فیلم داستان مردی به نام "دل" را روایت میکند که در این دنیا تنها مانده است. پس از نابودی نژاد بشر، او در شهر کوچک و خالی از سکنه خودش زندگی میکند که توانسته به تنهایی این شهر کوچک را به یک آرمانشهر تبدیل کند تا اینکه "گریس"، را پیدا میکند که دارای گذشته ای مبهم و مرموزی است و بدتر از همه این است که او میخواهد پیش دل بماند و زندگی کند...
فیلم داستان مردی به نام "دل" را روایت میکند که در این دنیا تنها مانده است. پس از نابودی نژاد بشر، او در شهر کوچک و خالی از سکنه خودش زندگی میکند که توانسته به تنهایی این شهر کوچک را به یک آرمانشهر تبدیل کند تا اینکه "گریس"، را پیدا میکند که دارای گذشته ای مبهم و مرموزی است و بدتر از همه این است که او میخواهد پیش دل بماند و زندگی کند...
همه بهطرز مرموزی مردهاند و فقط یک مرد هست که همیشه توی کتابخانه میچرخه. این کلیشه را قبلاً دیدهایم، اما با وجود بودجه و بازیگران محدود، فیلم کارش را خوب انجام داده و در دل سادهاش نیرویی واقعی دارد. ریتم کند است و فیلم فرصت زیادی برای پرداختن به فضا و حس تنهایی دارد. داستان تا حد زیادی خوب پیش میرود، اما در پایان مجبورند...
همه بهطرز مرموزی مردهاند و فقط یک مرد هست که همیشه توی کتابخانه میچرخه. این کلیشه را قبلاً دیدهایم، اما با وجود بودجه و بازیگران محدود، فیلم کارش را خوب انجام داده و در دل سادهاش نیرویی واقعی دارد. ریتم کند است و فیلم فرصت زیادی برای پرداختن به فضا و حس تنهایی دارد. داستان تا حد زیادی خوب پیش میرود، اما در پایان مجبورند برای خلق اوج قصه کاری کنند که از تکروی خلوتگونه و پذیرش پایان دنیا دور میشود. این تصمیم پایانی احتمالا موجب نارضایتی برخی بینندهها شده؛ چون فیلم به مسیر دیگری میلغزد و آنچه قرار بود حس اصلی اثر باشد را خرد میکند. با این وجود، کلیت فیلم قابل تماشا و پر از حال و هوای غمانگیز است.
من از «فکر میکنم الان تنها هستیم» خوشم آمد، اما بهنظرم تنها سطحِ رویی داستان را خراش دادند. خیلی ساختوساز و انتظار هست ولی پاداش چندانی دریافت نمیکنید. با این حال من چیزهای کافی از فیلم گرفتم و واکنش نسبتاً سرد مخاطبان ۲۰۱۸ را درک میکنم. از بازی پیتر دینکلیج انتظار عملکرد قوی داشتم و او ناامیدم نکرد. ال فانینگ نیز کنار او ظاهر خوبی دارد. فیلم در تمام مدت جو و اتمسفر مناسب را برقرار میکند و تصویربرداری دلپذیر است. موسیقیها همگی خوباند اما گاهی نامناسب یا بیش از حد بلند بهنظر میرسند. از نظر من زمان تقریباً ۹۵ دقیقهای فیلم مناسب است، فقط کاش آن را بهتر استفاده میکردند.
یک مرد کوتاه و یک دختر نوجوان بلوند در کنار هم از پایان دنیا در حاشیه هادسون جان سالم به در میبرند. آغاز فیلم یادآور «مرد امگا» با چارلتون هستون است اما بدون جهشیافتگان شبگرد، و از فیلم «کالر» (۱۹۸۷) هم الهاماتی دارد؛ فیلمی که داستان مرد و زنی در محیطی منزوی را با پایانی غیرمنتظره و بدیع مطرح میکرد. هرچند پردهٔ پایانی این فیلم به قوت آن نیست، تا آن نقطه روایت قوی و درگیرکنندهای دارد. حس واقعگرایانهای از اینکه اگر ۹۹.۹۹٪ جمعیت بهطور اسرارآمیزی بمیرند و شما بهدلیل ایمنبودن زنده بمانید، چگونه میبود، بهخوبی منتقل شده است. نکات جالبی در فضای مغموم فیلم دیده میشود: دل (با بازی پیتر دینکلیج) خود را با پیدا کردن و دفن اجساد و آرشیو کردن افراد مشغول نگه میدارد تا به وضعیتی از بیهدفشدن تن ندهد. ایدهٔ جالب دیگر هم آشنایی یک دختر بلوند بلندقد جذاب (ال فانینگ) با مردی کوتاهقد است، صرفاً چون هیچکس دیگری در دسترس نیست. ال هنگام فیلمبرداری ۱۹ ساله بود. پردهٔ پایانی آنقدرها هم که منتقدان میگویند بد نیست، هرچند میشد آن را بهتر پرداخت. دو قطعه از آلبوم نخست گروه راش (۱۹۷۴)، «Working Man» و «Finding My Way»، حضور غافلگیرکننده و خوبی در موسیقی متن دارند. فیلم ۱ ساعت و ۳۹ دقیقه است و بخشهایی از آن در بهار ۲۰۱۷ در حوالی نیویورک و جنوب کالیفرنیا فیلمبرداری شده است. نمره: B.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران