیند. قانون آدم کش ها حکم می کند که شاهد را نیز بکشند، اما...
«جف کاستلو» ( آلن دلون )، آدم کش حرفه ای و تنهایی است که روزی در حین انجام قراردادی، زن پیانیستی ( کتی رزیه ) او را می بیند. قانون آدم کش ها حکم می کند که شاهد را نیز بکشند، اما...
شگفتانگیز.
«لو سامورای»، یکی از تحسینشدهترین فیلمهای فرانسوی دههٔ ۱۹۶۰، و بهحق همینطور است. تازه برای اولین بار دیدمش و واقعاً چیزی بیشتر از آنچه در پنجدههٔ گذشته دربارهاش گفته و تحلیل شده بتوانم اضافه کنم، ندارم.
خلاصهٔ ساده است: جف کاستلو (آلن دلون)، یک آدمکُش قراردادی، عملیاتی انجام میدهد اما هنگام فرار دیده میشود و باقی فیلم صرف تلاش او برای حفظ بیگناهیاش میشود. کارفرمایانش میخواهند...
شگفتانگیز.
«لو سامورای»، یکی از تحسینشدهترین فیلمهای فرانسوی دههٔ ۱۹۶۰، و بهحق همینطور است. تازه برای اولین بار دیدمش و واقعاً چیزی بیشتر از آنچه در پنجدههٔ گذشته دربارهاش گفته و تحلیل شده بتوانم اضافه کنم، ندارم.
خلاصهٔ ساده است: جف کاستلو (آلن دلون)، یک آدمکُش قراردادی، عملیاتی انجام میدهد اما هنگام فرار دیده میشود و باقی فیلم صرف تلاش او برای حفظ بیگناهیاش میشود. کارفرمایانش میخواهند او را از میان بردارند تا خودشان لو نروند، کارآگاه پرونده میداند جف مرتکب قتل شده اما نمیتواند حلقهٔ شناسایی را ببندد، و جف بهطرزی مرموز جذب پیانیستی اغواگر میشود که اتفاقاً شاهد اصلی علیه اوست!
فیلم دیالوگهای اندکی دارد؛ تصمیمی استادانه از جانب ژان-پییر ملویل، چون هر سخنی که گفته میشود اهمیت پیدا میکند و این کمگویی خلوت و تنهاییِ زندگی یک آدمکُش را تقویت میکند. آپارتمان جف چنان بیروح و فاقد شخصیت است که تنها عنصر زیبایش پرندهای در قفس است؛ این استعاره را نمیتوان نادیده گرفت. خودِ جف هم زیباست و در همان حال مدام در قفسی عاطفی منجمد شده است.
با لباسِ شنل و کلاه (ترِیلبی یا فدورا)، واضح است که دلون و ملویل با احترام به دورهٔ کلاسیک فیلم نوآر آمریکایی ادای دین کردهاند. عجیب این است که گرچه فیلم از نظر فنی رنگی است، حس و حال نوآرهای سیاهوسفید دهههای ۴۰ و ۵۰ را دارد. عکاسیِ هنری دکه سردیای دارد که بهخوبی با قصه میسازد؛ نماهای داخلی عاری از زندگیاند و نماهای بیرونی اغلب گرفته. و با بازی درخشان دلون که خونسردیِ محض نشان میدهد، ظواهر سرد و یخزده در سراسر فیلم حاکمند.
این فیلم بسیار تأثیرگذار بوده و شایستهٔ هر ستایشی است که دریافت کرده. نکتهٔ عالیِ فیلم این است که در نگاه دوم بهتر هم میشود؛ لبهٔ سورئالِ نخستین تماشا کمرنگ میشود و بهجایش آگاهی از شیوهٔ کارگردان میآید، و با آن قدردانی از ساختِ فیلم نوآرِ خوب. حتی پایانبندی هم از جنس خالص نوآر است. 9/10
فیلمِ ژان-پییر ملویل (۱۹۶۷)، «لو سامورای»، داستانِ یک آدمکُش قراردادی است که در اجرای یک ماموریت لغزش میکند و برای جبران وضعیت با زمان مسابقه دارد. جف کاستلو (آلن دلون) مأموریت میگیرد صاحب یک کلوب شبانه را حذف کند، اما هنگام خروج توسط پیانیست باشگاه (کَتی روزیه) دیده شده و در یک گشت پلیسی دستگیر میشود. او مورد تعقیب همزمانِ یک کارآگاه تیزهوش (فرانسوا پِریه) و کارفرمایان نامیدِ خود قرار میگیرد. در طول فیلم، کاستلو از هر دو تهدید میگریزد و در عین حال به نوعی کد افتخار شبیه بوشیدو پایبند میماند.
قویترین جنبهٔ «لو سامورای» بهنظر من بازی آلن دلون است. با چهرهای کاملاً خونسرد و مطمئن آغاز میکند و طی فیلم بهتدریج خونسردیاش را از دست میدهد؛ دلون این فروپاشیِ ظریف را ماهرانه نشان میدهد. کارگردانی ملویل در حفظ تعلیق شگفتانگیز است (حتی در بازدیدهای مکرر، وقتی میدانید داستان چگونه پیش میرود)، و عجیب است که تماشاگران نسبت به مردی که اساساً یک قاتلِ خونسرد است دلسوزی پیدا میکنند. حتی از او پسزمینهای که بتواند شغتش را توجیه کند محرومیم؛ کاستلو صرفاً ماشینی رباتیک برای کشتن است، با این حال فیلم احساس نگرانی نسبت به او به وجود میآورد. موسیقی متنِ فرِنسوا دو رو بَکس نیز قابلذکر است، نمونهای اولیه از موسیقی الکترونیک.
بعضی جنبههای کار پلیس بهطرز دستوپاگیر یا غیرقابلباوری نمایش داده شده (کارآگاه تمام ساختمانهای پاریس را حفظ کرده—جدی؟)، بنابراین نمیتوانم فیلم را بینقص بدانم. اما با این حال فیلمِ خوبی است و بخشی از سواد پایهٔ هر سینمادوستی محسوب میشود: «لو سامورای» در دهههای پس از انتشارش تأثیر زیادی گذاشته و کسانی که آثار جدیدتری مانند «گوست داگ» جیم جارموش یا «کالِترال» مایکل مان را دیدهاند، جنبههایی را خواهند شناخت که ادای احترامی به کلاسیکِ ملویلاند. خودِ «لو سامورای» نیز مانند بسیاری از فیلمهای فرانسه در آن دوره به نوآر آمریکایی و موج نو فرانسویِ آن زمان رجوع دارد.
فیلمی شگفتانگیز! در برابر گذر زمان تاب آورده. با علاقهٔ زیادی آن را دیدم، برخلاف بسیاری از فیلمهای آن دوره. دلون بینظیر است! داستان و پایانبندی غیرمنتظرهاند، هرچند عنوان فیلم باید مرا برای آن آماده میکرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران