نامزد ۲ جایزهٔ اسکار؛ برندهٔ ۲۶ جایزه و در مجموع ۹۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2531
«مادرانِ موازی» روایت غیرمنتظره و تکاندهندهای درباره مادری است که با دو اجرای برجسته از پنهلوپه کروز و میلینا اسمیث همراه شده است. هرچند فیلم گاه از لحظاتی شبیه ملودرامهای سطحی و چند ویژگی فنی نهچندان الهامبخش رنج میبرد، پدرو آلمودووار داستانی گیرا، واقعگرایانه و عاطفی را ارائه میدهد که نور را روی مادران ناکامل میتاباند. کارگردانی شفاف و بیپردگی فیلم و تداومِ تقارنِ عنوانی...
«مادرانِ موازی» روایت غیرمنتظره و تکاندهندهای درباره مادری است که با دو اجرای برجسته از پنهلوپه کروز و میلینا اسمیث همراه شده است. هرچند فیلم گاه از لحظاتی شبیه ملودرامهای سطحی و چند ویژگی فنی نهچندان الهامبخش رنج میبرد، پدرو آلمودووار داستانی گیرا، واقعگرایانه و عاطفی را ارائه میدهد که نور را روی مادران ناکامل میتاباند. کارگردانی شفاف و بیپردگی فیلم و تداومِ تقارنِ عنوانی در سراسر زمان اجرا، تماشای آن را پیوسته و جذاب میسازد. بدون شک اثری شایستهٔ رقابت جوایز برای سینمای اسپانیا است.
امتیاز: B
«مادرانِ موازی» نشاندهنده نوعی کمکاری خلاقه از سوی نویسنده و کارگردان، پدرو آلمودووار است. این فیلم نهتنها شباهت زیادی به «جولیتا»ی او از شش سال پیش دارد، بلکه چندان قابلجدیگرفتن هم نیست — و دلیلی هم وجود ندارد که ما مجبور باشیم آن را جدی بگیریم یا او بخواهد ما را مجبور کند؛ کلیشهٔ «تعویض نوزاد موقع تولد» مالِ ملودرامهای تلویزیونی است، و دقیقاً به همین دلیل در گذشته در یکی از کمدیهای او بهخوبی جواب داده، اما اینجا آلمودووار آن را جدی میگیرد و حتی یک زیرخطِ مربوط به جنگ داخلی را وارد میکند تا مطمئن شود که منظورش جدی است و نباید به این ملودرامِ غیرمحتمل خندید (گرچه شاید این نخستین ملودرامی باشد که در آن نمای پردهای که در باد تکان میخورد، واقعاً به صحنهٔ عشقبازی منتهی میشود بهجای آنکه نمایندهاش باشد).
دستکم «جولیتا» از مزیت اختصار بهرهمند بود. در مقابل، «مادران» مشکلات آزاردهندهای در مدیریت زمان دارد که به طول ناموجهِ ۱۲۰ دقیقهای میانجامد. بهعنوان مثال: ترسا باید به دخترش آنا بگوید نمایشِ او به تور استانها میرود و بههمینسبب ترسا آنا را در مادرید با نوزادش تنها میگذارد. پیشامدی که نهایتاً تأثیر کمی بر داستان دارد و میتوانست با چند خط دیالوگ مختصر حل شود، با مونولوگی طولانی از نمایشِ ترسا پیشدرآمد میشود. چرا مستقیم به صحنهای که ترسا خبر را به آنا میدهد نمیپردازیم؟ (علاوه بر این، آلمودووار از «راز» تعویض نوزاد تا جای ممکن بهره میکشد؛ مشکل این است که این راز هیچ ارزشی ندارد چون ما خیلی پیشتر از شخصیتها متوجه ماجرا میشویم و هرگونه تعلیقِ موردنظر سازندگان بیمعنی است چون همهٔ ما تنها منتظر سقوطِ پردهای هستیم که معلوم است اتفاق میافتد).
نمیگویم مونولوگِ برگرفته از نمایشی اثر گارسیا لورکا هیچ معنای پنهانی ندارد؛ در حقیقت مطمئنم که معنای زیادی دارد: گارسیا لورکا در آغاز جنگ داخلی اسپانیا به قتل رسید و بقایای او هرگز پیدا نشدهاند؛ در مقابل، در «مادران» موضوعی دربارهٔ کندن یک گور دستهجمعیِ بدونِ علامت از روزهای نخست جنگ مطرح میشود که آلمودووار بارها به آن بازمیگردد — موضوعی که از یکسو از واقعیتهای سرد و بیرحمانهای تغذیه میکند که با حوادث نامحتمل روایتِ مرکزی ناسازگارند و از سوی دیگر بهانهای بیشرمانه برای یک پلان نهایی مقدسمآبانه است که از نظر دستکاری عاطفی چنان اغراقشده است که باید آن را دید تا باور کرد.
«مادرانِ موازی»: ارواحی که دفن نمیشوند
پدرو آلمودووار همیشه حرفی برای گفتن داشته، اما «مادرانِ موازی» شاید بلندپرمانهترین بیانیهٔ او تا به امروز باشد. این فیلم همزمان در لایههای مختلف کار میکند: داستانی دربارهٔ مادری، در دل یک مثلث عشقی، که با هشداری سیاسی همراه است که فراتر از مرزهای اسپانیا طنینانداز میشود.
روایت مادران و نوزادان در اینجا صرفاً ملودرام نیست؛ این روایت استعارهای مستقیم از مادرانی است که فرزندانشان در دوران اقتدار فاشیستی فرانکو «نابود» یا ناپدید شدند، ربوده شده و هرگز بازنگشتند، و سرنوشتشان در گورهای دستهجمعیِ بدونِ علامت دفن شده که اسپانیا تا کنون در کندنشان تعلل کرده است. آلمودووار درمییابد که اجازهدادن به یک حکومت فاشیستی پیامدهای آتی ندارد؛ نادیدهگرفتن تاریخ فرزندان و نوههایتان را به سرنوشتی محکوم خواهد کرد که هرگز برایشان نمیخواستید. این فیلم هشداری آشکار برای ایالات متحده است تا علیه فاشیسم برخیزد، و به همان اندازه برای فرانسه، بریتانیا و دیگر دموکراسیهای غربی که با اقتدارگرایی بازی میکنند. اسپانیا تنها کشوری نیست که از این «حافظه» آزار میبیند؛ فیلمِ پاتریسیو گوزمان، «نوستالژی برای نور» (۲۰۱۰)، مسائل مشابهی در شیلی را بررسی کرده و نشان داده چگونه ناپدیدشدگانِ دوران پینوشه نسلها را شکل میدهند.
از نظر بصری، آلمودووار همچنان استاد است. رنگهای جسورانهٔ امضایی او، ترکیببندیهای دقیق و طراحی تولید باشکوه جهانی خلق میکنند که هم اغراقشده و هم دلخراشاً واقعی بهنظر میرسد. پنهلوپه کروز اجرای درخشان و پیچیدهای بهعنوان جانیس ارائه میدهد که با ظرافت و وقار روابط پیچیدهٔ فیلم را تجسم میکند. میلینا اسمیث گامبهگام با او همراه میشود و با اجرایی خام و عمیقاً سنجیده پا به پای کروز میآید. هر همکاری آلمودووار و کروز استثنایی بوده و شاید این همکاری بهترینشان باشد.
شاید چشمگیرترین نکته این است که «مادرانِ موازی» کارِ اولیهٔ آلمودووار، «قانون هوس»، را کامل میکند. این فیلم رسالهای است دربارهٔ سیالیت و بیحدّوم کردنِ عشق و تمایل. انسانها واقعاً دودویی نیستند؛ نه مردانه و نه زنانه در طبقات محکم. جهان خانوادهٔ بزرگی است و پذیرش، بهزعمِ آلمودووار، تنها پاسخ است. عشق، بههرشکلی که هست، چیزی است که وقتی نظامهای سیاسی فرو میریزند و تاریخ تلاش میکند حقیقت را دفن کند، باقی میماند.
«مادرانِ موازی» فقط از ما نمیخواهد به یاد بیاوریم؛ هر «نابودشده» روزی نوزادِ مادرِ کسی بوده است. فیلم فراخوانی است برای اقدام پیش از آنکه حافظه تنها میراثی شود که از خود باقی میگذاریم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران