در دهه 1950 ، در یک شب سرنوشت ساز در نیو مکزیک ، یک اپراتور تابلوی جوان Fay و رادیو کاریزماتیک DJ Everett یک فرکانس صوتی عجیب را کشف کردند که می تواند شهر کوچک و آینده آنها را برای همیشه تغییر دهد.
در دهه 1950 ، در یک شب سرنوشت ساز در نیو مکزیک ، یک اپراتور تابلوی جوان Fay و رادیو کاریزماتیک DJ Everett یک فرکانس صوتی عجیب را کشف کردند که می تواند شهر کوچک و آینده آنها را برای همیشه تغییر دهد.
بزرگشدهایم با تماشای The Twilight Zone و The X-Files و با خواندن کتابهای مربوط به یوفوها و بیگانهها که کودکیام را ترساندهاند، بنابراین داستانهای مربوط به آسمان همیشه برایم جذاب بودهاند. برای همین تریلر فیلم The Vast of Night توجهام را جلب کرد.
خلاصه رسمی فیلم:
در آغاز رقابت فضایی، دو نوجوان شیفته رادیو یک فرکانس عجیب را در امواج رادیویی کشف میکنند؛ شبی که مهمترین شب...
بزرگشدهایم با تماشای The Twilight Zone و The X-Files و با خواندن کتابهای مربوط به یوفوها و بیگانهها که کودکیام را ترساندهاند، بنابراین داستانهای مربوط به آسمان همیشه برایم جذاب بودهاند. برای همین تریلر فیلم The Vast of Night توجهام را جلب کرد.
خلاصه رسمی فیلم:
در آغاز رقابت فضایی، دو نوجوان شیفته رادیو یک فرکانس عجیب را در امواج رادیویی کشف میکنند؛ شبی که مهمترین شب زندگیشان و تاریخ شهرک کوچکشان خواهد شد.
خلاصهای که بعد از تماشا به دوستم گفتم:
شهر کوچک نیومکزیکو، دهه ۱۹۵۰. وقتی همه در سالن مشغول بازی بسکتبالاند، دختری که تلفنهای شهری را اداره میکند و مردی که در ایستگاه رادیویی کار میکند، سیگنالهای نامعمولی از هدفونشان میشنوند و گزارشهایی درباره چیزی در آسمان میرسد...
این فیلم را دوست داشتم؛ سادگیاش فوقالعاده است. مثال خوبی است از اینکه چقدر میتوان با کمترین امکانات، کار بزرگی ساخت. فیلم با بودجهای زیر یک میلیون دلار ساخته شده اما از نظر تأثیر، انگار بودجهای بسیار بیشتر دارد.
سازندگان با چند ترفند ساده توانستهاند در چارچوب بودجه کار کنند. اول اینکه رویدادهای فیلم در چند ساعت کوتاه و در یک شب در یک شهر کوچک اتفاق میافتد، پس وسعت داستان محدود نگه داشته شده است. همچنین نماهای بلند و پیوستهٔ فوقالعادهای در سراسر فیلم هست؛ از جمله یک پلان درخشان که دوربین از میز دفتر تلفن بیرون میآید، از خیابان میگذرد، از وسط شهر عبور میکند، از میان یک میدان رد میشود و وارد ورزشگاهی میشود که بازی بسکتبال آنجا در جریان است — اجرا آنقدر روان بود که هر لحظه چشمهامان بازتر میشد. تماشایی بود.
در بخشهایی طولانی فیلم فقط یک یا دو نفر حرف میزنند. معمولاً سکانسهای دیالوگمحور و ایستا سریعاً خستهکننده میشوند، اما نحوه اجرا و ارزش محتوای دیالوگها در پیشبرد داستان بهشکلی استادانه انجام شده است. باور کردن اینکه این اولین فیلم کارگردان اندرو پاترسون است، سخت است؛ مهارتِ به نمایشگذاشتهشده شبیه کسی است که سالها روی روایتهای جذاب و پخته کار کرده باشد.
وقتی این کارگردانی را با طراحی صدا، فیلمبرداری و درجهبندی رنگ بینقص ترکیب میکنید، نتیجهای بسیار لذتبخش بهدست میآید. فیلم بهطرز درخشانی تنش را بهآهستگی میسازد، بدون تصاویر چشمنواز یا جلوههای نمایشی؛ همهچیز با دیالوگهای گیراست که شما را به درون معما میکشاند. ما از ابتدا تا انتها با فیلم همراه بودیم و به نظرم شما هم باید آن را ببینید.
The Vast of Night را میتوان وارث معنوی پخش رادیویی War of the Worldsِ اورسون ولز دانست. فیلم قدرت کلام را درک میکند (قهرمانانش یک دیجی شبانه و یک اپراتور تلفناند) و از آن برای گفتن داستانی جذاب که بیشتر متکی بر تخیل بیننده است تا جلوههای بصری، بهخوبی استفاده میکند.
این فیلم علمیتخیلی کمهزینه (حدود ۷۰۰ هزار دلار) از آن دست آثاری است که سعی نمیکند ضعفهای فنیاش را با یک لایهی ضعیف از جلوههای بصری بپوشاند؛ در عوض بر شخصیتپردازی و داستانگویی دیالوگمحور تمرکز میکند. فیلم ارزانقیمت نیست، بلکه اقتصادی و حتی خالینگهداشتهشده است؛ رویکرد «کمتر یعنی بهتر» که گاهی به «هیچ چیز بهتر است» هم نزدیک میشود.
پاترسون تلاشی برای متقاعد کردن ما به واقعی بودن بیگانگان انجام نمیدهد، اما آنها را هم به شکلی غیرقابلتحمل زیر نور نگاه قرار نمیدهد؛ مطابق تعریف لاوکرافت از ترس، او با غیبت آنها بهطرزی هوشمندانه آنها را برجسته میکند (فقط در خودِ پایان است که طرح یک سفینه را میبینیم؛ تصویری که بهخاطر وقوع در تاریکی بسیار متقاعدکننده است).
اثرِ این فیلم در این است که بیشتر دربارهٔ وحشت روانشناختی ناشی از ناشناخته است تا هراس جسمانیِ یک هیولا از فضا — آنچه نمیتوانیم ببینیم اما حس میکنیم آنجاست، در تاریکی کمین کرده و ما را تماشا میکند.
فیلم حس نوستالژیک نمایشهای رادیویی قدیم را زنده میکند. عنوان فیلم دقیقاً حالوهوای مناسب را برای تماشا فراهم میکند.
با روشنتر شدن و متصلتر شدن جهان مدرن و پر شدن آسمان از ماهوارهها، تاریکیِ واقعی در حال ناپدیدشدن است. این فیلم ما را به روزگاری برمیگرداند که چند رخداد نامعمول میتوانست کل نگرش تو به جهان را تغییر دهد؛ زمانی که آنچه حقیقت میدانیم، لزوماً حقیقت نیست.
چنین آثاری به ندرت ساخته میشوند، اما در عصر تولید محتوای گستردهٔ سرویسهای پخش، خوششانس هستیم که میتوانیم از آن لذت ببریم. در مجموع فیلم در همهٔ جنبهها محکم است، اما هیچ چیز برجسته و افراطیای ندارد؛ و این نکته مثبت است، چون آنچه بیشتر در ذهنم ماند، احساسی واقعاً منحصربهفرد بود که پایان فیلم برجا گذاشت.
این فیلم مناسب شبهای آرامی است که میخواهید به خودتان اطمینان داشته باشید و یادآوری شوید که ناشناخته تا چه حد گسترده است. تمام توجهتان را به آن بدهید؛ با هدفون یا صدای فراگیر خود را در فیلم غوطهور کنید — تجربهای ناخوشایند اما در بهترین معنیِ کلمه.
فیلم با نماهای بلند میانی و گپوگفتهایی که بهظاهر اضافیاند آغاز میشود؛ چند دقیقهای به نوعی چالش میپردازد که انگار میگوید «بچهها بیرون بروند، حالا وقت سینمادوستان واقعی است—نیازی به توقعات اضافی نیست!» سپس، تقریباً بدون لحظهٔ کسالتبار یا دیالوگ بیهدف، به یکی از بهترین نمونههای سینمای مستقل معاصر تبدیل میشود.
مطابق شعار تارانتینو که «تعلیق یعنی کش آمدنِ کش لاستیکی»، کارگردان با مهارت حتی مونولوگهای ایستای بالقوهٔ خستهکننده را بهخوبی مدیریت میکند و شایستهٔ ستایش است. اینکه فیلم بهندرت وارد کلیشه میشود هم امتیاز اضافهای به آن میدهد. اینکه فیلم در زمان واقعی پیش میرود و در مدت بازی بسکتبال رخ میدهد نیز مثل گیلاس روی کیک است.
و در مقابل همه این تحسینها، نظر دیگری هم هست: برخی آن را بسیار کسلکننده میدانند. برای بعضی مخاطبان بیش از سی دقیقه طول میکشد تا به هر نوع داستانی برسد و تا آن نقطه فقط دیالوگهایی شنیده میشود که چیز مشخصی را شکل نمیدهند. کسانی که چنین دیدگاهی دارند، از نیمهٔ فیلم خسته شده و علاقهشان را از دست میدهند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران