خب، حالا چه باید گفت؟ جوان ولخرجی به نام «آلن» (کای کو چن-تنگ) خود را در دنیای زیرین مییابد که مشکلات جمعیتی و مدیریتی دارد — اساساً بیشازحد شلوغ است. او امتیاز کافی برای گرفتن یک فرصت دوباره در دنیای بالا ندارد (مگر بهعنوان یک حلزون)، بنابراین با «پینکی» (جینگل وانگ چینگ) همراه میشود و وارد دورهٔ آموزش خدایان عشق میشود. تنها در صورتی میتوانند...
خب، حالا چه باید گفت؟ جوان ولخرجی به نام «آلن» (کای کو چن-تنگ) خود را در دنیای زیرین مییابد که مشکلات جمعیتی و مدیریتی دارد — اساساً بیشازحد شلوغ است. او امتیاز کافی برای گرفتن یک فرصت دوباره در دنیای بالا ندارد (مگر بهعنوان یک حلزون)، بنابراین با «پینکی» (جینگل وانگ چینگ) همراه میشود و وارد دورهٔ آموزش خدایان عشق میشود. تنها در صورتی میتوانند دوباره تناسخ یابند که بتوانند دیگر زوجها را با نخ قرمزی که از نوک انگشتانشان ساطع میشود به هم پیوند دهند. ایدهٔ اولیه را دوست داشتم و گفتوگوهای جذاب میان دو بازیگر اصلی وقتی تلاش میکنند بیمیلی آشکارشان نسبت به یکدیگر را کنار بگذارند، دیدنی است؛ وظایفشان هم سرگرمکننده است. متأسفانه، گیدنز کو (نویسنده و کارگردان) بیش از حد به خود و رمانش مجال میدهد: فیلم خیلی طولانیست و داستان بیش از حد سریع از جذاب و دلپذیر به صرفاً مضحک تغییر حالت میدهد. شوخیها کم نیستند اما سطحی و کمظرافتاند و خطِ داستانی به سبک «Matter of Life and Death» خیلی زود تکراری میشود. تولید نسبتاً قابل قبولی است و در پایان شیمی روی پرده دیده میشود، اما برای من آن جذابیت عجیب ابتدای فیلم کمکم محو میشود و خط فرعی نسبتاً عجیب مربوط به شیطان دیوانهٔ یومین بویا چندان با فضای غالب کمدی-رمانتیک سازگار نیست. از آن متنفر نبودم؛ گاهی اوقات واقعاً خوشگذرانی است، اما نه به اندازهٔ کافی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران