داستان فیلم در گذشته دور رخ می دهد. در این دوران گریگوری معروف به شبح (جف بریجز) از آخرین بازماندگان نسلی است که سرزمینشان را از شر ساحره ها و معروف ترین آنها یعنی مادر مالکین (جولیان مور) نجات داده است. اما به تازگی مالکین موفق شده خود را از اسارت آزاد کند و گریگوری هم در شرایط حال، قادر نیست مانند گذشته از سرزمینش به خوبی محافظت کند و نیاز به تربیت یک شاگرد برای جایگزین کردن خودش بیش از پیش احساس می شود. به همین منظور وی شاگردی به نام تام وارد ( بن بارنز ) را به شاگردی می پذیرد اما...
داستان فیلم در گذشته دور رخ می دهد. در این دوران گریگوری معروف به شبح (جف بریجز) از آخرین بازماندگان نسلی است که سرزمینشان را از شر ساحره ها و معروف ترین آنها یعنی مادر مالکین (جولیان مور) نجات داده است. اما به تازگی مالکین موفق شده خود را از اسارت آزاد کند و گریگوری هم در شرایط حال، قادر نیست مانند گذشته از سرزمینش به خوبی محافظت کند و نیاز به تربیت یک شاگرد برای جایگزین کردن خودش بیش از پیش احساس می شود. به همین منظور وی شاگردی به نام تام وارد ( بن بارنز ) را به شاگردی می پذیرد اما...
نقد اول:
فیلم میانهرو و بیرمق «هفتمین پسر» نمادی از بیحاصلی سینما در آغاز فصل تازهای از اکرانهاست که با شروع سال نو راه میافتد. این فیلم در کنار آثاری خنثی مانند علمیتخیلی زننده «فرازشِ مشتری» و ملودرام بدون گوشت «پسر همسایه» همردیف است؛ مجموعهای از تصاویر نامطبوع که همزمان روی پرده میآیند. آنچه بیش از همه در ارائه شرمآور و کندِ این فانتزی فراطبیعی تأسفبار...
نقد اول:
فیلم میانهرو و بیرمق «هفتمین پسر» نمادی از بیحاصلی سینما در آغاز فصل تازهای از اکرانهاست که با شروع سال نو راه میافتد. این فیلم در کنار آثاری خنثی مانند علمیتخیلی زننده «فرازشِ مشتری» و ملودرام بدون گوشت «پسر همسایه» همردیف است؛ مجموعهای از تصاویر نامطبوع که همزمان روی پرده میآیند. آنچه بیش از همه در ارائه شرمآور و کندِ این فانتزی فراطبیعی تأسفبار است، حضور ستارههایی چون جف بریجز (برنده اسکار برای «قلب دیوانه») و جولیان مور (نامزد اسکار برای «هنوز آلیس» در ۲۰۱۴) در این اثر دورهای-علمیتخیلی به کارگردانی سرگئی بودروف («مغول») است. نقش بریجز بهعنوان مبارز خاکستریموی علیه شرارت و نقش مور بهعنوان جادوگر شرور، تماشاگر را وادار میکند که درباره انتخاب بازیگران تعجب کند.
«هفتمین پسر» خیلی زود اصلِ کلیشهای و آشنا را معرفی میکند: رابطه استاد-شاگرد بین جِگرِیِریِ گِرگوریِ خردمند و فرسوده (بریجز) و شاگرد جوانش توماس وارد (بن بارنز)، که آموختن مهارتهای مهار شرارتها را آغاز میکند. گرگوری که بهخاطر اعتقادش به نیروهای شرور اغلب سوژه تمسخر قرار گرفته، وقتی مادر مالکین (مور) — جادوگری انتقامجو و مألوفِ بهگونهای شبیه همزاد پرزرقوبرق «مالفیسنت» — آزاد میشود و تهدید میکند، دیگر مورد تمسخر نیست. مادر مالکین دو هدف خیانتبار دنبال میکند: انتقام از گرگوری و تسلط بر جهان. گرگوری وظیفه مقابله را به عهده میگیرد و توماسِ انتخابشده را به خدمت میگیرد.
برای توجیه توجه ویژه گرگوری به توماس، پشتصحنهای اسطورهای و پیچیده مطرح میشود: توماس هفتمین پسر از نسلی از هفتمین پسران است و بدینترتیب هالهای ویژه دارد که او را برای میدان جنگ شایسته میسازد و میتواند ابزار مناسبی برای هدف گرگوری در بازگرداندن نظم به جامعهای در خطر باشد. در ادامه شاهد روشهای آموزش توماس و شعارهای فلسفی همراه سفر او در نبرد خیر و شر هستیم. طبیعی است که قهرمان جوان بدون انگیزه عاشقانه کامل نشود؛ توماس رابطهای عاشقانه با آلیس (آلیسیا ویکاندر) — نیمهجادوگری که شاید اسراری در گذشتهاش داشته باشد — شکل میدهد.
کارگردانی خشک بودروف و فیلمنامهای که چارلز لیویت و استیون نایت ارائه دادهاند، آماتور و پر از اشکال است و کمکی به «هفتمین پسر» نمیکند. دیالوگهای خستهکننده، روایتهای ناپیوسته، بازیهای تصنعی، سکانسهای مبارزه خستهکننده، افکتهای سهبعدی کلیشهای، جادوی دمدستی و نمایشگونه شمشیرزنی، اژدهایان گاهگاهگیج و موجودات پیچیده، همه و همه در این افسانه معیوب بهطرز توأمان و نادرستی به نمایش درآمدهاند، گویی صحنهها پس از یک مستی در میخانه محلی کنار هم چسبانده شدهاند.
در این شکستِ شیطانی، بریجز (نقشی که یادآور شکست فراموششده «R.I.P.D.» است) و مور هر دو در این درام پرتکلف و لباسپوشیده نامناسباند و پرسش این است که چرا بازیگران باتجربهای مانند آنها قرارداد امضا کردهاند؟ بن بارنز هم شاگرد معرفیشده را بازی میکند اما شبیه لوک اسکایواکر نسخهکمرنگ او بلافاصله فراموش میشود. حتی حضور برجسته نامزد اسکار جیمون هونسو هم شور و قوتی به فیلم نمیبخشد؛ او در نقش رادو، جادوگری جنگاور با چند تیغه و زنجیرهای آراسته ظاهر میشود، اما تأثیر قابلتوجهی ندارد. تنها نقشهای مکمل آلیس با بازی ویکاندر و مام وارد (مادرم توماس) با بازی اولیویا ویلیامز تا حدودی خاطرهانگیزند.
فیلم بر پایه کتابهای جوزف دلانی ساخته شده که در محافل ادبی طرفداران خود را دارد، اما اقتباس سینمایی از این صفحات دستکم ناچیز است. قطعاً «هفتمین پسر» هیچ پدیدهای شبیه موج «تواِیلایت» را بهپا نخواهد کرد؛ و اگر خلاف این ثابت شود، شاید همان بالها نیاز به هرس جدی دارند.
امتیاز منتقد: یک ستاره از چهار
نقد دوم:
این یک ماجراجویی فانتزی خوب و مستحکم است. فیلم شاید شگفتانگیزِ بسیار برجستهای نباشد، اما اگر طرفدار فانتزی، جادو، اژدها و امثال آن باشید، قطعاً تماشایش لذتبخش است.
فیلم بر اساس رمانی ساخته شده که من نخواندهام، ولی فکر میکنم آن رمان در رده کتابهای نوجوانان قرار میگیرد. داستان فیلم نسبتاً ساده و سرراست است و بیشتر هدفش سرگرمکردن تماشاگر با جادو، ماجراجویی، قدری طنز و جلوههای بصری است؛ نه بیشتر و نه کمتر.
به نظر من در انجام این هدف موفق است. نقش جف بریجز بهعنوان شکارچی عجیبوغریب جادوگران شرور را میپسندم؛ مردی که نسبت به جهان اطرافش دچار نوعی بیتفاوتی شده ولی نسبت به کشتن جادوگران جدی است. بن بارنز در نقش شاگرد و هفتمین پسر متأسفانه کمی خنثی است، و جولیان مور قطعاً انتخاب بهتری برای نقش جادوگر شرور است.
فیلم بدون جلوههای ویژه نمیتواند بخشی از آثار فانتزی با محوریت جادو و اژدها باشد، و خوشبختانه تعداد قابلتوجهی از این جلوهها در فیلم هست که بهطور کلی خوب اجرا شده و بدون افراط، داستان را همراهی میکنند.
در مجموع فیلم را دوست داشتم؛ ماجرایی ساده اما محکم با میزان مناسبی از شوخیهای مختصر، جلوههای بصری خوب، کمی رومانس و اکشن.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران