در سال هزار و نهصد و چهل و شش در خاور دور، «الکس» پسر «ریک اوکانل» و «ایولین» مقبره ی «امپراطور هان» و ارتش ده هزار نفری او را کشف می کند.که قرن ها قبل توسط جادوگری طلسم شده اند.
در سال هزار و نهصد و چهل و شش در خاور دور، «الکس» پسر «ریک اوکانل» و «ایولین» مقبره ی «امپراطور هان» و ارتش ده هزار نفری او را کشف می کند.که قرن ها قبل توسط جادوگری طلسم شده اند.
از سرگرمی ساده تا... حماقتی معمولی
پیدا کردن نقطهای که «مومیایی: مقبرهٔ امپراتور اژدها» دست خودش را نگرفته باشد سخت است. اصلاً لحظهای نیست که داستان یا اجرا منطقی بهنظر برسد. تأسفآور است که این فیلم خوب از کار درنیامده و نیاز به بازراهاندازی مجموعه را تایید میکند—کاری که حالا شده اما کاش نشده بود.
امتیاز نهایی: نیم ستاره از پنج — کسلکننده و ناامیدکننده. در صورت...
از سرگرمی ساده تا... حماقتی معمولی
پیدا کردن نقطهای که «مومیایی: مقبرهٔ امپراتور اژدها» دست خودش را نگرفته باشد سخت است. اصلاً لحظهای نیست که داستان یا اجرا منطقی بهنظر برسد. تأسفآور است که این فیلم خوب از کار درنیامده و نیاز به بازراهاندازی مجموعه را تایید میکند—کاری که حالا شده اما کاش نشده بود.
امتیاز نهایی: نیم ستاره از پنج — کسلکننده و ناامیدکننده. در صورت امکان از دیدن آن اجتناب کنید.
مومیاییای که نه دوبار و نه سهبار شبیه هم است
نسخهٔ سوم مجموعهٔ جدید مومیایی با بازی براندن فریزر تقریباً جمعاً مورد انتقاد قرار گرفته. بیراه نیست؛ فیلم خوب نیست اما شایستهٔ نمرههای 1/10 که بعضی منتقدان آماتور دادهاند هم نیست.
خلاصهٔ داستان (هرچقدر ارزش داشته باشد): الکس اوکانل که بهطرز عجیبی در زمان کوتاهی بزرگ شده، مقبرهٔ امپراتور چینی هان و ارتش تراکوتای نفرینشدهاش را کشف میکند. طبیعیست که عدهای او را از مردگی بازگردانند و خانوادهٔ بازنشستهٔ اوکانل دوباره دست به کار مبارزه با مومیاییها میشوند. آیا ریک، اِولین و جاناتان میتوانند روز را نجات دهند؟ آیا الکس ثابت میکند شایستگیاش را دارد؟ آیا کسی در پایان اهمیت میدهد؟
ریچل وایز (عاقلانه) از ادامه کنار کشیده و جای او را ماریا بِلو گرفته است؛ بازیای ناپایدار با لهجههای متغیر و بیهمدلی با بازیگر اصلی که نویدهای بِلو در فیلمهای پیشین را به هدر داده. فریزر خسته به نظر میرسد و کمترین انرژی را برای دیالوگهای تکراری و مصنوعی میگذارد. جان هانا صرفاً نقش تماشاگر را دارد و احتمالاً آسانترین پول زندگیاش را گرفته است. لوک فورد بهعنوان الکس قابل قبول است و میشل یئو، جت لی (در نقش امپراتور) و ایزابلا لیونگ با آنچه فیلمنامهٔ بیقوه در اختیارشان میگذارد کنار میآیند.
چیزی که فیلم را از پایینترین حد نجات میدهد میزان اکشن است. هرچند سایهٔ جلوههای ویژهٔ ضعیف در همهجا حس میشود، سکانسها پیاپیاند و لااقل تماشاگر را بیدار نگه میدارند. شوخیهای خوبی هم هست و هماهنگی مبارزاتِ مربوط به بازیگران آسیایی ارزش دیدن دارد. کارگردانی از استیون سومرز تغییر کرده و به راب کوهن سپرده شده، که توضیح میدهد چرا فیلم بیشتر به شتاب اکشن اهمیت میدهد تا محتوا. سومرز که با فیلم اول ژانری جذاب بهوجود آورد، حالا احتمالاً از آنچه مجموعهاش شده اندوهگین است.
امتیاز: 4/10
ماجراجویی بلندبالا در چین، هرچند بیشازحد اغراقشده
در 1946 ریک و اِوی (براندن فریزر و ماریا بِلو) در میانسالی در انگلستان احساس کسالت میکنند و برای مأموریتی به چین میروند، جایی که با برادر اِولین (جان هانا) و پسرشان (لوک فورد) روبهرو میشوند که مقبرهٔ امپراتور ستمگری را کشف کرده است (جت لی). توطئهای برای زندهکردن بقایای مومیایی امپراتور در کار است و آشوب همهجا را فرا میگیرد. میشل یئو و ایزابلا لیونگ هم در فیلم حضور دارند.
«مومیایی: مقبرهٔ امپراتور اژدها» فیلمی پاپکُرنی و اغراقشده است که مثل دو فیلم اول، اکشن/ماجراجویی/کمدی و کمی ترسناک است. از «مومیایی» (1999) ضعیفتر است، اما از «بازگشت مومیایی» (2001) جذابتر است. داستان مثل دومی اغراقشده اما نسبتاً درگیرکنندهتر است.
کاش ریچل وایز برای بودن در کنار پسر یکسالهاش از فیلم کنار نمیرفت، اما ماریا بِلو جایگزین قابلقبولیست و از نظر ظاهر هم جذابیت بیشتری دارد.
فیلم به سنت دو قسمت قبلی و فیلمهای ایندیانا جونز پوچ و خندهآمیز است، اما باید اعتراف کرد که فیلم سخت تلاش میکند مخاطب را سرگرم کند: مقبرهها، اشیای قیمتی، مومیاییها، شانگهای، دیوار بزرگ، هیمالیا، یتیها، شانگری-لا، زامبیها، اژدهای سهسر و هنرهای رزمی همه کنار هم آمدهاند.
اگر غیبت وایز را پذیرفته و بِلو را بپذیرید (که واقعاً چندان سخت نیست)، این بهراحتی دومین فیلم خوبِ سهگانه است. راجر ایبرت حتی آن را بهترین دانسته بود. با اینحال، ایرادی که همسرِ نگارنده به فیلم گرفت همان اشکال قسمت قبلیست: فیلم خیلی تلاش میکند و همهچیز را بینظم کنار هم میگذارد. (یعنی یتیها؟ واقعاً؟)
مدت زمان: 1 ساعت و 52 دقیقه. فیلم در مناطق مختلفی از جمله باکینگهامشر، مونترآل و چند نقطهٔ چین فیلمبرداری شده است.
نمره: B-
ضعیفترین عضو سهگانه، اما نکات مثبت هم دارد
«مومیایی: مقبرهٔ امپراتور اژدها» ضعیفترین فیلم سهگانه است، هرچند شاید بهترین عنوان را بین آنها داشته باشد. نکات مثبتی در فیلم هست که تماشای آن را توجیه میکند، ولی پیرنگ نازک و کمرمق بهنظر میرسد.
عوضشدن محیط از مصر به چین و فضاهای نو مثل کوهها و شهرها برایم تازگی داشت و آن را بهتر از یک بازتکرار صرف کرد. جلوههای ویژه قابل قبولاند و احتمالاً از دو فیلم قبلی بهترند. یتیها از نظر بصری و نقششان در сюжет برایم چندان قانعکننده نبودند.
بازگشت براندن فریزر نکتهٔ مثبت است. جت لی نقش قابلتوجهی ندارد و جلوههای بهکاررفته برای امپراتور چندان کمککننده نیستند؛ میشل یئو حضور قابلتوجهی دارد و در نظر من بهترین بازیگر فیلم است. لوک فورد بهعنوان الکس خوب ظاهر میشود.
ریچل وایز با ماریا بِلو جایگزین شده که بهخودیخود بد نیست—من شخصاً از بازی بِلو خوشم میآید—اما تعویض بازیگر همیشه سخت است و وایز برای این نقش ایدهآل بود، پس هر جانشینی کمتر خواهد بود.
میتوانستم بهراحتی نمرهٔ پایینتری بدهم؛ انتخاب نمرهای متوسطتر به این دلیل است که نکات خوب فیلم اندکی بیشتر از نکات ضعیف آن هستند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران