دوباره «شب پسرها» دیشب... اولش میخواستم پست نکنم چون فیلم واقعاً افتضاح بود، ولی در نهایت تصمیم گرفتم حدود چهارصد کلمه دربارهاش بنویسم.
مارکی مارک مأمور کُشی است که «فقط دلش میخواهد مردم دوستش داشته باشند» و برای حفظ سبک زندگی همسرخوانده و نامزدش بدهکارِ روی سرش انباشته میشود، در حالی که هر دو او را مثل آشغال رفتار میکنند. برای خلاصشدن از بدهی، به گروه...
دوباره «شب پسرها» دیشب... اولش میخواستم پست نکنم چون فیلم واقعاً افتضاح بود، ولی در نهایت تصمیم گرفتم حدود چهارصد کلمه دربارهاش بنویسم.
مارکی مارک مأمور کُشی است که «فقط دلش میخواهد مردم دوستش داشته باشند» و برای حفظ سبک زندگی همسرخوانده و نامزدش بدهکارِ روی سرش انباشته میشود، در حالی که هر دو او را مثل آشغال رفتار میکنند. برای خلاصشدن از بدهی، به گروه «فانکی بانچ» دوستانش میپیوندد تا دختر یک تهیهکننده ورشکسته فیلم — که ارتباط او برای اعضای گروه نامعلوم است — را به گروگان بگیرند. نتیجه: نه تنها مارکی مارک مثل یک آدم زیرِ پا است، بلکه همهٔ دخیلها در این کلاهبرداری هم حسابی احمقاند. فیلم هم تلاش میکند این احمقها را «باحال» و «تیز» نشان دهد، اما این تلاشها در بدترین و خجالتآورترین شکل ممکن (و بعضاً بسیار توهینآمیز) انجام شدهاند.
حالا ممکن است بگویید چون جان وو تهیهکنندگی اجرایی را بر عهده دارد، صحنههای اکشن حتماً خوبند؟ نه. درگیریهای مسلحانه اغلب با حرکات بریکدنس والبرگ (ببینید، او «باحاله»!) همراه است و از سیمکشیها بهصورت اغراقآمیز استفاده شده. بعضی نماها واقعاً بیش از حد اغراقشدهاند و در عین حال تدوین صحنههای اکشن وحشتناک است. از نماهای مارکی که روی زمین میچرخد و همهجا شلیک میکند، ناگهان به نمایی میرسیم که او در هوا پرتاب شده و ممکن است کاملاً در اتاق دیگری باشد. آدمها را شلیک میکنند و هر بار به سمت تیرانداز یا به پهلو پرتاب میشوند؛ انگار مردانی بیدلیل در هوا یا شیشه پرواز میکنند. تعقیب و گریز ماشینها هم پر از نقصانهای تناسب صحنه است: خودروها ضربه میخورند و بهوضوح آسیب جدی میبینند، اما ثانیهای بعد کاملاً سالم بهنظر میرسند.
رنگ موهای والبرگ هم در طول فیلم بهطرز عجیبی و بیدلیل از قهوهای مایل به قرمز به قهوهای متمایل به خاکستری/بلوند و سپس قهوهای تیره تغییر میکند — اول فکر کردم بدلکار است، اما در سکانسهای غیر اکشن هم این تغییر دیده میشود. شاید به خاطر محصولات مختلف، شاید نورپردازی، اما در هر صورت عجیب بود.
فیلم یک ستارهاش را از دست نمیدهد چون ما از مسخرهبازیها و فضایی که ایجاد میکند حسابی خندیدیم/شرمنده شدیم. جالب اینکه این فیلم بهطرز باورنکردنیای بیش از دو برابر بودجهاش درآمد داشته (واقعاً چی شد؟!). مرور مدهای آکنده از زشتی اواخر دههٔ نود هم برایم خندهدار بود؛ لباسها و استایلها واقعاً دیدنیاند. با این حال نیازی به دیدن این فیلم نیست — واقعاً بد است. اگر میخواهید به یک فیلم بخندید، فیلمهای بهمراتب بهتری برای انتخاب وجود دارند.
دارم به این نتیجه میرسم که بعضیها در این سایت یا حس شوخی ندارند یا مغزشان را گم کردهاند.
این فیلم پارودیِ موج فیلمهای بیشازحد جدیِ قاتل و گانگسترِ دههٔ نود است، بهویژه جان وو. قرار نیست هیچکدام از عناصر این فیلم را جدی بگیرید؛ همهچیز دارد به ژانر طعنه میزند، از تدوین و صحنههای اکشن تا مشکلهای پیوستگی. میشود آن را مثلِ برخورد Pootie Tang با Naked Gun تصور کرد.
شاید فقط نسل ایکس یا قدیمیترها این شوخی را بفهمند.
حالا لطفاً از چمنم دور شوید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران