ایده های عجیب و غریب عاشقانه یک معلم مدرسه ای اسکاتلندی درباره زندگی - و عشق - بیش از حد دانش آموزان جوان او را تحت تاثیر قرار می دهد و او را با مدیر محافظه کار مدرسه اش در تضاد قرار می دهد.
ایده های عجیب و غریب عاشقانه یک معلم مدرسه ای اسکاتلندی درباره زندگی - و عشق - بیش از حد دانش آموزان جوان او را تحت تاثیر قرار می دهد و او را با مدیر محافظه کار مدرسه اش در تضاد قرار می دهد.
این فیلم همیشه یاد معلمی را در دبستان برایم زنده میکند که فکر میکرد بهترین روش فرمانبرداری از ما بچههای هشتسالهٔ سرکش، پا کوبیدن و نگاه کردن به ساعت است. نتیجهٔ این شیوه فقط بیشتر شدن هواپیماهای کاغذی بود که از صفحات پارهشدهٔ «حساب جامع مدرن» میساختیم. اگر او روش جذابتر و تاملبرانگیزتری را که این خانمِ عنوان فیلم—میس برودی—پیش میگیرد به کار میگرفت، شاید...
این فیلم همیشه یاد معلمی را در دبستان برایم زنده میکند که فکر میکرد بهترین روش فرمانبرداری از ما بچههای هشتسالهٔ سرکش، پا کوبیدن و نگاه کردن به ساعت است. نتیجهٔ این شیوه فقط بیشتر شدن هواپیماهای کاغذی بود که از صفحات پارهشدهٔ «حساب جامع مدرن» میساختیم. اگر او روش جذابتر و تاملبرانگیزتری را که این خانمِ عنوان فیلم—میس برودی—پیش میگیرد به کار میگرفت، شاید به جاهای بیشتری میرسید (یا بهتر است بگوییم farther؟). به هر حال، میس برودیِ موریل اسپارک (با بازی مگی اسمیت) زنی است که از بیرون ظاهری تاحدی پارساکن دارد و مطابق برنامهٔ محافظهکار مدرسهٔ «مارشیا بلِین» و آموزههای سرپرستۀ آن، میس مککی (سلیا جانسون)، عمل میکند. او دختران موردعلاقهاش را دارد—دانشآموزانی که به آنها اطمینان کامل دارد؛ «سندی» (پاملا فرانکلین)، «جنی» (دایان گریسون)، «مونیکا» (شرلی استیدمن) و تازهوارد «مری مکگرگور» (جین کار). با پیکنیکهای فویگرا در حیاط مدرسه و کلاس، ارزشهای عشق، شعر، حقیقت، ادبیات و... فاشیسم را در آنها نهادینه میکند. در آغاز از مزایای موسولینی تمجید میکند، اما خیلی زود به فرانکو تمایل پیدا میکند. در تمام مدت، ما میدانیم که این نمونهٔ کاملِ رفتار و آراستگی سابقهای با استاد هنر کمپروا «لوید» (رابرت استفنز) دارد و در حال حاضر با مرد خجالتی «لاوتر» (گوردون جکسون) در دیدارهای آخرهفتهاش به ملکِ اجدادیِ او در کرامند رفتوآمد میکند. او بیتکاپو در زندگی جلو میرود و خود را بینقص و شکستناپذیر میپندارد، و دختران موردعلاقهاش را همچون مهرههای ظریف شطرنج جابهجا میکند. یکی از آنها اما از ایفای نقش مهرهٔ قربانی رضایت ندارد و بهقول معروف همان کرمی است که برگشته و شاید بتواند این سازهٔ شیشهای را کاملأ بر سر مربیشان فرو بریزد. همانگونه که خود میس برودی میگوید، داستان در اصل «چنانکه من میگویم باش، نه چنانکه من عمل میکنم» است و مگی اسمیت در این نقش درخشان است. لباس بینقص، قامت و لهجهٔ دقیق او بسیار تأثیرگذارند و رابطهٔ سرکوبشده و متأثر از کششی جنسیاش با استفنز نیز به همان اندازه تأثیرگذار است؛ بازی او در نقش پدر ششفرزندِ هرز و ناپسند، با صداقتِ تلخی که دارد، تن را مورمور میکند. گوردون جکسون هم، همانطور که در 1949 در «ویسکی گالور» میدرخشید، اینجا نیز در نقش مردی خجالتی و دودل میدرخشد، و به نظر میرسد سلیا جانسون برای پرورش شخصیت خود چند بار به تماشای کبری نشسته بوده—زنی که بیصبرانه خواهان خاتمهٔ نفوذی است که آن را سمی میپندارد. رمان اصلی طوری اقتباس شده که برخی از روحیات کلیسایی تعدیل شدهاند، اما هنوز هم داستانِ قدرتمندی است دربارهٔ بتپرستی، شستشوی مغزی و ریاکاری؛ قصهای که رانالد نیم آن را چنان ساختار داده که مگی اسمیت و رابرت استفنز مرکز توجه را از آن خود کنند و در عین حال دختران نیز سهم قابلتوجهی از صحنه داشته باشند—و تماشاگر تا حد زیادی دچار شرم و ناراحتی میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران