«چارلى» ( چاپلین )، شیشه بر دوره گرد، با پسربچه اى ( کوگان ) که مادرش او را رها کرده زندگى میکند. پسر بچه، شیشه ى پنجره هاى خانه ها و مغازه هاى مردم را با پرتاب سنگ میشکند و براى ناپدرى خود کار جور میکند.
«چارلى» ( چاپلین )، شیشه بر دوره گرد، با پسربچه اى ( کوگان ) که مادرش او را رها کرده زندگى میکند. پسر بچه، شیشه ى پنجره هاى خانه ها و مغازه هاى مردم را با پرتاب سنگ میشکند و براى ناپدرى خود کار جور میکند.
بامزه و دلنشین. گفتن چیز جدیدی دربارهٔ این فیلم یا چارلی چاپلین کار سادهای نیست؛ او اینجا داستانی کامل را با عناصر گوناگون روایت میکند و اجرای جکی کوگان هم برجسته است.
نکتهٔ شگفتانگیز دربارهٔ فیلم «The Kid (بچه)» این است که در ژانویهٔ ۱۹۲۱ منتشر شد؛ یعنی بیش از یک قرن قدمت دارد. با وجود گذشت صد سال از ساخت و نمایش نخستین آن، هنوز...
بامزه و دلنشین. گفتن چیز جدیدی دربارهٔ این فیلم یا چارلی چاپلین کار سادهای نیست؛ او اینجا داستانی کامل را با عناصر گوناگون روایت میکند و اجرای جکی کوگان هم برجسته است.
نکتهٔ شگفتانگیز دربارهٔ فیلم «The Kid (بچه)» این است که در ژانویهٔ ۱۹۲۱ منتشر شد؛ یعنی بیش از یک قرن قدمت دارد. با وجود گذشت صد سال از ساخت و نمایش نخستین آن، هنوز هم ارزش بازبینی دارد. نسخهٔ دیویدیای که دیدم در وضعیت بسیار خوبی بود و تصویر خوب بود؛ تماشای آن حس دیدن بخشی مهم از تاریخ سینما را به آدم منتقل میکرد.
با این حال «بچه» لزوماً از آثار موردعلاقهٔ من در میان فیلمهای چاپلین نیست. دو تا از سه فیلم برتر من از آثار بعدی چاپلیناند؛ اما این فیلم به هر حال یک اثر مهم و تاثیرگذار است. قصه ساده است: مردک دوستداشتنیِ دلقک بیخانمان، کودکی را پیدا میکند و او را همچون فرزند خود بزرگ میکند. سالها میگذرند و این دو با نیروی عشق و طنز بر فقر و مشکلات زندگی غلبه میکنند.
اصطلاح «طنز حرفهای» توصیفی مناسب برای چاپلین است. او یک نابغهٔ هنری بود و میدانست چگونه مخاطب را همراه کند. این نخستین فیلم بلند او بود و فیلمبرداریاش نزدیک به پنج ماه و نیم طول کشید که برای سال ۱۹۲۱ زمان قابلتوجهی بود. چاپلین نه تنها بازیگر اصلی بود، بلکه فیلمنامه را نوشت، کارگردانی، تهیهکنندگی و حتی ساخت موسیقی فیلم را هم برعهده داشت.
جکی کوگان در نقش «بچه» فوقالعاده است؛ احساسات گوناگون را به نمایش میگذارد و دل تماشاگر را بهخوبی میرباید. پدرش، جک کوگان سِنیور، در جریان فیلمبرداری پسر را همراهی و مربیگری میکرد؛ چاپلین به او نیز دستمزد پرداخت و در چند نقش کوچک در فیلم ظاهر شد. گفته میشود رابطهٔ چاپلین و کوگان در پشت صحنه نیز نزدیک بود و چاپلین در هفتههای ابتدایی فیلمبرداری هر یکشنبه پسر را به پارک تفریحی یا فعالیتهای مفرح میبرد. برخی این پیوند را تلاشی از سوی چاپلین برای جبران کودکی ناگوار خودش میدانند، یا شاید مربوط به فرزندی باشد که چاپلین از دست داده بود.
فیلم دارای یک صحنهٔ خواب واقعاً عجیب است که دلقک بر لب درِ خانه میخوابد و در خواب همه—از جمله خودش—را به شکل فرشته یا شیطان میبیند. خودش را با بالهای سفید پرپشت و چنگ در دست تصور میکند، در حالی که دیگران مانند قلدری محله به صورت شیاطین با لباسهای تیره و شاخ دیده میشوند. حتی سگی کوچک هم با لباس فرشته و معلق از سیمها عبور میکند. این یکی از عجیبترین و درعینحال جذابترین سکانسهای خواب در سینماست.
جنبههای فنی فیلم—چه در آن سکانس خواب و چه در بقیهٔ اثر—وقتی در نظر میگیریم که این فیلم صد سال پیش ساخته شده و رسانهٔ سینما هنوز جوان بود، واقعا شگفتانگیزند.
خلاصهٔ داستان بیشتر اینگونه است: زنی تهیدست (ادنا پورویانس) ناچار میشود کودک خود را رها کند به این امید که شاید زندگی بهتری در انتظار او باشد؛ او نوزاد را با یادداشتی در صندوق عقب یک ماشین میگذارد. دو مردی که تودهٔ کوچک را پیدا میکنند از او استقبال نمیکنند و او را پشت سطلهای آشغال رها میکنند تا اینکه دلقک (چارلی چاپلین) او را پیدا میکند. چاپلین چندان هم شیفتهٔ کودکان نیست، اما حضور یک پلیس مراقب باعث میشود نتواند کودک را در کالسکهٔ زنی رها کند. پنج سال میگذرد و این دو تبدیل به یک زوج هنری توانمند میشوند: پسرک (جکی کوگان) شیشهها را با سنگ میشکند و پدرِ قراردادیاش آنها را تعمیر میکند. در همین مدت، مادر موفق میشود در تئاتر به شهرت برسد و پدر واقعی پسر هم در زندگی موفق میشود، اما رابطهٔ آن دو از هم پاشیده و مادر بهتدریج دلتنگیاش را حس کرده و به جستجوی فرزند گمشدهاش میپردازد. وقتی مقامات متوجه اقدامات پرمنفعت اما وندالیستی این دو میشوند، تلاش میکنند کودک را بگیرند و به یتیمخانه بسپارند و از آنجا اوج کشمکش آغاز میشود.
رابطهٔ دلپذیر و انرژیدار بین چاپلین و نوجوان مشتاق، همراه با کارگردانی چاپلین که هم مهارتهای آنها را نشان میدهد و هم وسعت فقر و ناامیدیای را که مردم را به تصمیمهای هولناک برای جدا شدن از فرزندانشان واداشت، بهخوبی نمایش میدهد، از نقاط قوت فیلم است. پایانبندی فیلم دقیقاً همانگونه است که باید باشد، پس انتظار مخاطرهٔ بزرگ نداشته باشید؛ و صحنههای بال فرشتهای در انتها ترکیبی از عزم و کمدی را بهخوبی ارائه میکنند. فیلم میخنداند، دل را به لرزه درمیآورد و حقیقتاً اثری کلاسیک است که دیدنش سزاوار است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران