مقدمهای طولانی برای «غار رویاهای فراموششده» وجود ندارد. هیچگونه تلاش برای وصل کردن یک روایت کلیتر (یا حتی روایت) به فیلم نشده، و معرفی مفصل از گروه دانشمندان، باستانشناسان و فیلمسازانی که در یک ساعت و نیم آینده همراه آنها خواهید بود هم دیده نمیشود. تیتراژ سریع و بیآلایش است و روی آن، صدای یگانه و بیهمتای کارگردان ورنر هرتسوگ به سبک خاص خودش از...
مقدمهای طولانی برای «غار رویاهای فراموششده» وجود ندارد. هیچگونه تلاش برای وصل کردن یک روایت کلیتر (یا حتی روایت) به فیلم نشده، و معرفی مفصل از گروه دانشمندان، باستانشناسان و فیلمسازانی که در یک ساعت و نیم آینده همراه آنها خواهید بود هم دیده نمیشود. تیتراژ سریع و بیآلایش است و روی آن، صدای یگانه و بیهمتای کارگردان ورنر هرتسوگ به سبک خاص خودش از کشف غار شووه در جنوب فرانسه میگوید.
داستان ساده است: گروهی که در آن منطقه در حال کاوش بودند به غاری برخوردند که سالها پیش بهدنبال ریزش سنگ بسته شده بود. آنها سنگها را کنار زدند و وارد شدند و به شگفتانگیزترین مجموعه نقاشیهای غاری شناختهشده برخورد کردند؛ آثاری بیش از دو برابر قدمت هر نمونهٔ شناختهشدهٔ دیگر و با حفظ شگفتانگیزِ وضعیت حفظشده.
دولت فرانسه بهطور جد از غار محافظت میکند تا آسیبی نبیند، و سطح خطرناک رادون و دیاکسید کربن بهگونهای است که هر کس بیش از حد در آن بماند را به خطر میاندازد. اگر نام و شهرت مستندساز و فیلمساز هرتسوگ نبود، احتمالاً دولت فرانسه هرگز اجازهٔ ورود گروه فیلمبرداری به غار را نمیداد.
چه افسوس بزرگی میشد اگر چنین اجازهای داده نمیشد! این فیلم، بهویژه در نمایش سهبعدیاش، تجربهای شگفتآور و سرشار از تأثیر است که کاملاً منحصر به فرد است و تماشاچی هر نوعی را مسحور میکند. دیدن این نقاشیهای زیبا و پیچیده که بیش از ۳۲۰۰۰ سال قدمت دارند و مشاهدهٔ بازی سرخوشانهٔ نور و سایه بر منحنیهای سنگها، شگفتانگیز است. من مدتها نسبت به کاربردهای فیلمبرداری سهبعدی دوپهلو بودم، اما امسال دو فیلم دیدم که بهطور کامل مرا قانع کردند که گرچه اغلب بهخوبی اجرا نمیشود، اما میتواند ابزاری گرانبها در دست یک فیلمساز توانا و هدفمند باشد (فیلم دیگر، بهقولمعروف، «هوگو»ٔ مارتین اسکورسیزی است).
این فیلم واقعاً یک تجربه است، تجربهای که شبیه هیچیک از آنچه قبلاً دیدهام نیست. زیبایی، تاریخ، انسانیتِ نهفته در نقاشیهای غار و هنرمندی شگفتانگیز آنها، روشن و غیرقابل انکار است. در فیلم، یکی از دانشمندان میگوید که پس از بودن در غار شروع به رؤیا دیدن شیرها، اسبها و سایر جانوران منقوش روی دیوارها کرده است. دیدن این نقاشیها در این محیط خارقالعاده و احساس اینکه ممکن است اینجا دقیقاً زادگاه هنر بوده باشد، بینهایت تأثرآور است.
اینجا جادوی سینما آشکار میشود. چگونه میتوان با نقدی صرف به فیلمی مانند این پرداخت؟ روایتِ گفتاری بسیار کم است، زیرا تجربهٔ دیدن غار (بهخصوص در سهبعدی) چیزهایی را منتقل میکند که کلماتْ بهسختی از پسِ بیانِ آنها برمیآیند. هرتسوگ که تُنهای آلمانیِ دلنشینش همیشه حسی از اندوه عمیق را منتقل میکند، خردمندانه گفتگوها را در حداقل نگه میدارد و تنها برای توضیح آنچه میبینیم و برای ارائهٔ اندیشههای رمزآلود دربارهٔ معنای این پدیده ظاهر میشود. فیلم فاقد کشش روایی و حس داستانگویی است. سینماتوگرافی گاه به مسئلهساز میگراید (بهویژه دانهدانه شدنِ شدید تصویر ناشی از فیلمبرداری در تاریکی)؛ ثلثِ اول فیلم با دوربین دستی غیرحرفهای فیلمبرداری شده، چون آن بار اولین ورود به غار بوده است. آیا باید آن را صرفاً بر اساس ارزش موضوعش داوری کرد؟ بهنظرم بله؛ چرا که بهندرت موضوعی به جذابیت و شگفتی این یکی میتوان یافت. و در درون این غار، هرتسوگ چیزهایی حتی نادرتر یافته است: روحانیتی محسوس، نیازی انسانی به بیان، و صدایی که از قید زمان و مکان رهاست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران