چهار جوان به نام هاي «جولي» (هيوئيت)، «هلن» (گلار)، «بري» (فيليپ) و «ري» (پرينز جونير)، در شب چهارم ژوييه و حين وقت گذراني با اتومبيل ظاهرا باعث مرگ رهگذري در جاده مي شوند. تابستان سال بعد ناشناسي براي آنان که جمع شان از هم پاشيده است، نامه هايي با مضمون «من مي دانم تابستان گذشته چه کرديد» مي فرستد و آنان را دچار وحشت مي کند.
چهار جوان به نام هاي «جولي» (هيوئيت)، «هلن» (گلار)، «بري» (فيليپ) و «ري» (پرينز جونير)، در شب چهارم ژوييه و حين وقت گذراني با اتومبيل ظاهرا باعث مرگ رهگذري در جاده مي شوند. تابستان سال بعد ناشناسي براي آنان که جمع شان از هم پاشيده است، نامه هايي با مضمون «من مي دانم تابستان گذشته چه کرديد» مي فرستد و آنان را دچار وحشت مي کند.
کوین ویلیامسون پس از موفقیت فیلمنامهٔ «جیغ»، اینبار رمان لوئیس دانکن را با نتایجی تا حدودی مختلط اقتباس کرده است. داستان دربارهٔ گروهی از نوجوانان در شهری ساحلی است که پس از زیر گرفتن مردی در جاده، اشتباه بزرگی میکنند و تلاش میکنند حادثه را پنهان کنند؛ اما تاب معصیت را نمیتوان برای همیشه پوشاند و تابستان بعد کسی که راز آنها را میداند شروع...
کوین ویلیامسون پس از موفقیت فیلمنامهٔ «جیغ»، اینبار رمان لوئیس دانکن را با نتایجی تا حدودی مختلط اقتباس کرده است. داستان دربارهٔ گروهی از نوجوانان در شهری ساحلی است که پس از زیر گرفتن مردی در جاده، اشتباه بزرگی میکنند و تلاش میکنند حادثه را پنهان کنند؛ اما تاب معصیت را نمیتوان برای همیشه پوشاند و تابستان بعد کسی که راز آنها را میداند شروع به قتل میکند. قاتلِ مایهدارِ قصه با پوشش شنل و لباسهای ماهیگیری، تهدیدی ملموس و زمینی است که به جای فراتر رفتن از واقعیت، حس انتقامجویی را برای بیننده جذاب نگه میدارد.
فیلم با طنزهایی در فیلمنامه و شوکهسازیهایِ حسابشدهٔ کارگردان جیم گیلزپی همراه است؛ بازیگران جوانِ جذاب فیلم تا حدی آزاردهنده طرح شدهاند تا تماشاگر دلش بخواهد انتقام اجرا شود. برجستهترین بازی برای بسیاری ژنیفر لاو هیویت است و سارا میشل گلار نیز بازی قابلقبولی ارائه میدهد؛ فِردی پرینز جونیور و رایان فیلیپه نقشهای متفاوتی دارند و حضورهایی مانند میوز واتسون و جانی گالکی نیز به مجموعه وزن میدهد.
نقاط قوت فیلم شامل لوکیشنهای ساحلی چشمگیر (که به طرز عجیبی در هر دو ساحل شرقی و غربی فیلمبرداری شده)، یک زوج سکانس مؤثر مخصوصاً پیام اخلاقیِ گناهِ تسلطناپذیر است که بهتدریج شخصیتها را میخورَد، و همچنین ریتم مناسب و زمان نمایش جمعوجورِ حدود ۹۹ دقیقه است. سکانسِ پیآمد حادثهٔ افتتاحیه بهویژه خوب و تأثیرگذار کار شده است.
اما فیلم از کلیشههای رایج ژانر اسلشر بهره میبرد: قاتلی با لباس ثابت، قدمزدن کند و روشهای ساده و تکراریِ ترساندن. در ربع پایانی، با آشکار شدن هویت تعقیبکننده، اثر تا حدی از کنترل خارج شده و خلاقیت در شکل روایت کم میشود. دو صحنهٔ مشخص نیز برای بسیاری مضحک بهنظر میرسند و بینندهٔ دقیق را از داستان دور میکنند: پیدا شدن جنازهٔ مکس در صندوق عقب همراه با خرچنگها که توضیح منطقی برای تمیز شدن سریع و نحوهٔ قرارگیری جسد ندارد، و صحنهای که پس از قتل در مراسم، قاتل بهنحوی میداند پلیس و هلن دقیقاً از چه مسیری عبور خواهند کرد — اینگونه لحظات باورپذیری را تضعیف میکنند.
بهطور کلی فیلم ایدهها و صحنههای سرگرمکنندهای دارد و برای بینشی کوتاه و شوکمحور مناسب است؛ اما کمبود خلاقیت در برخی بخشها و وابستگی به کلیشهها باعث میشود نتواند فراتر از یک تجربهٔ متوسط برود. نمرهٔ جمعبندی در حدود ۶ تا ۶.۵ از ۱۰ است.
دنبالهها نیز عملکرد متفاوتی داشتهاند: «I Still Know What You Did Last Summer» با انتقال ماجرا به یک جزیره و افزودن تنشهای تازه، برای برخی قابل قبول است، ولی قسمت سوم با ورود عناصر ماورایی از فضای زمینی و واقعگرایانهٔ فیلم اول فاصله میگیرد و باعث تضعیف کلی سری میشود. مجموعهٔ تلویزیونی برداشت متفاوت و سرگرمکنندهای ارائه داد اما کوتاه ماند؛ طرفداران امیدوارند در آینده بازسازیای با انرژی تازه و حضور بازیگران اصلی ساخته شود. در مجموع، این فیلم برای شبی با پاپکورن و نوشیدنی، تجربهای نسبتا لذتبخش و جمعوجور خواهد بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران