هنگامی که «ستوان آرتمیس» و سربازان وفادارش به دنیایی جدید منتقل میشوند، آنها میبایست برای نجات زندگیشان در برابر نیروها و موجودات عظیم الجثهای قرار گیرند و...
هنگامی که «ستوان آرتمیس» و سربازان وفادارش به دنیایی جدید منتقل میشوند، آنها میبایست برای نجات زندگیشان در برابر نیروها و موجودات عظیم الجثهای قرار گیرند و...
شاید فکر کنید من از آن دسته آدمهایی نیستم که احتمالاً از این فیلم خوششان بیاید. دنیل اهل فیلمهای شاد نیست؛ او صفحات زیادی درباره آثاری مثل «روما» مینویسد که با پنج دقیقه صحنه تمیز کردن مدفوع سگ شروع میشود، یا «یک زندگی پنهان» که شصت درصد آن قابهای باشکوه از منظرههاست. اما من هم میتوانم خوش بگذرانم! من «مگ» را دوست داشتم! در اولین...
شاید فکر کنید من از آن دسته آدمهایی نیستم که احتمالاً از این فیلم خوششان بیاید. دنیل اهل فیلمهای شاد نیست؛ او صفحات زیادی درباره آثاری مثل «روما» مینویسد که با پنج دقیقه صحنه تمیز کردن مدفوع سگ شروع میشود، یا «یک زندگی پنهان» که شصت درصد آن قابهای باشکوه از منظرههاست. اما من هم میتوانم خوش بگذرانم! من «مگ» را دوست داشتم! در اولین «تبدیلشوندگان» دیوانه میشدم! وقتی راک سوار موج عظیمی شد و تانکر نفتی پل گلدن گیت را در «سان آندریاس» نابود کرد، من وسط سینما از جا بلند شدم و تشویق کردم! اما این فیلم؟ این اصلاً بامزه نیست. خیلی بلند، خیلی پیچیده برای دنبال کردن، خیلی عجیب تا جذاب باشد و نه آنقدر عجیب که دلنشین یا خندهدار باشد. این فیلم مثل این است که برای یک ساعت و نیم بهطرز پرتنشی، مافوق مردانه و فریادآمیز با شما حرف بزند و بعد از تماشای آن حس کنید سه ساعت در گوشهای از یک مهمانی گیر افتادهاید و یک نفر دائم درباره فیلمنامهای که میخواهد بنویسد و بالاخره تبدیل به «یک اقتباس خوب از بازی ویدئویی» شود برایتان سخنرانی میکند و هیچگاه متوجه نشود که شما تشنهاید، باید به توالت بروید، یا میخواهید گفتگو عوض شود یا از اتاق فرار کنید. من با فیلم جدید پل دابلیو. اس. اندرسون (کارگردان «مورتال کامبت» و «دث ریس»، نه سازنده «بوگی نایتز» و «پانچ-درانک لاو») آمده بودم که حسابی کیف کنم، اما فیلم حتی فرصت، فضا یا تمایلی به این کار به من نداد. و بعد این فیلم مزخرف که خودش هم نمیداند میخواهد نسخه بدِ «گودزیلا» باشد یا بازسازی بیکیفیتی از «برج تاریک»، جرات میکند خود را برای دنباله آماده کند! (اما خب، انگار زمانه آخر است، پس عجیب نیست که بهجای فصل دیگری از یک سریال خوب، دنبالهای از این آشغال ببینیم). شاید بعضیها از این داستان درباره آرتِمیس (شکارچی هیولاها) که با عنکبوتهای عظیم میجنگد و بهعنوان «زنِ سفیدپوست نجاتدهنده» برای شخصیتی رنگینپوست که به مراتب قابلتوجهتر است، کیف کنند و برای یک حلقه زار بزنند (یادتان باشد برای «تا ابد» بود). برای من؟ همهچیز خیلی بلند، تهاجمی و کسلکننده است تا بتواند از آن نوع احمقانه و لذتبخش باشد.
- دنیل لامین
به نظر میرسد این فیلم یا خیلی نفرتانگیز است یا خیلی دوستداشتنی. با توجه به اینکه فیلم اقتباسی از یک بازی ویدیویی با پایگاه طرفداران قوی است، چندان تعجبآور نیست؛ اگر فیلم از کانن بازی فاصله گرفته باشد — و میدانم که فاصله میگیرد — دیگر فرقی نمیکند فیلم چقدر خوب یا بد باشد. من هرگز بازی را بازی نکردهام، پس تحت بارِ وفاداری به کانن نیستم و باید بگویم که واقعاً از این فیلم خوشم آمد. طبیعیست که از میلا یوویچ خوشم بیاید. ران پرلمن هم بازیگر محبوب من است و حیف که حضورش در فیلم کم است؛ او فقط کمی ابتدای فیلم و کمی انتهای فیلم دیده شد. به هر حال، این یک فیلم اکشن فانتزی در سلیقه من است: برخورد فرهنگها، هیولاهای عظیم و کلی تیراندازی، برش، لگد و فرو کردن نیزه. داستان نسبتاً ساده است اما اصلاً بد نیست. کشتیهایی که روی شن حرکت میکردند کمی عجیب بود و آن سلاحهای عظیمی که میکشیدند تا حدی مضحک بهنظر میرسید، اما اینها جزو کانناند. اوایل از اینکه آرتِمیس و هانتر با هم درگیر میشوند کمی عصبی شدم و فکر کردم «نه، باز هم یکی از همان داستانهای بیمنطق!» اما این مسئله خیلی زود حل شد. شوخیهای طعمه هم واقعاً خندهدار بودند. جلوههای بصری و هیولاها برای من عالی بودند. وقتی برای اولینبار دیابلوسها را دیدم، فکر کردم از کرمهای شنی «تلماسه» کپی شدهاند، اما وقتی یکی از آنها بیرون آمد (در واقع فقط یکی را دیدیم)، خیلی متفاوت بود. بخشِ بازگشت آرتِمیس به زمین و دنبال شدن او توسط آن هیولای آتششافشان احتمالاً برای طرفداران بازی که وفاداری به کانن را مهم میدانند خوشایند نیست، اما من از آن خوشم آمد و آرزو دارم در آن صحنهها کمی بیشتر شگفتی، «چه بههنگام!» و آشوب میدیدیم. پایانبندی چندان نتیجهگیری محکمی نداشت، اما برخلاف نظر بعضیها، من آن را پایان بدی ندانستم. قطعاً برای دنباله آماده میشد و من امیدوارم دنبالهای ساخته شود.
تماشای ارزشمندی بود؛ ارزش دیدن دوباره را دارد و پیشنهاد میکنم. من طرفدار واقعی بازی نیستم، پس میتوانم با اطمینان بگویم که لازم نیست چیز زیادی از بازی بدانید جز اینکه «هیولاهای بزرگ» دارد. تنها چیزی که واقعاً از دنیای بازی دیدم، روند «سطح بالا رفتن» شخصیتها بود، که فیلم هم بهنحوی آن را منتقل میکند؛ اینکه مناطق یا «سطوح» مختلفی وجود دارد که دنیا را میسازند، هرچند این موضوع خیلی ظریف است. فیلم از طریق موقعیتهای منزوی چندین کاربرد متفاوت نشان میدهد و استفادههای هوشمندانهای از منابع محدود برای حل مشکلات دارد، اما بخش بزرگی از فیلم صرفاً مبارزه با هیولاهای عظیم است. نمیتوانم بگویم اگر طرفدار فیلمهای کایجو هستید حتماً از این لذت میبرید، هرچند جنبههایی از فیلموحش را دارد. دیدنش ارزش دارد، اما داستان خیلی سنگین یا عمیق نیست.
خب، چه بگویم؟ از بدترینهایی که دیدهام نیست و فکر میکنم میتوانست بهتر باشد. بازیگرِ مجموعه «رزیدنت ایول» بهطور مداوم یک ستاره اکشن بالاتر از متوسط است. من او را میتوانم مثل یک بروس ویلیس یا جیسون استاتهام زنانه در نظر بگیرم. او در این فیلم هم همان شوخطبعی و انرژی فیلمهای اکشن قبلیاش را نشان داد. داستان، مثل بودجه، عمیق نبود. اگر پول قابلتوجهی خرج شده بود، فکر نمیکنم به انتظاراتِ تهیهکننده یا طرفداران رسیده باشد. دوباره میگویم، فیلم افتضاح نبود، اما من را تا لبه صندلی نراند. مبارزه بین او و دوستِ آیندهاش کمی ساختگی بهنظر میرسید. از نگاه من، آن دنیا متعلق به او بود؛ او یک سرباز نخبه نبود و آن شکارچی باتجربه بود، بنابراین هرچند مبارزهشان خوب هماهنگ بود، باور اینکه او بتواند در مبارزه کنار شکارچی دوام بیاورد برایم سخت بود؛ باید آن را به حساب جادوی سینما یا «در فیلمنامه اینطور نوشته شده» گذاشت. جلوههای ویژه برای چیزی که بودند خوب بودند و بازیگران هم بازی خوبی ارائه دادند. فکر نمیکنم بازیگر اصلی وقت کافی برای غرق شدن در دنیای Monster Hunter صرف کرده باشد. میفهمم که آنها در وسط هیچجا بودند، اما اینکه او از شهری یا بازاری عبور کند تا یک «مکگافین» پیدا کند برای بازگرداندنش شاید میتوانست کمی غوطهوری بیشتری برای تماشاگر ایجاد کند. اما فقط قرار دادن او در زره Monster Hunter و صرف پنج دقیقه روی کشتی شنشان، حس میداد همان چیزی است که هست: ارزان یا ظاهراً با بودجه محدود فیلمبرداری شده. پایانبندی هم خوب بود. خوشم آمد که اژدها هواپیماهای مدرن را نابود کرد و تحتتأثیر قرار گرفتم که چگونه توانستند همه را در روز فیلمبرداری کنند و هنوز هم صحنهها قابلباور بهنظر برسند. اگر دنبالهای ساخته شود، امیدوارم حس کلی کمی شبیه کُنانتر باشد؛ یعنی بیشتر به دنیای Monster Hunter و ساکنان آن بپردازند. فیلم افتضاح نیست، اما من برای خرید نسخهاش عجله نخواهم کرد و دنبال آن بهصورت آنلاین هم نمیگردم. برای یک شب تماشای فیلم و استراحت سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران