خانواده ای که در حومه ی شهر زندگی می کنند ، خانه شان توسط روح های سرگردان تسخیر شده است و آنها باید برای آزاد کردن روح فرزندشان که گرفتار طلسم شده است ، تلاش کنند. اما…
خانواده ای که در حومه ی شهر زندگی می کنند ، خانه شان توسط روح های سرگردان تسخیر شده است و آنها باید برای آزاد کردن روح فرزندشان که گرفتار طلسم شده است ، تلاش کنند. اما…
این بدترین بازسازیِ ممکن نیست، اما کاملاً معمولیه. بیمزه، بیروح، ساده و انگار چیزیست که شبکه Lifetime در آمریکا برای بازسازیِ همان فیلم کلاسیک و تسخیرشدهی «تو بی اسپیلبرگ» میساخت. فکر میکنم تنها دلیل انتخاب گیل کنان برای این کار این بود که فیلم حول یک «خانه هیولا» میچرخد و او در فیلم قبلیاش هیولایی را خیلی خوب تصویر کرده بود؛ بنابراین استخدامش بهنظر یک...
این بدترین بازسازیِ ممکن نیست، اما کاملاً معمولیه. بیمزه، بیروح، ساده و انگار چیزیست که شبکه Lifetime در آمریکا برای بازسازیِ همان فیلم کلاسیک و تسخیرشدهی «تو بی اسپیلبرگ» میساخت. فکر میکنم تنها دلیل انتخاب گیل کنان برای این کار این بود که فیلم حول یک «خانه هیولا» میچرخد و او در فیلم قبلیاش هیولایی را خیلی خوب تصویر کرده بود؛ بنابراین استخدامش بهنظر یک تصمیم ساده میآمد. مشکل اینجاست که کنان در مسیر ساختن تصویری از یک خانهی شرور و تسخیرشده، فراموش میکند شخصیتهایی دلپذیر و ترسهای جذاب خلق کند.
— Zevi Wolmark
اگر فیلم اوریجینال بود، قطعاً بهتر میشد. مقایسه با نسخهی اصلی لازم نبود، ولی چون این یک بازسازی رسمی است، اجتنابناپذیر بود. همهچیز، از خانه تا قاببندی صحنهها، شبیهِ نسخهی قبلی بود؛ فقط بازیگران فرق داشتند و داستان در دنیای حال و با گجتهای روزمرهی مدرن رخ میدهد. اگر نسخهی دههٔ هشتاد را ندیده باشید شاید کمی از این بازسازی خوشتان بیاید. هرچند فیلم اصلاً یک وحشتِ جدی یا واقعاً ترسناک نیست، اما در بخشهایی شبیه یک کمدی تاریک قابلقبول است. با این حال من نسخهی قدیمیتر را توصیه میکنم.
واقعاً؟ سم راکول؟ او در این نقش خوب جا نمیافتد، فقط قابل قبول است. بچهها هم مثل نسخهی اصلی توجهم را جلب نکردند. تنها پیشرفتِ محسوس در این نسخه فناوری بود؛ از مانیتورهای CRT به LED و امثال آن. انتظار داشتم دستکم تغییر قابلتوجهی در داستان یا فیلمنامه ببینم که موقعیت و مکان را متفاوت کند؛ چنین تغییری میتوانست خیلی بهتر شود. برای طرفدارانِ نسخهٔ اول ناامیدکننده است. با این حال این فیلم لایقِ بازسازی بود، ولی انتظار نداشتم اینطور تمام شود. امیدوارم دنبالهای بهتر ساخته شود، هرچند حس میکنم احتمالاً کار به دست گروهِ درجهٔ دوم خواهد افتاد و تبدیل به یک وحشتِ ارزان خواهد شد.
امتیاز: ۵/۱۰
در ابتدا خیلی مردد بودم که این بازسازی را ببینم، چون بهنظرم کاملاً غیرضروری بود. اما آنقدرها هم بد نبود که انتظار داشتم و نقدهای منفیِ آن زمان باعث نشده بود فرار کنم. جلوههای ویژه نسبتاً خوب بودند و سم راکول، جارد هریس و جین آدامز (چه خوب بود دوباره او را دیدم بعد از بازی برجستهاش در «Happiness»!) فیلم را برایم قابلقبول کردند. وقتی پیشتر «Monster House» انیمیشنیِ گیل کنان را دوست داشتم اما نه چندان تحسینشده، کنجکاو بودم ببینم انرژی کارگردانیاش چگونه به فیلمِ لایو-اکشن منتقل میشود.
فکر میکنم میتوانستند فیلم را پرهیجانتر و ترسناکتر کنند، اما واقعاً مطمئن نیستم که هدفشان همین بوده باشد. بهنظرم قصد داشتند تجربهای خانوادگی با کمی هیجان، لرزه و خنده ارائه دهند، مثل بازسازی اخیر «Ghostbusters». اگر این هدف بوده، در این زمینه تا حدودی موفق بودهاند. مشتاقم بعداً این فیلم را با پسرِ ۱۳ سالهام، جولیان، که عاشق فیلمهای وحشت است و مثل من نسخهٔ اصلی را دوست دارد، دوباره ببینم.
اگر میخواستم «پولترگِیست» کامل را بسازم، همان متنِ دقیقِ استیون اسپیلبرگ را میگرفتم و فقط جلوههای ویژه را بهروز میکردم. فکر میکنم این رویکرد موفقتر میبود.
نوشتهٔ پشتِ جلد فیلم را انگار یکی از نمایندگان 20th Century Fox نوشته است. حدس میزنم آن شخص حتی نسخهٔ اصلی را هم ندیده باشد. «فیلمسازان افسانهای»؟ چه ادعای مسخرهای! این افراد واقعاً چیزی شایستهی دیدن تولید نکردهاند و این فیلم هم در این زمینه تغییری ایجاد نمیکند. واقعاً چقدر سادهاند آنهایی که اینچنین جملات تبلیغاتی را میسازند؟ خوشبختانه از امتیازِ متوسط و حقّاً بایستهای که در سایتهای نقد دیده بودم پیداست که مخاطب این دروغهای واضح را نپذیرفته است.
از لحاظ فیلم، این نسخه سایهای سرد و ارزان از اصل است. هیچکدام از جذابیتهای فیلم اصلی را ندارد و مهمتر اینکه شخصیتها هیچ کاریزماتایی که شخصیتهای نسخهٔ اصلی داشتند، ندارند. پدر یک احمق تمامعیار و بیمسئولیت است. مادر هم میتواند هر زن خانهدار کلیشهایِ هالیوودی باشد.
وقتی بالاخره فکر میکنید قرار است اتفاق جالبی بیفتد و شکارچی ارواح وارد صحنه میشود، باز هم همهچیز مسطح میشود. او هیچ جذابیتی ندارد؛ نه کبریتیست، نه مرموز و نه چیزی که دیدنش ارزشش را داشته باشد.
خیلی چیزها در داستان ایراد دارد. این آدم چطور توانسته چنین خانهای بخرد وقتی ظاهراً شغلی ندارد؟ حتی بعد از خراب شدن خانهٔ اول، میتواند خانهٔ دیگری بخرد. چقدر فیلمنامهنویس احمق است؟ در نسخهٔ اصلی، محلهٔ تازه توضیح میداد که «مشکلات» از کجا آمده؛ در این نسخه چنین توضیحی نیست که نشان میدهد نویسنده هیچ درکی از طرحِ اصلی نداشته است. سؤال همان است: واقعاً چی...؟
برخی صحنههای CGI نسبتاً قابلقبول هستند، اما همین را میتوان دربارهٔ بسیاری از آثار صنعت فیلمسازی امروزی گفت (بهجز تولیدات شبکهٔ SyFy). به نظرم اگر بهعنوان یک فیلم تلویزیونی به آن نگاه کنیم، بالاتر از میانگین بوده؛ اما بهعنوان بازسازیِ یک کلاسیک، کاملاً شکست خورده است. خوشحالم که در خانه دیدمش و وقت و پولی برای رفتن به سینما صرف نکردم.
ترسناکِ بیمایه. «پولترگِیست» هیچ چیزی ارائه نمیکند. شاید اصلاً دیدنیِ وحشتناکی هم نباشد، اما متأسفانه هیچ ویژگیِ خوبی در آن وجود ندارد. داستان تا حد زیادی قابلپیشبینی و ساده است و هیچکدام از بازیگران کاری در خورِ بهیادماندنی انجام نمیدهند. تقریباً هیچ صحنهٔ ترسناکی هم وجود ندارد — که برای فیلمی در این ژانر نقطهضعف بزرگیست.
از نظر استعدادهای بازیگری انتخابها محدود است... حتی حضور کوتاهِ جارد هریس هم کار را نجات نداد. اگر بخواهم کسی را برجسته کنم (بهجز هریس)، سم راکول است. دو کودک کوچکتر، کایل کتلت و کندی کلیمنتس، انصافاً وحشتناک نیستند.
فیلمی نیست که دوباره ببینم. خستهکننده.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران