نویسندگانی که در پی اصالت در کارشاناند معمولاً تحقیقات زمینهای گستردهای انجام میدهند؛ گاهی از نوع تجربهٔ مستقیم. با این حال، دربارهٔ دومین فیلم بلندِ میکو مکلّا (Mikko Mäkelä) — که بهطور غیرقابلدرکی مورد تحسین قرار گرفته — تردیدهای جدی دارم که چنین راهکار تحقیقی اینجا کاربرد دارد یا نه. داستان دربارهٔ نویسندهٔ جوانِ بااستعدادی از لندن است که پس از موفقیت در داستانهای کوتاه...
نویسندگانی که در پی اصالت در کارشاناند معمولاً تحقیقات زمینهای گستردهای انجام میدهند؛ گاهی از نوع تجربهٔ مستقیم. با این حال، دربارهٔ دومین فیلم بلندِ میکو مکلّا (Mikko Mäkelä) — که بهطور غیرقابلدرکی مورد تحسین قرار گرفته — تردیدهای جدی دارم که چنین راهکار تحقیقی اینجا کاربرد دارد یا نه. داستان دربارهٔ نویسندهٔ جوانِ بااستعدادی از لندن است که پس از موفقیت در داستانهای کوتاه و مطالب مجلهای میکوشد نخستین رمانش را بنویسد؛ رمانی که میخواهد پرده از زندگیِ مردانِ کارگر جنسیِ همجنسگرا بردارد. ماکس ویلیامسون (روارد مولیکا) برای شناخت تجربهها، تصمیم میگیرد خود را بهعنوان همراه جنسی (با نام مستعار «سباستین») در وبسایتی جا بزند و ملاقاتها را ترتیب دهد. هرچه در پژوهشِ خود بیشتر فرو میرود، کنترلش را بیشتر از دست میدهد؛ اما بهطور نامفهومی گاهی نیز نسبت به کار شبیه به بیتفاوتی نشان میدهد و شدیداً تلاش میکند همچنان کارِ همراهی و حتی گرایش جنسیاش را مخفی نگه دارد. آیا او نگران کشفشدن توسط مشتریان و همکاران نویسندهاش است، یا خود در کمد است و هنوز قادر به پذیرشِ کاملِ خویش نشده است؟ در هر صورت رشتهای از مواجههها را تجربه میکند که بیننده را نسبت به سمتوسوی نهاییِ داستان سردرگم میگذارد؛ از جمله یک رمانس نسبتاً غیرمنتظره با مردی سالخوردهتر (جاناتان هاید). این تنوعِ متناقضِ انگیزهها فیلم را دچار مشکل میکند: روایت در چند جهت متفاوت و ظاهراً متضاد سرگردان میشود و این سؤال را پیش میآورد که فیلمساز و فیلمنامهنویس دقیقاً به دنبال چه بودهاند و تا چه حد در پژوهش و شکلدهی داستان دقت کردهاند. «سباستین» اغلب شبیه مجموعهای از ماجراهای جنسی است که یک داستان ضعیف و بداندیش به دور آن پیچیده شده؛ بسیاری از این ماجراها دوبارهکارِ کلیشههای قدیمی هشداردهندهٔ مرتبط با همجنسگراییاند. فیلم همچنین چندین رخداد نامحتمل در فضای نشر را وارد میکند و باورپذیری اثر را بیشتر تضعیف میکند. با این حساب سخت بتوان فهمید این اثر چگونه و چرا تا این حد مورد تقدیر قرار گرفته — خصوصاً بهعنوان گزینهای بالقوه برای فصل جوایز. بهنظر من این فیلم نیاز به بازنگری اساسی دارد: نهفقط برای تمرکز روایی، بلکه برای تقویت پرداخت شخصیتها تا باورپذیرتر شده و ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند. روشن است که امروز فیلمهای متعددی دربارهٔ جامعهٔ LGBTQ+ شایستهٔ تحسین و شناختاند؛ اما این اثرِ بیشارزشگذاریشده قطعاً در میان آنها نیست.
ماکس (روارد مولیکا) بین کارِ روزنامهنگاری و رماننویسیِ نوپا و دریافت دستمزدِ ۲۰۰ پوند در ساعت برای خدماتِ همراهی جنسی—معمولاً برای مردانِ مسنتر—دستوپنجه نرم میکند. ظاهر پسرانه و تجربهٔ کمش او را محبوب میکند و به اندازهای موفق است که از این تجربهها برای پایهگذاری کتابش بهره ببرد. ناشرش تازگی و صمیمیتِ ماجراهای «سباستین» را میپسندد اما یک مشکل خودساخته در کار، دینامیکِ زندگی و کارِ او را تغییر میدهد. اگرچه صحنههای جنسی گاهبهگاه به درام جان میدهند، اما کلیتِ اثر پژوهشی سطحی دربارهٔ بازار راحتِ سطح بالا است و با اینکه مولیکا بازیِ قابلنما شدن دارد، اجرای او بیشازحد به جذابیت ظاهری متکی است و نسبتاً کمجان است. خودِ داستان شکافهایی دارد که جمع نمیشوند؛ زمانبندیها دقیق نمیافتند و تا پایان فیلم احساس میکنید بهجای ارائهٔ یک نگاه نقادانه به صنعتی که بخشهای گستردهای از جامعه را درمینوردد، با شخصیتی نسبتاً استثماری — حتی ظالمانه — روبهرو شدهایم که بعد از مدتی برایم چندان اهمیتی نداشت. جاناتان هاید اندکی لایهٔ اندوهناک به صحنهها میآورد، اما «دنیل»ِ اینگوار سیگوردسون در یک نقطهٔ حساس بیش از حد «دکتر جکیل و آقای هاید» گونه مینماید و باورپذیری شخصیت در داستانِ بهتدریج سبکترِ جوان را زیر سؤال میبرد. این اثر شاید بهعنوان یک درام سهقسمتی که میتوانست منسجمتر روی جنبههای زندگی، عشق و خودبازبینی او تمرکز کند، کارایی بیشتری داشت؛ اما در قالب فیلم بلند حالا همهچیز پارهپاره بهنظر میآید. دیدنِ آن خالی از لطف نیست، اما نتیجهای نیست که میتوانست باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران