هنگامی که اختلال و حمله عصبی باعث میشود تا یک پدر و مادر دچار مشکلات روانی شوند، دختر و پسر کوچکشان باید یک روز دیوانهوار را تحمل کنند تا از دست آنها نجات پیدا کنند...
هنگامی که اختلال و حمله عصبی باعث میشود تا یک پدر و مادر دچار مشکلات روانی شوند، دختر و پسر کوچکشان باید یک روز دیوانهوار را تحمل کنند تا از دست آنها نجات پیدا کنند...
فیلم احمقانهای است و احتمالاً صرفاً ساخته شده تا نیک کیج بتواند کسریِ عصبانیتِ همیشگیاش را پر کند؛ تازه آن پایانِ فیلم هم چه بود؟ با این حال، بدتر از این هم دیدهام. برای کسی که واقعاً بچهها را دوست دارد یا رابطهٔ سالمی با والدینش دارد شاید چندان تسکینبخش نباشد، اما برای من و اطرافیانم؟ «مادر و پدر» چندان هم بد نبودند.
امتیاز نهایی: ★★★...
فیلم احمقانهای است و احتمالاً صرفاً ساخته شده تا نیک کیج بتواند کسریِ عصبانیتِ همیشگیاش را پر کند؛ تازه آن پایانِ فیلم هم چه بود؟ با این حال، بدتر از این هم دیدهام. برای کسی که واقعاً بچهها را دوست دارد یا رابطهٔ سالمی با والدینش دارد شاید چندان تسکینبخش نباشد، اما برای من و اطرافیانم؟ «مادر و پدر» چندان هم بد نبودند.
امتیاز نهایی: ★★★ — خوشم آمد. شخصاً پیشنهاد میکنم یک بار ببینید.
فیلم ایدهای جذاب و جالب دربارهٔ والدینی که میکوشند فرزندانشان را بکشند ارائه میدهد و مرا به یاد قسمت قابلتوجهی از مجموعهٔ Masters of Horror به نام «The Screwfly Solution» انداخت.
اما این ایدهٔ جذاب تا زمانی خوب است که فیلم ناگهان بدون هیچگونه گرهگشایی تمام میشود. نه پایان درست، نه پاسخ، هیچ چیز. انگار وسط داستان زودتر از موعد تیتراژ را گذاشتهاند. حس میکردم حدود هشتاد دقیقه از وقتم را هدر دادهام. نصف فیلم را نمیشود توصیه کرد، بنابراین نمرهام هم نصف است: 2.5 از 5. وقتتان را تلف نکنید.
من واقعاً دیگر هیچ فیلمی با حضور نیک کیج تماشا نمیکنم. بین این فیلم و اثر اخیر دیگرش «Looking Glass»، از بدترین داستانها خسته شدهام؛ بعضیها شاید پتانسیل داشتهاند اما در نهایت کیفیتی کمتر از نمرهٔ D پیدا کردهاند.
صادقانه میگویم، مردم، وقتتان را هدر ندهید؛ این فیلم کاملاً خالی از هرگونه ارزش سرگرمی است.
«مادر و پدر» یکی از عجیبتر فیلمهای نیکلاس کیج است و در عین حال یکی از بهترها. این فیلم احتمالاً یکی از آزاردهندهترین صحنههای زایمان را دارد که با پخش یک بالاد از روکست روی موسیقی متن، حتی وهمآورتر میشود؛ فیلمی که میپرسد اگر غریزهٔ مادری ناگهان با غریزهٔ قاتل جایگزین شود، چه اتفاقی میافتد؟ اینکه خشونت صرفاً درونخانوادگی است—یعنی هر زوج والدین مصمم به کشتن فرزندان خود است اما نه فرزندانِ همسایه—تا حد زیادی تند و در عین حال هوشمندانه است، و این را بهعنوان تعریف میگویم.
فیلم عاقلانه تلاش نمیکند منشا خشم قاتلانهٔ والدین را توضیح دهد؛ این یکی از همان چیزهایی است که سینما باعث شده از حومههای آرامنما و فریبندهٔ آمریکا انتظار داشته باشیم. دلیلش اهمیتی ندارد؛ مهم این است که این فرضیه بستری عالی برای نمایش شدت دوقطبی نیک کیج فراهم میآورد (او با زبانِ صورتش معجزه میکند: از لبخند به اخم و بازگشت دوباره به گونهای که تقریباً نمیتوان تشخیص داد کدام حالت بیشتر نگرانکننده است). شخصیت او، برنت، مردی خانوادگی در میانهٔ بحران میانسالی است که ناپایداری نهفتهاش در صحنهای نشان داده میشود که میز بیلیاردی را در «غار مردانه»اش نصب میکند و وقتی سطح میز صاف نمیشود آن را با پتک خراب میکند.
«مادر و پدر» کمدی سیاهِ سرشار از طنزهای پارادوکسیکال است. برای برنت و همسرش کندال (سلما بلر)، دنبال کردن پسرانشان کارلی (آن وینترز) و جاش (زکری آرتور) که در زیرزمین پناه گرفتهاند مثل ماهعسل دوم است، و برای توضیح اینکه چرا اسلحه خریده، برنت به کندال میگوید «ممکن است یک روانی وارد خانه شود. چطور باید از خودمان دفاع کنم؟»، در حالی که کاملاً از این واقعیت غافل است که خودش حالا روانی است. سپس در پردهٔ سوم چرخشی دقیق رخ میدهد، نوعی deus ex machina که در واقع کاملاً منطقی است و شامل دیدار والدین برنت و یک حضور کوتاه و تاثیرگذار از لنس هنریکسن میشود.
در میان این هرجومرج، فیلمسازان در مدت کوتاهِ ۸۳ دقیقه موفق میشوند روابط معناداری بین شخصیتهای اصلی بسازند، بهویژه در سکانسهای آغازین و از طریق استفادهٔ مناسب از فلاشبکها.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران