اسمم اش است و من یک بردهام. تا جایی که میتوانم حدس بزنم سال هزار و سیصد میلادی است و مرا به سوی مرگ میکشند.
«Army of Darkness» را سم رایمی کارگردانی کرده و او فیلمنامه را همراه با برادرش ایوان نوشته است. بازیگران فیلم عبارتاند از بروس کمپبل، امبت دیویدتز، مارکوس گیلبرت، ایان ابرکرامبی، ریچارد گروو و تیموتی پاتریک کویل. موسیقی اثر از جوزف لودوکا...
اسمم اش است و من یک بردهام. تا جایی که میتوانم حدس بزنم سال هزار و سیصد میلادی است و مرا به سوی مرگ میکشند.
«Army of Darkness» را سم رایمی کارگردانی کرده و او فیلمنامه را همراه با برادرش ایوان نوشته است. بازیگران فیلم عبارتاند از بروس کمپبل، امبت دیویدتز، مارکوس گیلبرت، ایان ابرکرامبی، ریچارد گروو و تیموتی پاتریک کویل. موسیقی اثر از جوزف لودوکا و فیلمبرداری از بیل پوپ است.
اش (با بازی کمپبل) به سال ۱۳۰۰ میلادی منتقل میشود، جایی که باید با ارتشی از مردگان مبارزه کند و نکرونومیکون را بهدست آورد تا بتواند به خانه بازگردد.
غیررسمی این فیلم را «Evil Dead III» مینامند، اما همانطور که طرفداران میگویند، این فیلم حیوانی کاملاً متفاوت از دو قسمت قبلی است. ترکیب شوخیهای پُرانرژی در فضای قرونوسطی با عناصر کمدی-ترسناک، ایدهای سرزنده است که عمدتاً جواب میدهد. البته باید آن را با قواعد شاد و بیپروایش پذیرفت؛ قطعاً فیلمی برای تماشاگرانِ سنگیندل و جدی نیست، اما دستکم میتواند روز تیرهای را روشن کند.
کمپبل در نقش اش دوباره حسابی کتک میخورد، اما کمدی فیزیکی حسابشدهای که با دیالوگهای ناهماهنگ زمانیِ شخصیت درآمیخته شده، بهخوبی کار میکند. همهچیز با سرعت بالا اجرا میشود و لحن خودآزارانه و شوخطبع فیلم دلپذیر است. مثل یک کتاب کمیک که زنده شده و هرگز خستهکننده نمیشود، اگرچه بعضی از موجودات کارتونی صحنهها کمی مصنوعی بهنظر میرسند.
اگر برای نوع فیلم آماده باشید، واقعاً سرگرمکننده است؛ جای تعجب نیست که طرفداران «Evil Dead» این فیلم را دوست داشته باشند. امتیاز: 7/10
پانوشت: چند نسخه با پایانهای متفاوت وجود دارد؛ من فقط نسخهی افسردهکنندهای را که مربوط به شربت زمان است دیدهام — و با اینکه آدم بدقوارهای هستم، آن پایان را دوست دارم.
بروس کمپبل در بهترین حالت «بذار یه بوس ببینم، عزیزم».
کلاتو وِرادا، مامبل مامبل...
چه چیزی میتونه اشتباه پیش بره!؟
این فقط یک فیلم سرگرمکننده و لذتبخشه.
«اش» (بروس کمپبل) فروشندهای پرحرف و بیپرواست که به شکلی خودش و ماشینش به هفتصد سال پیش و به میدانی جنگی در قرونوسطی منتقل میشوند! «لرد آرتور» (مارکوس گیلبرت) ارباب جدیدش است و همراه با «دوک هنری سرخ» (ریچارد گروو) بهزودی در ته یک چاه مرگبار با نابودی روبهرو میشوند. خوشبختانه او چند وسیلهٔ مفید در صندوق عقب ماشین دارد و استفاده بهموقع از ارهبرقی به او کمک میکند فرار کند و تبدیل به ناجی مشخصی شود که باید نکرونومیکون را بازیابی کند. مأموریتش او را به سفری خطرناک در سرزمین دِدایتها میبرد تا کتاب مقدسی را بیابد. تنها کلمات ابدی مایکل رنی بهصورت «Klaatu Barada Nikto» میتوانند روز را نجات دهند... اما این نقشهٔ بزرگ عملاً شکست میخورد. او نیمی از عبارت جادویی را فراموش میکند و فقط موفق میشود ارتشی نسبتاً خشمگین از مردگان را زنده کند که میخواهند قلعه را محاصره کرده و کتاب را برای خود بردارند. دشمنان بهسرعت تبدیل به متحد میشوند، تیرها به دینامیت وصل میشوند، منجنیقها بمبهای مهی ایجاد میکنند و همگان در تلاشاند تا بر موجوداتی پیروز شوند که بهنوعی از قبل مردهاند! این فیلم از این جهت سود میبرد که ستارهٔ بزرگی ندارد؛ بازیگران گروهی با هم تیمیوار فضایی تند و تیز شبیه «کملوت» خلق میکنند که از ارجاعات قرن بیستم بهره میبرد (در فیلمنامه ردپایی از «جک هاوکینز» در «بنهور» هم بهنظر میرسد)، و ایان ابرکرامبی در نقش مرد خردمند خوب عمل میکند. صحنههای آتشبازی و شمشیربازی فراوان است، شوخیهای ساده و زیادی دارد و از نظر من یکی از آثار سرگرمکنندهتر سم رایمی است. آیا اثرپذیر است؟ بله — اما این چیزی از خوشگذرانی تماشای آن کم نمیکند و ارزش صرف یک بعدازظهر پای تلویزیون را دارد.
«Army of Darkness» برای من فیلم دوگانهای است: از یک طرف ماجراجویی فانتزیِ بسیار سرگرمکننده و خیالانگیزی است، اما از طرف دیگر چنان فاصلهای از فرانچایز اصلی گرفته که احساس ناهماهنگی دارد. فیلم بهعنوان یک اثر وحشتآمیز عرضه شد، اما در تمام مدت اجرا هیچ تنش یا وحشتی واقعی ندارد؛ خوشبختانه فیلم بسیار خندهدار است. رایمی در بخش جلوههای ویژه میخواست کار زیادی بکند و همین باعث شده بسیاری از جلوهها ارزان یا نامتناسب بهنظر برسند. مخصوصاً فناوری پردهٔ سبز آن زمان هنوز بهخوبی توسعه نیافته بود. کارگردانی رایمی بسیار مشخص و مؤثر است و امضای او به فیلم کمک بزرگی کرده؛ اما اجراها و فیلمنامه هستند که فیلم را نجات میدهند. بروس کمپبل در بهترین حالت خود است و طرز ارائهٔ دیالوگش واقعاً خندهدار است. دیالوگهای سریع و بذلهگویانه بین شخصیتها عالیاند. بهطور کلی، «Army of Darkness» فیلم بدی نیست، اما کمی زیاد از منبع اصلی فاصله میگیرد که برای من آنچنان هم همدلکننده نبود.
امتیاز: ۶۷٪
حکم: خوب
یک فیلم «زِباله» کامل — به بهترین معنا.
وقتی چند ساعت پیش این فیلم را دیدم، نمیدانستم که دنبالهٔ «Evil Dead» است؛ فیلمی که هنوز ندیدهام. معمولاً دوست دارم فرنچایزها را بهترتیب ببینم. اما از آنچه خواندهام، این فیلم بیش از همه از آثار پیشین متفاوت است، از جمله بهخاطر اتفاقات در دورهٔ قرونوسطی و محوریت بر کتاب افسانهای نکرونومیکون.
بر خلاف تصور، نکرونومیکون اختراع سم رایمی نیست؛ این کتاب را اچ. پی. لاوکرافت خلق کرده و ایدهٔ استفاده از آن در فیلم بهکار رفته است. رایمی کارگردانی خلاق و نوآور است و تعجبی ندارد که این فیلم عجیب از ذهن او بیرون آمده باشد. داستان دربارهٔ کارگری ساده است که پس از دست زدن به کتاب به سال ۱۳۰۰ منتقل میشود و برای بازگشت باید همان کتاب را بیابد و بر خطرات مختلف، از جمله اشراف جنگزدهٔ قرونوسطی، غلبه کند.
بروس کمپبل تنها بازیگری است که در این جمع ارزش ذکر دارد؛ باقی بازیگران چندان درخشان نیستند و از ترکیب بازیگرها یکی از نقاط ضعف فیلماند. حتی کمپبل هم گاهی آنقدر خودپسند و آزاردهنده است که همدلی چندانی با شخصیتش حس نکردم، هرچند میدانستم قهرمان داستان است و در نهایت روز را نجات میدهد.
فیلم دمدمی، نسبتاً ارزانقیمت (کافی است کیفیت انیمیشن استاپموشن و جلوههای ویژه را ببینید) و آنقدر پرت و پلا است که خندهدار میشود. برخی صحنهها شبیه یک هجو یا نمایش مدرسهایاند. عملاً غیرممکن است که از دیدن چنین فیلمی نخندید — یک فیلم «زِباله» عالی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران