تنها وقتی «جاندوها» همسایههایشان را دوست بدارند، فروتنان میتوانند زمین را به ارث ببرند.
پس از ساختن آثاری مانند آقای دیدز به شهر میرود و آقای اسمیت به واشنگتن میرود برای شرکت کلمبیا، کپرا شرکت را ترک کرد و این سومین فیلمش را دربارهٔ یک آدم عادی ساخت که ناگهان در دنیای قدرتمند و پر از بهرهکشی قرار میگیرد. بنابراین، به سبک همیشگی کپرا، داستان به...
تنها وقتی «جاندوها» همسایههایشان را دوست بدارند، فروتنان میتوانند زمین را به ارث ببرند.
پس از ساختن آثاری مانند آقای دیدز به شهر میرود و آقای اسمیت به واشنگتن میرود برای شرکت کلمبیا، کپرا شرکت را ترک کرد و این سومین فیلمش را دربارهٔ یک آدم عادی ساخت که ناگهان در دنیای قدرتمند و پر از بهرهکشی قرار میگیرد. بنابراین، به سبک همیشگی کپرا، داستان به سمت پیروزیِ مکانیکی و دلنشین پیش میرود.
آن میچل (باربارا استنویک) روزنامهنگاری است که توسط سردبیر جدید، هنری کانل (جیمز گلیسون)، از کار اخراج میشود. در نوشتهٔ آخر تند و تیزش، برای تخلیهٔ احساساتش، نامهای دربارهٔ مردی به نام جان دو مینویسد که از اینکه همواره کنار گذاشته میشود و توسط بزرگان تحقیر میشود به ستوه آمده است. او متن را با این ادعا تمام میکند که جان دو شب کریسمس از بالای ساختمان شهرداری خودکشی خواهد کرد. نامه واکنش شدید مردم را برمیانگیزد و جان دو تبدیل به قهرمان تودهها میشود. آنگاه یک بازیکن بیخانمان و سابقِ لیگ کوچک به نام لانگ جان ویلاوبی (گری کوپر) که در بدشانسی است، آماده میشود نقش افسانهای جان دو را بازی کند.
در نیمهٔ اول فیلم، به سبک اصیل کپرا، شور و شوق شادیبخشی جریان دارد که با شخصیتپردازیهایی جذاب ما را جذب میکند. صحنهٔ خیالی یک بازی بیسبال دلنشین است (بازیگران عالیاند)، کشش میان دو و میچل باورپذیر و قابلفهم است، اما در پسِ اینها نوعی بدبینی مانند سرطانی بزرگ سایه میافکند که ما را به این فکر میاندازد که آیا کپرا بیش از حد به خود متوقع نشده است؟
سخنرانی تلخِ اسمیترز.
ناگهان کپرا در اوج تواناییاش ظاهر میشود؛ ما را وسوسه میکند که با فراخوان انساندوستانهاش همراه نشویم. بازیگرِ دمدستی و کوپر شگفتانگیز با حرکات بصریِ ساده بین شادی و شرمساری جابهجا میشود. فیلم به سرزمینهای تاریکتری میرسد که معمولاً در آثار کپرا کمتر دیده میشود. هرچند شاید در میان بهترین آثار کپرا جای نگیرد، اما قطعاً یکی از زیرکترینهای اوست. تصویر روح انسانی در قالبهای گوناگون تکاندهنده و قابللمس است، و از نظر موضوعی کپرا نکتهٔ خود را دربارهٔ عناصر نامطبوعی که در آمریکا در حال رشداند، بهخوبی منتقل میکند.
بازیگران بسیار تماشاییاند؛ کوپر در نقش دو با میزان مناسبی از همدلی و شجاعت شخصیت را طوری میسازد که تماشاگر وارد ذهن او شود، و در یکی از سخنرانیهای پرشور، تماشاگران را کاملاً در مشت خود دارد. استنویک در نقش میچل نمایش عاطفی چندوجهی و قویای ارائه میدهد که نیاز به بازیگری متقاعدکننده دارد و او در این زمینه تمام و کمال عمل میکند. بازیگران مکمل همگی محکماند و در بینشان ادوارد آرنولد در نقش دِی. بی. نورتون برجسته و نگرانکننده است؛ این مرد اگر فرصتی پیدا کند، آشکارا خواهان استبداد است. نمره: 9/10
***
آیا کسی جز من ردپایی از آقای اسمیت به واشنگتن میرود (1939) در این فیلم میبیند؟ روزنامهنگار «آن» (باربارا استنویک) وقتی مالک جدید تصمیم میگیرد تقریباً همه را از روزنامه اخراج کند، از کار برکنار میشود، اما در خداحافظی نامهای مینویسد که نشان میدهد یک عضو بیپناه عموم — مردی به نام «جان دو» — از وضع زندگیاش به ستوه آمده و قصد دارد شب کریسمس از بالای شهرداری خودکشی کند. این مقاله توجه زیادی جلب میکند و آن تصمیم میگیرد برای حفظ شغلش یک فرد واقعی بسازد. وارد میشود گری کوپر، مردی دورهگرد با چشماندازهای محدود، بدون تعهدات و با انگیزهٔ کسب پول سریع. او فوراً با مردم طبقهٔ کارگر شهر ارتباط برقرار میکند و با شخصیتی که در واقعیت خیالی است اما از جذابیت بالایی برخوردار است، الهامبخش طبقهٔ آرزومند میشود.
در همین حال، صاحبمنصبی محلی به نام «نورتون» (ادوارد آرنولد) فرصت میبیند که از این محبوبیت بهرهبرداری کند و با دستکاری رهبر سادهلوحِ این حرکت، حزب سیاسی خود را تشکیل دهد و نهایتاً به دفتر بیضیشکل (صندلی ریاستجمهوری) برسد. «دو» که از اینکه بهخوبی مدیریت میشود بیخبر است، مطابق انتظار عمل میکند؛ اما حالا «آن» به او علاقهمند شده و از دسیسهچینیها دلزده میشود. مشکل این است که با شتابی که شکل گرفته— آیا او، آن یا آنها میتوانند نورتون را قبل از اینکه پیروز شود یا آبروی جان دو را بهطور کامل ببرد، متوقف کنند؟
استنویک و کوپر در اینجا خوب بازی میکنند و داستانی با اخلاقیات قوی اما نه اغراقآمیز ارائه میدهند، اما نقشآفرینی بدکارانهٔ آرنولد با نیرنگ و دوستیصوریاش واقعاً اثرگذار است و نقشهریزیهایش به پایانی احساسی اما شاید کمی ناامیدکننده میانجامد. فیلمنامه تیزبین است و در طول داستان شوخطبعی کافی وجود دارد؛ قصه با نرمی و تأمل پیش میآید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران