بهعنوان یک طرفدار پر و پا قرص Looney Tunes، در ابتدا تردید داشتم که آیا فیلم «روزی که زمین منفجر شد» اصلاً رنگ پرده را خواهد دید یا نه. این پروژه ابتدا قرار بود اثر اوریجینال HBO Max (اکنون Max) باشد، اما شرکت تصمیم گرفت آن را منتشر نکند. برخلاف برخی آثار دیگر مجموعه که نیمهکاره لغو شدند یا تکمیلشدهها به قفسه سپرده شدند، این...
بهعنوان یک طرفدار پر و پا قرص Looney Tunes، در ابتدا تردید داشتم که آیا فیلم «روزی که زمین منفجر شد» اصلاً رنگ پرده را خواهد دید یا نه. این پروژه ابتدا قرار بود اثر اوریجینال HBO Max (اکنون Max) باشد، اما شرکت تصمیم گرفت آن را منتشر نکند. برخلاف برخی آثار دیگر مجموعه که نیمهکاره لغو شدند یا تکمیلشدهها به قفسه سپرده شدند، این فیلم بین توزیعکنندگان مختلف دست به دست شد تا در نهایت GFM Animation آن را برای اکران سینمایی بهدست گرفت.
در فیلم، پورکی و دافی از همان کودکی کنار هم بزرگ شدهاند و توسط کشاورزی قویهیکل و ریشدار بهنام «فارمر جیم» بزرگ میشوند. با گذشت زمان، دافی دیوانهتر و پورکی کمتری اعتراضکننده و بیشتر همراه اوست. بعد از اینکه فارمر جیم بهطرز نمادینی از صحنه بیرون میرود، پورکی و دافی در خانهی او میمانند و ظرف چند سال آن را به ویرانی میکشانند. پیش از بازدید بازرسی محله، به آنها ده روز فرصت داده میشود تا سوراخ عظیم سقف را درست کنند، وگرنه خانهشان تخریب میشود.
همزمان یک شهابسنگ روی زمین فرود میآید و هنگام ورود از سقف خانهی پورکی و دافی عبور میکند و نوعی مایع بیگانهی سبز و درخشان را بههمراه میآورد. بعد از تلاش آنها برای پیدا کردن کار بهمنظور تأمین هزینهی تعمیر سقف، دانشمند طعمدهندهی آدامس، «پتونیا پیگ»، سر راهشان قرار گرفته و آنها را در کارخانهی Goodie Gum استخدام میکند. اما دانشمندی که شهابسنگ را کشف کرده تحت تأثیر آن مایع قرار گرفته و مقدار بیشتری از آن را به آخرین بستهی طعم آدامس میریزد؛ آدامسی که مرحلهی توزیع جهانی دارد. هر کسی این دسته را بجود، به زامبیهای آدامسجو تبدیل میشود و تنها کسی که از ماجرا خبر دارد، یک اردک دیوانه است که هیچکس او را باور نمیکند.
فیلم تأثیر زیادی از باب کلَمپِت گرفته — هم از شورتهای او و هم از سبک انیمیشنش. این اثر انیمیشن سنتی و دستساز است و هر خط دیالوگ با مجموعهای از حالات چهرهی بهیادماندنی همراه است که انگار مستقیماً از The Great Piggy Bank Robbery (1946) برگرفته شدهاند. این کمدی علمیتخیلی انیمیشنی از منابع متعددی الهام گرفته؛ از چند شورت ۱۹۴۶ باب کلَمپت مثل Kitty Kornered و Baby Bottleneck گرفته تا آثار کلاسیک موجودات عجیب مانند The Thing و Invasion of the Body Snatchers، و حتی عنصری داستانی دربارهی نفوذ شهابسنگ که یادآور Armageddon یا The Core است.
با توجه به اینکه فیلم ۱۱ نویسندهی رسمی و چهار مشاور داستانی دارد، جای تعجبی ندارد که در همین مدت کوتاهِ حدوداً ۹۰ دقیقه بارها جهت و هدف عوض میکند. این فیلم در دورهای ساخته شد که Max میزبان محتوای انیمیشنی زیادی بود و آن دوره شامل فصلهایی از شورتهای جدید Looney Tunes هم میشد؛ شورتهایی که از نسخههای کلاسیک الهام گرفته بودند اما جلوهای مدرنتر و حتی حالوهوایی بزرگسالانهتر داشتند. «روزی که زمین منفجر شد» همان کیفیت بالای انیمیشن را دارد؛ بازی با نورپردازی باعث شده تا گاهی حس فیلمهای کلاسیک وحشت با تغییرات رنگ شدید و سایههای سنگین منتقل شود. طراحی هیولاها و بیگانگان بسیار بامزه و خلاقانه است و بیگانهی اصلی—«متجاوز»—نقشهای برای زمین دارد که بهقدری عجیب است که دوستداشتنی میشود.
این فیلم شایستهی حمایت است؛ انگار فرصتی آخر برای موفقیت دوبارهی فرانچایز Looney Tunes باشد. انیمیشن دستی این روزها کمیاب شده و وقتی همهچیز بهسرعت به CGI و استفاده از هوش مصنوعی میل میکند، دیدن انیمیشن دستساز در این سطح یادآور ظاهر برجستهای است که از زمان Cuphead به این طرف کمتر دیده بودیم. «روزی که زمین منفجر شد» رویکردی دیوانهوار و منحصربهفرد به موضوعهای تهاجم فضایی و زامبیها دارد که با پیچشِ Looney Tunes بسیار سرگرمکننده و خندهدار است. انیمیشن چشمنوازش زیبا و پرشکوه است و این فیلم هم برای طرفداران Looney Tunes و هم علاقهمندان به وحشت، علمیتخیلی و سینما ارزش دیدن دارد؛ هم جادوی کلاسیکها را بازمیتاباند و هم چیزی کاملاً تازه و ارزشمند عرضه میکند.
من بیتکلف این فیلم را در پرواز تماشا کردم و فوراً پشیمان شدم که چرا آن را در سینما ندیدهام. این تلفیق Looney Tunes و Dawn of the Dead داستان دافی داک و پورکی را دارد که باید با موجودی فضایی مقابله کنند که بیشتر مردم شهرشان را به زامبی تبدیل میکند. فیلم خندهدار است و گویندهی دافی داک عملکرد درخشانی داشته. زمان فیلم سریع میگذرد و قطعاً ارزش دیدن دارد.
من این فیلم را شنبه صبح بهتنهایی در سینما دیدم و فکر میکردم حالا «پورکی پیگ» و «دافی داک» چقدر برای مخاطبان جوان امروز، مخصوصاً خارج از آمریکا، مرتبطاند. داستان در واقع از دو بخش تشکیل میشود: دو نفری که با هم بزرگ شدهاند و توسط «فارمر جیم» حس کار تیمی و مهر متقابل را آموختهاند. وقتی موجودی فضایی بخش بزرگی از سقف خانهشان را میبرد، آنها برای اولین بار در زندگی مجبور میشوند دنبال کار بگردند تا هزینهی تعمیرات را تأمین کنند. پورکی معقولتر و دافی پرجنبوجوشتر است و جستجوی شغلشان پر از حادثه است. سپس دافی با یک دانشمند زامبیشده با چشمان سبز روبهرو میشود و خیلی زود کارخانهی آدامس آنها به مرکز نقشههای دیوانهوار یک بیگانه برای تسخیر جهان بدل میشود. خوشبختانه دو قهرمان داستان با خوک باهوشی بهنام «پتونیا» همراه میشوند که با چند تخممرغ گندیده، یک کپسول آتشنشانی قدیمی، چند بازی بچگانه و الهامی از Armageddon (1998) راهحلی برای نجات مییابد. فیلم نسبتاً پُر از اکشن است؛ شاید بتوان بیست دقیقهی اول را کوتاهتر کرد، اما بعد از آن با بدمنهایی که یادآور Ming (1936) و ارتشی از دندانهای کوکشدنی روایت را به پیش میبرد، تعادل خوبی بین کمدی فیزیکی، علمیتخیلی و پیامهای وفاداری و دوستی برقرار میکند و من از دیدنش لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران