در این قسمت اسکات لانگ، هوپ ون داین، هنک پیم و جانت ون داین به کاوش در قلمرو کوانتومی می پردازند، جایی که با موجودات عجیب و غریبی رو به رو می شوند و ماجراجویی آن ها از آن چیزی که فکر می کردند فراتر می رود
در این قسمت اسکات لانگ، هوپ ون داین، هنک پیم و جانت ون داین به کاوش در قلمرو کوانتومی می پردازند، جایی که با موجودات عجیب و غریبی رو به رو می شوند و ماجراجویی آن ها از آن چیزی که فکر می کردند فراتر می رود
بهطور کلی فیلمهای Ant‑Man نزد منتقدان و تماشاگران استقبال خوبی داشتهاند؛ ترکیب خاصی از طنز، اکشن و احساسات، همراه با بازی خوب بازیگران—بهویژه پل راد در نقش اصلی—تحسین شده است. بنابراین «Ant‑Man 3» احتمالاً مورد انتظار طرفداران مارول و سینمادوستان خواهد بود.
زندگی اسکات لنگ (پل راد) خوب پیش میرود. او از شناختهشدن و شهرتی که بهخاطر همکاری با انتقامجویان و نجات نیمِ جهان از تانوس...
بهطور کلی فیلمهای Ant‑Man نزد منتقدان و تماشاگران استقبال خوبی داشتهاند؛ ترکیب خاصی از طنز، اکشن و احساسات، همراه با بازی خوب بازیگران—بهویژه پل راد در نقش اصلی—تحسین شده است. بنابراین «Ant‑Man 3» احتمالاً مورد انتظار طرفداران مارول و سینمادوستان خواهد بود.
زندگی اسکات لنگ (پل راد) خوب پیش میرود. او از شناختهشدن و شهرتی که بهخاطر همکاری با انتقامجویان و نجات نیمِ جهان از تانوس بهدست آورده لذت میبرد و حتی کتاب پرفروشی هم منتشر کرده است. او رابطهای موفق با هُپ (اوانجلین لیلی) دارد که شرکت پدرش را به اوج رسانده و توانستهاند زندگی شخصی و حرفهایشان را با هم جور کنند و از زندگی راضیاند.
اسکات نسبت به دخترش بسیسی نگران است؛ او در زمان بلِیپ چند سال را از دست داد و فعال اجتماعی است و حتی برای مبارزاتش دستگیر شده—از جمله یک شوخی افراطی با پلیس با استفاده از فناوری پیم. کَسی مرتب به پدرش میگوید که باید بیشتر تلاش کند چون به نظرش او بیشتر درگیر نبردهای گذشته با انتقامجویان است تا مشکلات روزمره مردم. هنگام شام، کَسی به هُپ و پدرش و همچنین هنک (مایکل داگلاس) و جنت (میشل فایفر) میگوید که در زمان بلِیپ دفترچههای هنک را خوانده و یک «فرستندهٔ کوانتومی» ساخته که میتواند قلمرو کوانتومی را بدون رفتن به بخش زیراتمی — جایی که تا پیش از این کسی نتوانسته بازگردد — نقشهبرداری کند.
این خبر باعث وحشت جنت میشود و در جریان یک نمایشدادن، چهار نفر به درون قلمرو کشیده میشوند و با اکوسیستم متنوع و زنده و موجودات عجیب و خطرناک روبهرو میشوند. جنت آشکارا چیزهایی را پنهان کرده و وحشتزده است که باید هرچه سریعتر بیرون بروند، اما گروه از هم پراکنده میشود و کمکم میفهمند او از فردی بهنام کانگ (جاناتان مجرز) میترسد.
وقتی جنت سه دهه در قلمرو گرفتار بود، با کانگ روبهرو شد و به او کمک کرد منبع قدرتش را بازیابد؛ اما در این میان فهمید کانگ فاتحی تبعیدشده است که میتواند زمان، فضا و چندجهانی را دستکاری کند. اقدام جنت برای اسیر کردن کانگ و رهبری مقاومت علیه امپراتوری عظیمی که او ساخته، زمینه را فراهم کرده، و حالا جنت برگشته تا ببیند چه پیش آمده؛ کانگ هم از هیچ کاری برای بازیابی منبع قدرتش و فرار و ویرانکردن میلیاردها موجود فروگذاری نخواهد کرد.
طبیعتاً وظیفه نجات دنیا بر دوش اسکات، هُپ و تیمشان میافتد تا راهی برای مبارزه با کانگ قدرتمند و شرور بیابند. فیلم داستانی تاریکتر از چیزی دارد که شاید از یک فیلم Ant‑Man انتظار برود، اما بهعنوان آغاز فاز پنجم دنیای سینمایی مارول، نمایشی بصری با مناظری شگفتانگیز و شخصیتهای دیدنی است.
فیلم کمی زمان میبرد تا به بخش اکشن برسد، اما وقتی میرسد جواب میدهد و اجرای جاناتان مجرز در نقش کانگ جذاب است. دیدن ادامه داستان او در فیلمهای بعدی تا «The Avengers: The Kang Dynasty» و پس از آن جالب خواهد بود. بهطور کلی، اگرچه «Ant‑Man and the Wasp: Quantumania» در جنبهای از نوآوری چندان پیشگام نیست، کارگردان پیتون رید با شخصیتها آشناست و داستانی ارائه میدهد که برای طرفداران طنین دارد؛ بازی خوب بازیگران، اضافهشدن مجرز و جلوههای بصری خوب، این فیلم را برای مارول یک برنده میسازد. (۴ از ۵ ستاره)
من واقعاً از این فیلم انتظار زیادی داشتم؛ تریلرها خطر و لحن نسبتاً بالغی را نشان میدادند. متأسفانه در نهایت ناامید شدم. طرح کلی خوب بود—قوسهای شخصیتی اسکات و کَسی را دوست داشتم—اما جزئیات فرعی بههمریختهاند. با معرفی اینهمه شخصیت و مفهوم و جزئیات داستانی در قلمرو کوانتومی، فیلم کُلیاش خیلی هضمپذیر نیست؛ خیلی چیزها در جریان است و زمان کافی برای پرداخت کامل همهٔ آنها نیست.
دیالوگها ضعیف نوشته شدهاند؛ در بخشهایی از فیلم واقعاً به خاطر حرفهایی که شخصیتها میزنند بلند بلند خندیدم. حس میکردم مثل یک اسکیتک تیکتاک است که فیلمهای ابرقهرمانی را بزرگنمایی و مسخره میکند. کَسی یک خطِ دیالوگ دارد که احتمالاً یکی از شرمآورترین جملاتی است که در دنیای سینمایی مارول گفته شده است.
در مجموع اجراها قابلقبول بودند. اغلب بازیها در فیلمهای Ant‑Man کمی کلیشهای و کمیکاند که در قصههای کوچک و محدود قبلی خوب جواب میداد؛ اما در داستان گستردهتری که این فیلم میخواهد ارائه دهد، این جنس بازیها ارزان بهنظر میرسند. کانگ واقعاً فوقالعاده است—جاناتان مجرز از بقیه یک پله بالاتر بود؛ مشتاقم بیشتر او را ببینم، اما احساس میکنم در اینجا هدر رفته است.
در نهایت، جلوههای بصری بیثبات بودند؛ برخی صحنهها خیلی خوب بهنظر میرسیدند، اما صحنههایی هم واضحاً سه شخصیت در برابر پرده سبز بودند. در بعضی نماها حتی لبههای سیاه کلیدینگ معلوم بود. بودجه کجا خرج میشود؟ به نظر میرسد باید در پستولید با دقت بیشتری کار کنند چون این تبدیل به یک رویه شده است. یک نکته مثبت: MODOK واقعاً خوب درآمده—پیادهکردن نسخهٔ لایواکشن او دشوار بود ولی کارشان ستودنی است.
در کل، از فیلم تا حدی ناامیدم اما کافی بود که تجربهای تا حدودی متوسط به من بدهد. دنیای سینمایی مارول باید امسال بهتر عمل کند چون مسیر نزولیای را طی میکند. امتیاز: ۵۲٪ — نتیجه: متوسط.
Quantumania نسبت به بیشتر آثار فاز چهار یک پله بهتر است، اما حس میکردم تقلیدی از Thor: Ragnarok است و لذت دو فیلم قبلی Ant‑Man را از دست داده است. احساساتم نسبت به فیلم بسیار متناقض است. دو فیلم اول Ant‑Man بهخاطر لحن سبکتر و داستانهای خودبسندهشان که به جای نجات جهان، چرخ روی مسائل کوچک میچرخیدند، خیلی خوب بودند و رفتارهای خندهدار تغییر اندازه واقعاً در آن جهان جواب میداد. Quantumania آنتمن را به دنیایی افراطی پرتاب کرد؛ او از شخصیت شوخ و بامزه به یک شخصیت عادی تبدیل شد و بخشی از جذابیتش را از دست داد. فیلم مثل ترکیبی از Thor: Ragnarok و Rise of Skywalker با کمی حالوهوای Power Rangers بود؛ نتیجه در بهترین حالت متوسط است. فیلم بدی نیست؛ بخشهای خندهدار دارد و نسبت به بیشتر آثار فاز چهار بهتر است. بیل مری نقش کوتاه اما سرگرمکنندهای دارد و جاناتان مجرز بهعنوان یک ضدقهرمان بزرگ در MCU بالقوه عالی است؛ ولی همهچیز شبیه یک فیلم آشنا دربارهٔ نجات جهان بود و متأسفانه آنتمن را در فیلم خودش نامتناسب نشان داد.
«Ant‑Man and the Wasp: Quantumania» پذیرای بازتابهای دوگانه است. جلوههای بصری جذاب، اکشنِ بیش از حدِ رضایتبخش و اجراهای فوقالعاده—بهجز کاترین نیوتون که بهدلیل جهتدهی ناکافی مورد تأیید نیست—از نکات مثبتاند. متأسفانه دیالوگهای مکرر و توضیحمحورِ اضافی، همراه با عدم تعادل لحن—شوخیها کمتر از معیار مارولاند اما سطح شرمآور بودن در انتقال به/از لحظات جدی را تحتتأثیر قرار میدهد—و روایت کمپختوپر که تهدیدات واقعی را کمرنگ میکند (قوسهای شخصیتها تقریباً وجود ندارند)، باعث شده تماشای فیلم بهشدت ناپایدار باشد. با این حال، جاناتان مجرز در نقش کانگ فوقالعاده است!
«بابا—این تقصیر منه!» خب، نه کَسی (کاترین نیوتون)، کاملاً نه. تو دستگاه ارتباطیای را اختراع کردی که همه را به سوپ کوانتومی میاندازد، اما واقعاً مقصر اصلی کارگردان پیتون رید و فیلمنامهنویس جف لاونِس هستند که این محصول تازهٔ کارخانهٔ فیلمسازی تکراری مارول را ساختهاند. فیلم از لحاظ بصری چشمنواز است و کسانی که این افکتها و اشکال و موجودات عجیب را خلق کردهاند باید تحسین شوند؛ اما این اثر از نظر من یکی از ضعیفترین شخصیتها را در اختیاردارد و کلیتِش مکرر و بدون جذابیت است. بهجز چند جملهٔ بامزه از پل راد، دیالوگها خشکاند و صحنههای اکشن در یک یا دو بخش متمرکز شدهاند و بقیهٔ فیلم تنها پدیگ رنگی برای قصهای بسیار نازک است.
راد بازیگر سادهدل و جذابی است، اما برای جلال تصویری اطرافش کمی سبک بهنظر میرسد. مایکل داگلاس کمحضور است و حضور بیل مری شاید در فیلم دیگری بهتر جواب میداد؛ اینجا تقریباً خندهدار است. اگر قرار است این آثار با همین سرعت و حجم تولید شوند، لازم است کسی وقت بیشتری صرف توسعهٔ داستانهای قوی و درگیرکننده کند چون تماشاگران دیگر فقط با جلوههای ویژه جذب نمیشوند. این اثر واقعاً فراموششدنی است.
فیلمی سرگرمکننده! من واقعاً از دیدن «Ant‑Man and the Wasp: Quantumania» لذت بردم، حتی با وجود اینکه نظرات متوسطی شنیده بودم. فراتر از انتظاراتم بود؛ بازیگران عالیاند، اکشن سرگرمکننده است، دنیاسازی بسیار جالب—از مدتی است بهترین ساختار دنیاسازی در MCU برای من همین بود—و طنز هم خوب است.
ستارهٔ نمایش به نظر من میشل فایفر است؛ در «Ant‑Man and the Wasp» در خاطرم نمانده بود که چنین برجسته باشد، اما اینجا از ابتدا تا انتها عالی است. جاناتان مجرز درخشان است—خوشحالم او را اینهمه جا میبینیم. پل راد همچنان نقش اصلی قویای دارد و مایکل داگلاس و کاترین نیوتون هم نکات مثبتی هستند.
قلمرو کوانتومی را دوست داشتم؛ من طرفدار پروپاقرص MCU نیستم و فقط با فیلمها آشنا هستم، پس نمیدانستم چه انتظاری داشته باشم، اما مکانها و موجودات فوقالعادهاند؛ مخصوصاً موجودی بهنام Veb. مثل فایفر، کوری استول قبلاً برایم برجسته نبود اما نسخهٔ MODOK او خیلی لذتبخش است.
از دیدگاه رتبهبندی شخصیام در MCU، این فیلم در ردهٔ هشتم قرار میگیرد—انتظارش را نداشتم! نگاهی سریع به میانگین امتیازات نشان میدهد من جزو اقلیت هستم اما واقعاً از آن لذت بردم؛ پیشرفتی آشکار نسبت به Ant‑Man 2.
بدترین فیلم. حتی آن همه پول—که بهنظرم بیشازحد بود—برای جلوههای ویژه هم نمیتواند کمکاری رید در ساخت دنیایی باورپذیر را پنهان کند. این نسخهٔ ضعیف و بیعلاقهٔ یک کپی بصری از آثاری مثل «جنگ ستارگان» است؛ شوخیها اندک و اصلاً خلاقیت ندارد. خداحافظ مارول.
وقتی سراغ داراییهای مارول میروند، دیزنی اصرار نسبتاً وسواسانهای دارد که هر جزئیات کوچک فیلمها، سریالها و قوسهای شخصیتی قبلی را به هم پیوند بزند. این وسواس بهجایی رسیده که گاهی باعث آثار ناموفقی مثل «Eternals»، «Thor: Love and Thunder» و حالا «Ant‑Man and the Wasp: Quantumania» میشود. تلاش بیشازحد برای جا دادنِ یک داستان ضعیف در اسطورهٔ پرنقص Ant‑Man باعث شده فیلم، اسکات لنگ (پل راد) و هُپ و خانوادهٔ هُپ و دختر نوجوان اسکات، کَسی (کاترین نیوتون)، را به قلمرو خطرناک کوانتومی بکشانَد. جنت فاش میکند که همهٔ جزئیات سهدههٔ حضورش در قلمرو را نگفته بود و با تهدید کانگ فاتح روبهرو میشوند؛ خانواده باید متحد شوند تا فاجعهای جهانی را متوقف کنند.
خیلی از عناصر این پروژه حس یک فیلم ابرقهرمانی رضایتبخش را ندارند و بیشتر شبیه مجموعهای از فیلمهای علمیتخیلی برتر دیگر بهنظر میرسد. اگر بودجهٔ عظیم و ستارههای بزرگ نبودند، تقریباً میشد آن را نسخهای کمهزینه و تقلیدی از «جنگ ستارگان»، «مَدنَکس»، «آواتار» و «گودزیلا» دانست.
قلمرو کوانتومی در فیلم تصویری نامطلوب از رنگهای قهوهای کمرنگ و شستهشده ارائه میدهد؛ مکان زشتی است و چرا مخاطب باید وقتش را آنجا صرف کند؟ قلمرو مخلوطی از موجودات عجیب و ساکنانی است که انگار از کانتینای موزی Mos Eisley بیرون آمدهاند. نگاهکردن به آنها شاید جالب باشد، اما آیا هدف جذب کودکان بوده یا راهی برای راضیکردن تیم انیمیشن؟
یکسوم اول فیلم بهنظر نمایش جنت است که مرتب از رازهایی حرف میزند که به هپ و هنک نگفته است؛ نه معمای جذابی وجود دارد و نه افشای قابلتوجهی. فیلمنامهنویس جف لاونِس دارد دستوپا میزند تا داستانی هماهنگ بسازد و همزمان تلاش میکند آن را در اساطیر MCU جا دهد. گاهی آدم دلتنگ یک فیلم مستقل مارول میشود که نگرانِ قرارگرفتن در دنیای وسیعتر نباشد.
روایت غالباً نامنظم است. اکشنِ CGI پرانرژی زیاد است، اما لحظاتی هم شبیه یک درام خانوادگی احساساتیاند، برخی صحنهها پساآخرالزمانی ضد اوج را تداعی میکنند و تلاشهای طنز اغلب ناموفقاند. فیلم پیامهای اجتماعی پیاپی و گزندهای هم دارد که گاهی ناهمخوان نیست اما پرزور ظاهر میشود (حتی اشارهٔ مستقیمی به سوسیالیسم در یکی از جملات وجود دارد که ممکن است بعضی مخاطبان را ناراحت کند).
فیلمنامه پر از خطهای بدی است مثل «هیچوقت برای دستبرداشتن از احمقی خیلی دیر نیست!» و «مورچهها تسلیم نمیشوند!» کاش شوخی میکردم. بقیهٔ فیلم دربارهٔ زمان، میل به بازگشت به خانه و—طرفداران مارول حدس میزنند—چندجهانی است! آن کلمهٔ کوچک یعنی فیلمها و داستانهای بیپایان و پول بیپایان و راه آسانی برای توجیه هر تناقضی.
مشکل بزرگ دیگر این است که فیلم تنها تا حدی با جذابیت پل راد و توانایی بازیگران جلو میرود. تا وقتی کانگ وارد نمیشود قابلتحمل است، اما او شخصیتی جذاب و بازیگر فوقالعادهای دارد (دستکم تأسفآور است که این فیلم محل آغاز مجرز در MCU بوده). در واقع کل بازیگران لایق فیلمی بهتر بودند؛ با وجود همهٔ بازیهای قوی، اغلب هدر رفتهاند.
«Ant‑Man and the Wasp: Quantumania» فاقد آن لحظهٔ بهیادماندنی و هیجانانگیزی است که اکثر فیلمهای ابرقهرمانی برای موفقیت نیاز دارند. هیچ صحنهٔ عظیم و جمعپسندی ندارد و یکی از آثار کماهمیتتر در MCU است.
حس کلی من: شاید امیدم برای این فیلم از قبل محکوم به ناامیدی بود، چون Ant‑Man هنوز هم فیلم موردعلاقهام است بهخاطر بذلهگویی و طنزش. آن طنز از تعاملات او با دخترش و دیگران میآمد. این فیلم او را به جهانی عجیب منتقل میکند که برایم ترکیبی از بارِ «جنگ ستارگان» و بیابانهای «دون» بود؛ او بیرون از عنصر خودش است و با همتیمیها و دختر بالغش حسی از بیگانگی دارد که برایم کسلکننده بود. اما شاید بدون بارِ پیشداوری من، دیگران از آن بسیار لذت برده باشند.
صادقانه بگویم، این برای من بهترین فیلم مجموعه تا الآن است. همچنان بهاندازهٔ قبل خندهدار است اما اکشن و صحنههای دیدنی بیشتری دارد. واقعاً فیلم خوبی است.
نسخهٔ سوم این سری شبیه یک سفر توهمزای نادرست بود. البته جلوههای ویژه نفسگیر و تصاویر رنگارنگ بودند، اما شخصیتهایی که در دو فیلم اول دوستشان داشتیم سرحال نبودند؛ انگار روحِ نسخههای قبلی گم شده بود و من کاملاً ناامید شدم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران