یک جراح با استعداد به کمک دستیارش زنان جوان را می ربایند.او صورت آنها را جدا کرده و تلاش می کند به صورت دخترش "کریستین" که در یک تصادف تمام صورتش را از دست داده پیوند بزند.همه آزمایشها شکست خورده و قربانیان کشته می شوند اما او به کارش ادامه می دهد...
یک جراح با استعداد به کمک دستیارش زنان جوان را می ربایند.او صورت آنها را جدا کرده و تلاش می کند به صورت دخترش "کریستین" که در یک تصادف تمام صورتش را از دست داده پیوند بزند.همه آزمایشها شکست خورده و قربانیان کشته می شوند اما او به کارش ادامه می دهد...
چه عجیب که من باید تو را آرام کنم؛ لااقل هنوز اندکی امید در تو هست.
«چشمهایی بدون چهره» (Les yeux sans visage) به کارگردانی ژرژ فرانجو و با نویسندگی جمعی فرانجو، ژان رِدون، پیر بوایلو، توماس نارسژاک و کلود سوتِه ساخته شده است. در این فیلم پیر براسور، ادیت اسکوب، آلیدا والی، ژولیت مینیِل و فرانسوا گرَِن بازی میکنند. موسیقی اثر از موریس ژار و...
چه عجیب که من باید تو را آرام کنم؛ لااقل هنوز اندکی امید در تو هست.
«چشمهایی بدون چهره» (Les yeux sans visage) به کارگردانی ژرژ فرانجو و با نویسندگی جمعی فرانجو، ژان رِدون، پیر بوایلو، توماس نارسژاک و کلود سوتِه ساخته شده است. در این فیلم پیر براسور، ادیت اسکوب، آلیدا والی، ژولیت مینیِل و فرانسوا گرَِن بازی میکنند. موسیقی اثر از موریس ژار و فیلمبرداری از اوژن شوفتان است.
دکتر ژِنِسیه (براسور) از گناه حادثهٔ رانندگیای که باعث شد دختر عزیزش کریستیان (اسکوب) چهرهاش را بهطرزی وحشتناک از دست بدهد، در عذاب است. او تصمیم میگیرد جراحیهای پیوند پوست روی قربانیان زن انجام دهد و صورت پیوندی را روی صورت کریستیان پیوند بزند…
این بهنظر شبیه فیلم کلاسیک «دانشمند دیوانه» است؛ آن نوع که پیتر لُر با لبخند شیطانی در آن قدم میزند، اما نسخهٔ فرانسویاش! «چشمهایی بدون چهره» آن نوع فیلم وحشت صرف نیست؛ فیلمی نگرانکننده و روحآزار است اما در آن خبری از کشتن از سر شوق یا سادیسم نیست—همهچیز از سر عشق و برای تسکین گناه و پیشبرد علم انجام میشود. بله، دیوانگی هست، ولی اعمال دکتر ژِنِسیه غمی واقعی و دلخراش دارد، و با تسلط فرانجو بر شکوه شعرآمیزِ هولناک، فیلمی بهدست آمده که زیباییاش بهقدرِ ناآرامکنندهبودنش مؤثر است.
کریستیان مثل عروسکی زنده است؛ فرشتهای کندحرکت که ناچار است نقابی چینی بر صورتش بزند تا سوختگی شدیدش را پنهان کند. هرگاه او در تالارهای گوتیک خانهٔ ژِنِسیه یا در راهروهای زیرمجموعهٔ بیمارستانِ متصل به خانه میلغزد، فرانجو هیچ فرصتی را برای شاعرانگی صحنه از دست نمیدهد؛ نماهای بلند و آرام در سکوت، داستان را با حس تهدیدی نزدیک و ناگفته آکنده میکنند. حتی وقتی دیالوگ هست، اغلب در لحنهایی آرام بیان میشود، مگر آنکه مربوط به پلیس باشد که طبیعتاً نسبت به دکتر ژِنِسیهٔ نیکنام بدگماناند.
چندین صحنهٔ تلخ و پرالقوه واقعاً خیرهکنندهاند، ساختاری باشکوه و پرمعنی دارند که هیچیک بهاندازهٔ صحنهٔ پایانی که فیلم را میبندد تأثیرگذار نیست. اما شاید بیشترین حرف و حدیث دربارهٔ صحنهٔ هراسآورِ جراحی باشد که ما عملاً میبینیم؛ توالیای که نفس را در سینه حبس میکند، خشونتآمیز اما باز هم انجامشده از سرِ عشق! تراژدی آن ملموس است. از آغاز فیلم که لوییـز (دستیار دکتر ژِنِسیه با بازی والی) جسدی را به دریاچه میکِشاند، تا سکانس مؤثری که در آن کریستیان از سگهای قفسشده—که نمونههای آزمایشی آزمایشهای پدرشاند—دیدن میکند، ترکیبِ وحشت با غمی شبیهِ قصههای پریان با زیبایی تمام اجرا شده است.
جنبههای فنی فیلم بسیار قویاند. فیلمبرداری شوفتان با وقار و سنگینی خود تأثیرگذار است، و امتیاز موسیقایی ژار—بهویژه ملودی کابوسوار کارناوالی که بهکار میبرد—از اعماق شنیداری سوررئال سرچشمه میگیرد. براسور در نقش ژِنِسیه عالی است؛ بار دیگر در نقش دکتری بازی میکند (سال قبل در «سر به دیوار» شگفتانگیز بود)، ژِنِسیه روحی عذابکشیده دارد با خونی یخزده در رگهایش و براسور این نقش را بینقص اجرا میکند. مقایسهٔ او با لِرد کریگر—در نسخهٔ فرانسوی—قابل توجیه است. در حقیقت همهٔ بازیها در سطح بالاییاند، و شایستهٔ تقدیر است بازی اسکوب که مجبور است ماسک بیحرکت را بهصورت داشته باشد و با همین چشمهای غمگین خود بازی کند.
وقتی کبوترها پر میگیرند، چنین است صدای گریهٔ سگها—و یک فرشتهٔ چینی. واقعاً. 9/10
فکر نمیکنم تا به حال فیلمی دیده باشم که اینگونهِ دلخراش و لطیف، پلید و روشنضمیر، و بهراستی وحشتناک را با هم آمیخته باشد؛ کاری که ژرژ فرانجو در این شاهکار انجام داده است. پیر براسور در نقش «دکتر ژِنِسیه» همزمان تهدیدآمیز، بیرحم، دوستدار و مهربان است، و هر وسیلهای را بهکار میگیرد تا حادثهای را که دخترش «کریستیان» را ناقصالخلقه کرده جبران کند. او برای این کار تا هیچ حدی کوتاهی نمیکند—و پایانِ مؤثرِ فیلم هنوز هم مرا به لرزه میاندازد. این فیلم برای کسانی که دلوحشت ندارند نیست، اما خشنانه یا اضافی هم نیست. صرفاً عالی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران