یک مرد ساده لوح برای پر کردن یک جای خالی در مجلس سنای آمریکا انتخاب می شود. نقشه های او کاملا با فساد سیاسیت مداران به هم می ریزد، اما او عقب نیشینی نمی کند ...
یک مرد ساده لوح برای پر کردن یک جای خالی در مجلس سنای آمریکا انتخاب می شود. نقشه های او کاملا با فساد سیاسیت مداران به هم می ریزد، اما او عقب نیشینی نمی کند ...
فیلمی سرگرمکننده با داستان و شخصیتهای جالب، اما پایانی بسیار سادهلوحانه.
به هر حال، این فیلم را باید دید؛ اثری از فرانک کاپرا با جیمز استوارت جوان.
در یکی از مصاحبهها بت دیویس از مهارتهای کلود رینز تمجید کرده و به نظرم این فیلم نمونهای از همان مهارت است. رینز نقش سناتور شناختهشدهای («پِین») را دارد که دیدی نسبتاً حکیمانه اتخاذ کرده: گاهی از منافع بزرگسالان دفاع...
فیلمی سرگرمکننده با داستان و شخصیتهای جالب، اما پایانی بسیار سادهلوحانه.
به هر حال، این فیلم را باید دید؛ اثری از فرانک کاپرا با جیمز استوارت جوان.
در یکی از مصاحبهها بت دیویس از مهارتهای کلود رینز تمجید کرده و به نظرم این فیلم نمونهای از همان مهارت است. رینز نقش سناتور شناختهشدهای («پِین») را دارد که دیدی نسبتاً حکیمانه اتخاذ کرده: گاهی از منافع بزرگسالان دفاع میکند تا فرصت داشته باشد بقیهوقت نمایندهٔ مردم محلش باشد. وقتی همکارش ناگهانی میمیرد، نوبت به همان ماشین سیاسیای میرسد که او در آن خدمت میکرد تا جانشینی پیدا کند. فرماندار بداقبال (گای کیببی) اگر جانش بسته بود هم نمیتوانست تصمیم بگیرد، اما با تصادفی خوشاقبال در یک شام خانوادگی، به «جف اسمیت» (رهبر پیشاهنگان محلی با بازی جیمز استوارت) میرسند. مرد قدرتمند ماجرا — «تیلور» (ادوارد آرنولد) — مطمئن است که این جوان سادهدل و خوشقلب خطری برای پروژهٔ مهمی که قرار است بهزودی در سنا تصویب شود ایجاد نمیکند. جف منصوب میشود و با چشمانی پر از اعتماد و ایمان به واشینگتن دیسی میرود؛ شهری که یک تور احساسی به او یادآوری میکند که او قلب این دموکراسی بزرگ است. «پِین» نگهبانی زیرک به نام «ساندرز» (ژان آرتور) برای مراقبت از او تعیین میکند و خیلی زود به او پیشنهاد میکنند پروژهٔ شخصیای داشته باشد: اردوگاهی برای پسران کمبرخوردار. ایدهای خیرخواهانه به نظر میرسد، اما خیلی زود دستگاه حاکم که او را به آنجا فرستاده است در تلاطم و هیجانی خشن گرفتار میشود. کمکم «اسمیت» درمییابد که آرزوهای خیالپردازانهاش دربارهٔ ملت، چیزی جز توهم نیست. آیا او میتواند باز هم پیروز شود؟
فرانک کاپرا در ابتدا کمی به تکان دادن پرچم ملی میپردازد، اما وقتی داستان به مسیر خود میافتد، ارزیابی قدرتمندی از اینکه چقدر دموکراسیها میتوانند غیردموکراتیک باشند ارائه میدهد. منافع بزرگ و منافع ویژه غالب میشوند — هرچند ممکن است انگیزهٔ اولیهٔ آنها خیرخواهانه باشد. استوارت نقش مردی سرشار از صداقت و اعتبار را اجرا میکند؛ همراهی ژان آرتور با زبانتیز و در بهترین فرمش و تاماس میچلِ همیشهٔ قابلاطمینان که نقش خبرنگار پرشراب «دیز» را بازی میکند، کمک میکنند تا بهطرزی قانعکننده به پایانی برسیم که باید خودتان ببینید. درام خوبی است؛ پرشور، با ریتم مناسب و فیلمنامهای که از ابتدا تا انتها هر شخصیت و کل ماجرا را جذاب نگه میدارد. یکی از بهترینهاست و اگر فرصت دارید، دیدنش روی پردهٔ بزرگ حتما ارزش دارد — دو ساعت که بهسرعت میگذرد.
فیلم بهطرزی عجیب امروزی است؛ با بهکارگیری کمدی، مسائل جدیای را که بر نظام دموکراتیک ما تأثیر میگذارند خوب نشان میدهد.
من همین چند روز پیش این فیلم را کشف کردم. مشخص است که تقریباً فراموش شده و تعداد کمی آن را به یاد دارند، اما ارزش بازدید دوباره را دارد. داستان کمدی است؛ دربارهٔ یک پیشاهنگدار ایدهآلیست که برای سمت سناتوری جذب میشود و خود را در محیطی فاسد مییابد که در آن ایدهآلیسم گویی ناپدید شده است. یک خط عاشقانه میان دختر یک نماینده و شخصیت اصلی هم هست، که به نظرم لازم نیست و عملاً فایدهای ندارد.
با وجود کمدی بودن، فیلم پیامهای بسیار جدیای دارد که شایستهٔ تأملاند. واضحترین پیام اهمیت مبارزه برای ارزشهای والا و مسائل عادلانه است، فارغ از اینکه دشوار باشند، مخالفت ایجاد کنند یا باعث ناراحتی شوند. در ایدهآلیستهای خالص نوعی نجابت ویژه هست، حتی اگر ایدههایشان چندان قابلاجرا نباشد. فیلم فساد در نظام سیاسی، پیوند نزدیک میان سیاست و تجارت و نحوهٔ کنترل رسانهها توسط چند نفر دارای قدرت سیاسی و پول را نشان میدهد؛ چگونگی مهار آزادی مطبوعات، محدود کردن روزنامهنگاران و وادار کردن آنها به روایت نسخهٔ خود از حقیقت.
متأسفانه این مشکلات ادامه دارند، بدتر شدهاند و فیلم را بسیار معاصر میکنند. هرگز اینقدر به سیاست بیتوجهی نشده بود؛ کیفیت نامطلوب سیاستمداران تا این حد آشکار نبوده؛ هرگز فساد در مقامهای قدرت تا این حد آسان نبوده؛ و ارتباط میان احزاب سیاسی، شرکتهای بزرگ و بانکها که سیاستمداران بعد از ترک دولت به آنجا میروند، تا این حد واضح نبوده است. با حجم اخبار جعلی یا به شدت دستکاریشده که در شبکههای اجتماعی مانند آتشسوزی پخش میشود، دستکاری حقیقت هرگز آسانتر نبوده است. به همین دلایل، دموکراسیهایی که در تلاش برای ساختن و حفظشان هستیم بهطور جدی بیمارند. اگر مردم از سیاست دوری کردهاند، از آنچه میبینند بهاشمئزاز افتادهاند و نمیخواهند مسئولیتی برعهده بگیرند یا حتی حق رأی را بهکار برند، تقصیر ماست؛ ما اجازه دادیم موشها کشتی را در دست بگیرند.
فیلم ظرافت زیادی ندارد، اگرچه هرگز نامی از احزاب سیاسی یا ایالتهای آمریکای شمالی برده نمیشود و با تأکید گفته میشود که داستان کاملاً ساختگی است. بنابراین میتوانم واکنش شدید و ناخوشایندی را که در میان سیاستمداران و دستگاه حزبی بهوجود آورد درک کنم، اما عجیب است که در دیکتاتوریهای اروپایی هم ممنوع شد (در نازی آلمان، فاشیست ایتالیا و اسپانیاى فرانکو ممنوع بود)؛ آنها نگران بودند که فیلم مزایای نظام دموکراتیک را نشان دهد. با اینکه فیلم پایان خوشی دارد، نقاط ضعف جدیای هم نشان میدهد. همچنین نمیفهمم چرا سازمان پیشاهنگان آمریکا حاضر نشد با پروژه مرتبط شود، درحالیکه فیلم تصویر بسیار خوبی از آنها ارائه میدهد!
فیلم با تصویربرداری عالی و کار حیرتانگیز روی صحنهها و لباسها، یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای استودیویی آن سال بود. فهرست بازیگران سرشناس که در فیلم حضور دارند قابلتوجه است و نشاندهندهٔ تعهد و بودجهٔ قابلتوجه برای پروژه است. جیمز استوارت خوب میدانست این نقش چقدر میتواند برای کارنامهاش اهمیت داشته باشد و تعهدش کامل بود؛ یکی از پرطنینترین اجراهایش را ارائه میدهد. در کنار او، ژان آرتور حضور زنانهای قوی و تأثیرگذار فراهم میکند. کلود رینز و ادوارد آرنولد نیز شایستهٔ تمجیدند، و هری کری هم با لبخندی گاه بیشتر از یک دیالوگ کامل حرف میزند.
در مجموع، فیلمی جذاب، پُرتپش و قابلتأمل است که هم تفریح دارد و هم نقد اجتماعی قوی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران