پنج دانشآموز کالج وقت خود را صرف گذراندن تعطیلات صلحآمیز در یک کابین کنترل از راه دور میکنند . یک کتاب و نوار صوتی کشف شدهاست و شیطان آن زمانی قدرتمند یافت میشود که افسون به صدای بلند خوانده شود . دوستان خود را درمانده مییابند که شر شیطان را متوقف کنند , چرا که تنها یک بازمانده از آن مرده باقی مانده و نومیدانه تلاش میکند تا صبح
پنج دانشآموز کالج وقت خود را صرف گذراندن تعطیلات صلحآمیز در یک کابین کنترل از راه دور میکنند . یک کتاب و نوار صوتی کشف شدهاست و شیطان آن زمانی قدرتمند یافت میشود که افسون به صدای بلند خوانده شود . دوستان خود را درمانده مییابند که شر شیطان را متوقف کنند , چرا که تنها یک بازمانده از آن مرده باقی مانده و نومیدانه تلاش میکند تا صبح
عرضهشده در ۱۹۸۱ (ولی در آمریکا تا آوریل ۱۹۸۳) و نوشته و کارگردانی سم ریمی، «مردگان شریر» ماجرای پنج دانشجوی ایالت میشیگان را روایت میکند که برای تعطیلات به یک کلبهٔ دورافتاده در غرب تنسی میروند و نسخهای از «کتاب مردگان» و نوار ضبطشدهای پیدا میکنند که خواندن وردهایش شیاطین را از جنگل زنده میکند. نتیجه هرجومرج و وحشتی تمامعیار است.
این فیلم، که بهنوعی اثری...
عرضهشده در ۱۹۸۱ (ولی در آمریکا تا آوریل ۱۹۸۳) و نوشته و کارگردانی سم ریمی، «مردگان شریر» ماجرای پنج دانشجوی ایالت میشیگان را روایت میکند که برای تعطیلات به یک کلبهٔ دورافتاده در غرب تنسی میروند و نسخهای از «کتاب مردگان» و نوار ضبطشدهای پیدا میکنند که خواندن وردهایش شیاطین را از جنگل زنده میکند. نتیجه هرجومرج و وحشتی تمامعیار است.
این فیلم، که بهنوعی اثری کلاسیک و فیلمِ بلند اول کارگردان معروف است، با بودجهٔ تنها ۳۵۰,۰۰۰ دلار ساخته شد و فیلمبرداریاش در سال ۱۹۷۹ و اوایل ۱۹۸۰ انجام گرفت. بروس کمپبل نقش قهرمان را خوب ایفا میکند و سه بازیگر زن نقش «دختر همسایه» را بهخوبی دارند (الن سندوایس، ترزا تیلی و بتسی بیکر)، اما ریمی بیشترین استفادهٔ مؤثر را از این منابع زنانه تنها با نقشِ الن سندوایس در نقش چریل میبرد.
نیمهٔ اول فیلم عالی است: ورود دانشجویان به کلبه و اولین صحنههای تسخیر و حملات ساخت فضایی پرتنش، با اجرای خوب و گیرایی بالا را نشان میدهد. اما نیمهٔ دوم تکراری میشود. هر حملهٔ جدید سطح خشونت را بالا میبرد اما ماهیتاً ما باز هم همان اتفاقها را در همان کلبه میبینیم. نیمهٔ دوم، هرچند آشفته، دلهرهآور و پر از خونریزی کارتونی است، اما تکبعدی است و متنِ غنیِ معنایی برای فکر کردن ارائه نمیدهد؛ صرفاً آدمها یکییکی توسط موجوداتی زشت مورد حمله قرار میگیرند. این شیوه ممکن است برای نوجوانانِ ۱۱–۱۴ ساله که از خونریزی کارتونی و هیجان شیطانی لذت میبرند جواب بدهد، ولی برای تماشاگران بالغتری که به عمقِ فکری یا حداقل تنوع نیاز دارند، کافی نیست. یکی دیگر از نکات منفی، سکانسِ نهاییِ خونین است که با بودجهٔ کم جلوهای کارتونی دارد، هرچند از نظر خلاقیت و اجرای سطحِ دانشجویی فیلمسازی قابلتقدیر است.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه است و فیلمبرداری در مورریتاون، تنسی انجام شد و بخشهایی هم در میشیگان تکمیل شدهاند.
نمره: B-/C+
---
تماشای این فیلم حداکثر متوسط است؛ احتمالاً دیگر آن را تماشا نخواهم کرد و تنها به کسانی توصیه میکنم که واقعاً عاشق جلوههای عملی خونآلود کلاسیک هستند.
نمیدانم دقیقاً چرا این فیلم آن زمان اینقدر بزرگ شد. شاید بخشی از روندهای دههٔ ۱۹۸۰ بود و آن دوره مردم بیشتر خواهان دیدن خونریزیهای وحشتناک بودند و گزینهها هم محدود بود. فیلم را بد نمیدانم، اما احساس میکنم توضیح روشنی از آنچه واقعاً اتفاق میافتد ارائه نمیشود؛ بنابراین انتظاری شکل نمیگیرد که بخواهد نقض شود—و از طرفی هم دوست ندارم فیلم بیش از این توضیح دهد.
این فیلم در اصل به طرز سادهای پیامی شبیه «با نیروهای تاریکای که نمیتوانی درکشان کنی سراغشان نرو» دارد؛ مملو از خون، خشونت و تسخیرهای طراحیشدهٔ عجیب. بخشی از لذت من از موقعیتهای بقا—حتی ماورایی—این است که احساس میکنم راهی برای خروج وجود دارد اگر شخصیتها آن را کشف کنند. اینجا اما بیشتر مانند این است که کسی سد را منفجر کرده و حالا ما قرار است در سیل غرق شویم. بههرحال احساس میکنم فیلم میتوانست خیلی بیشتر باشد؛ شاید یادم نماند اما دیدنش سرگرمکننده بود.
---
آخرین باری که این فیلم را دیدم حدود ده سالم بود؛ بنابراین این تماشا عملاً تماشای دوبارهای بود. بیست دقیقهٔ اول تا حدودی کند بود؛ بازی و دیالوگ ضعیف باعث شد فکر کنم با یکی از همان ترسناکهای صرفِ دههٔ ۸۰ روبهرو هستم. اما وقتی روند اصلی آغاز میشود، طاقتفرسا نمیماند؛ حدود یک ساعت بعدی پر از هیجانِ بیوقفه است و نفسکشیدن را سخت میکند. فیلم نشاطآور است و کشمکش، کار دوربین و جلوههای ویژهاش واقعاً خوب است و پوست گردنم را سیخ میکرد. واقعاً شگفتآور است که ریمی با بودجهٔ اندک چه توانسته خلق کند. داستان و دیالوگها کمی کَموَکس دارند، اما بقیهٔ عناصر واقعاً تحسینبرانگیزند. ارزش تمام ستایشهایی را که دریافت کرده دارد.
امتیاز: ۸۶٪
حکم: عالی
---
ماجرا از این قرار است که همهٔ ما برای آخر هفته به یک کلبهٔ دورافتاده میرویم. پس از عبور از پلی نهچندان مطمئن، با کلبهای ویرانه روبهرو میشویم. من خودم حاضر نیستم از ماشین پیاده شوم و شب را آنجا بمانم، اما بقیه شجاعتِ بیشتری دارند و داخل میشوند. در زیرزمین دستگاه ضبط نوار شستی پیدا میکنند که نوارِ داخلش نشان میدهد ساکنان قبلی متوجه نفرینی سومری شدهاند و آن را پخش میکنند—من حتماً برگشته بودم به ماشین؛ اما دیگر دیر شده و همهچیز از کنترل خارج میشود. آنچه من را آزار میدهد، انتخابهایی است که شخصیتها تحت فشار میکنند: بیرون آخرین جایی است که میخواهند بروند ولی بااینحال وسط شب و مهآلود به آنجا میروند—و حدس بزنید چه میشود!
این فیلم از گذر زمان آسیب دیده؛ جلوهها اکنون احمقانه بهنظر میرسند (شبیه کارهای اولیهٔ ری هریهاوزن با کیت شیمی و کمی مایع ظرفشویی)، اما هنوز هم تا حدی ترسناک است و این بیشتر بهخاطر سبک روایتِ سم ریمی است: او با نماهای بسته، نور و صدا تعلیق و تنش ایجاد میکند و بروس کمپبل در نقش «اش» که کاملاً از عمق ماجرا بیرون است، بازی نسبتاً خوبی ارائه میدهد. بعد از چهل سال هنوز هم روی پردهٔ بزرگ خوب کار میکند.
---
یک موردِ مطالعاتی دربارهٔ آرایش و جلوههای پیشاکامپیوتری.
این فیلم را اخیراً دیدم و چندان راضی نبودم. استعداد سم ریمی و تواناییاش در ژانر وحشت را میشناسم، اما بهنظر میرسد فیلمهای دههٔ ۸۰ او امروز خیلی پیر شده و dated بهنظر میرسند؛ این ویژگی دقیقاً دربارهٔ این فیلم هم صدق میکند. با این حال، در زمان خودش اثر مهمی بود و موفقیت تجاری بزرگی داشت و هنوز طرفداران وفاداری دارد.
فیلم در کلبهای در جنگل میگذرد، گروهی از دوستان و مردگان متحرکی که به نسلکشیِ معمول میپردازند. بین این فیلم و دیگر فیلمهای زندهمرده نکات مشترک زیادی هست؛ انگار همه از یک منبع اولیهٔ مشابه الهام گرفتهاند. فیلمنامه بهوضوح مهمترین عنصر کار نبوده؛ داستان ایراد دارد و دقیقاً صحنههای خشونتآمیز هستند که فیلم را از بدتر شدن نجات میدهند. پایان بهخصوص بسیار خونین است و برای افراد حساس نامناسب است.
من آثار دیگر بروس کمپبل را دیدهام و او هرگز مرا نسبت به تواناییاش قانع نکرده است. بازیگر قابل قبولی است اما بازیگری در سطح ملی یا بینالمللی نیست. در این فیلم نقشِ قهرمانی را بازی میکند که طبق انتظار در همان شرایط قابلِ پیشبینی رفتار میکند و از کلیشهای به کلیشهٔ دیگر میپرد تا به پایان برسد. باقیِ بازیگران هم آنقدر ضعیفاند که نیازی به تحلیل مفصل نیست؛ کافیست بگوییم آنها اینجا برای مردن حضور دارند.
جایی که فیلم واقعاً میدرخشد، استفادهٔ بصری از جلوههای ویژه و آرایش است در تقابلهای بین جوانان و مردگان. از خون تا مخاطهای رنگی عجیب و چند آرایش متقاعدکننده، این فیلم یک موردِ مطالعاتی در جلوههای میکآپ و افکتهای بصری پیشاکامپیوتری است که با روشهایی بسیار ارزان اما بهطرز شگفتانگیزی قابلقبول و عملگرایانه انجام شدهاند. کمبود بودجه باعث شد کارِ بهتر، بازیگران بهتر و فیلمنامهٔ قویتری نباشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران