سیاحتی از اینکه چطور اعمال انسان ها در گذشته، حال، و آینده بر یکدیگر اثر گذاشته و می گذارند. تغییر شخصیت از یک قاتل تا یک قهرمان و حرکتی از سر مهربانی که در گذشت قرن ها الهام و پایه یک انقلاب می شود…
سیاحتی از اینکه چطور اعمال انسان ها در گذشته، حال، و آینده بر یکدیگر اثر گذاشته و می گذارند. تغییر شخصیت از یک قاتل تا یک قهرمان و حرکتی از سر مهربانی که در گذشت قرن ها الهام و پایه یک انقلاب می شود…
فیلمی جالب با بازیگران استثنایی و اجراها و شخصیتپردازیهای فوقالعاده. با این حال داستان کمی دشوار برای دنبال کردن است و در پایان به نظر میرسد هدف مشخصی ندارد.
«آطلس ابرها» فیلمی بسیار خوشساخت است، اما برخلاف بسیاری از آثار که چند داستان موازی را روایت و در پایان به هم پیوند میدهند، برای من این پیوند بهخوبی شکل نگرفت و هنوز هدف کلی فیلم برایم...
فیلمی جالب با بازیگران استثنایی و اجراها و شخصیتپردازیهای فوقالعاده. با این حال داستان کمی دشوار برای دنبال کردن است و در پایان به نظر میرسد هدف مشخصی ندارد.
«آطلس ابرها» فیلمی بسیار خوشساخت است، اما برخلاف بسیاری از آثار که چند داستان موازی را روایت و در پایان به هم پیوند میدهند، برای من این پیوند بهخوبی شکل نگرفت و هنوز هدف کلی فیلم برایم کاملاً روشن نیست. نکتهی دیگر حس کلی شوخطبعی در فیلم بود؛ داستان کاوندیش کاملاً کمدی و بامزه بود، اما سایر داستانها به نظرم به اندازهی کافی جدی نبودند. فیلم در طول ۱۷۲ دقیقه توجه مرا حفظ و سرگرم نگه داشت، اما انتظار داشتم در پایان پاداش ملموستری ببینم. در مجموع ارزش دیدن دارد، اما هنوز مطمئن نیستم که واقعاً از آن خوشم آمده باشد.
فیلمی نیست که دنبال کردنش آسان باشد؛ ما با داستانهای فرعی از زمانها و مکانهای مختلف، هم گذشته و هم آینده، روبهرو میشویم که به نظر میرسد شخصیتهای یکسانی در آنها حضور دارند. ایده جالب و تصاویر خوباند، اما برای لذت بردن کامل از «آطلس ابرها» باید سلیقهی خاصی در فیلمدیدن داشته باشید. به نظر میرسد تماشاگر معمولی ممکن است از نحوهی انتقال پیام—گذشتن از یک خط زمانی به دیگری و بهتدریج ساختن داستانهای موازی—چندان تحت تأثیر قرار نگیرد.
میراث واقعی واچوفسکیها اثری است که تا حد زیادی به انجام کاری نزدیک میشود که در یک تماشا بهطور کامل قابل درک نیست. تم مرکزی فیلم ایدهی کارماست: اقداماتی که زندگی ما را نه فقط در همین یک زندگی، بلکه در چند تجسم/زندگی متوالی تحت تأثیر قرار میدهند. ایدهی پیوستگی هم مطرح است؛ اینکه هیچکس واقعاً مستقل نیست و همه به دیگران وابستهاند. این تمها در قالب شش دورهی زمانی مختلف در طول سه قرن پرداخته میشوند و برای نشان دادن مفهوم «همان فرد» یا تناسخ، از بازیگران یکسان در نقشهایی مشابه در خطهای زمانی مختلف استفاده شده است. این ترفند به درک نقشها کمک میکند، اما هر داستان قطعهقطعه شده و در هم تنیده با بقیه دنبال میشود؛ بنابراین فیلم شش داستان را بهطور موازی پیش میبرد که همگی روی تمهای مشابه کار میکنند و قوسهای مشابهی دارند. همانطور که گفتم، تلاش برای انجام این کار تقریباً غیرممکن است و در دو یا سه بار تماشا (من بیش از ده بار دیدهام) درک آن دشوار است، اما ارزش وقت گذاشتن را دارد، زیرا در نهایت موفق میشود و به هدفش در انتقال ایدههایی میرسد که با کلمات بهسختی قابل بیاناند (اگر تردید دارید، سعی کنید کارما را برای کسی که تا به حال نشنیده توضیح دهید). در پایان فکر میکنم این همان میراث واقعی واچوفسکیهاست؛ «ماتریکس» بدیهتاً سرگرمکننده بود اما ایدهی زندگی در یک شبیهسازی در طول زمان کمتر محکم ظاهر شد، در حالی که پرداخت به ایدهی کارما در این فیلم یکی از ایدههای بنیادینی است که بشر تلاش کرده آن را بیان کند و اینجا در قالبی دیدنی ارائه شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران