کیت، نویسنده 35 ساله، به دنبال انتشار رمان جدیدش، توسط استاد پیشین خود دعوت شده است تا درمورد موضوع رمانش صحبت کند. کیت پس از قبول دعوت، خود را عمیقاً درگیر زندگی گروهی از دانشجویان می کند.
کیت، نویسنده 35 ساله، به دنبال انتشار رمان جدیدش، توسط استاد پیشین خود دعوت شده است تا درمورد موضوع رمانش صحبت کند. کیت پس از قبول دعوت، خود را عمیقاً درگیر زندگی گروهی از دانشجویان می کند.
«I Used to Go Here» ظاهراً یک کمدی است دربارهٔ نویسندهای ناشی که اعتراف میکند «من آنقدری خوب نیستم که کتاب خوبی بنویسم، پس یک کتاب چرت نوشتم.» این ایده نه تنها از یک قسمت Family Guy برداشته شده، بلکه شوخطبعی فیلم در بهترین حالت نیمبند است (اما از تهیهکنندگان اندی سامبرگ، جورما تاکونه و آکیوا شیفر چه انتظاری میتوان داشت؟)
مثلاً شخصیتی هست به اسم...
«I Used to Go Here» ظاهراً یک کمدی است دربارهٔ نویسندهای ناشی که اعتراف میکند «من آنقدری خوب نیستم که کتاب خوبی بنویسم، پس یک کتاب چرت نوشتم.» این ایده نه تنها از یک قسمت Family Guy برداشته شده، بلکه شوخطبعی فیلم در بهترین حالت نیمبند است (اما از تهیهکنندگان اندی سامبرگ، جورما تاکونه و آکیوا شیفر چه انتظاری میتوان داشت؟)
مثلاً شخصیتی هست به اسم «بردلی کوپر». همین. همین شوخی است. کریس ری، فیلمنامهنویس و کارگردان، متوجه نشده که کافی نیست فقط شخصیتی را به اسم یک سلبریتی نامگذاری کنی؛ باید با آن کار بکنی و آن را به جایی برسانی (یادِ شخصیت «مایکل بولتن» در Office Space میافتم). فایدهٔ نامگذاری شخصیت «بردلی کوپر» چیست اگر هیچکس حتی به آن اشاره هم نکند؟ آدم مدام منتظر وقوع چیزی میماند و وقتی اتفاقی نمیافتد، آن صرفاً به مزاحمتی آزاردهنده بدل میشود.
پس از انتشار کتاب جدیدش، نویسنده کیت کانکلین (جیلیان جیکوبز) از استاد سابقش، دیوید کرکپاتریک (جِمین کلیمنت)، دعوت میشود تا در دانشگاهِ قدیمیاش، دانشگاه خیالی ایلینوی، سخنرانی کند.
رمان او «Seasons Passed» نام دارد و از روی جلد و اندک اشارههایی که از آن میشنویم، در مجموعهٔ آثار نیکلاس اسپارکس هم بیربط نیست؛ یعنی کتابی است که نویسندهاش را به برنامههایی مثل اپرا میآورد، نه به مؤسسهٔ آموزش عالی.
کیت دعوت را میپذیرد و قرار است «دانشگاهش را دوباره کشف کند، اما اینبار از منظر دانشجویانی که آنجا زندگی میکنند»، و در زندگی آنها «عمیقاً درگیر» شود. در عمل، چیزی که کیت «دوباره کشف» میکند فراتر از خانهای نیست که خودش زمانی دانشجو آنجا زندگی میکرد و جایی که بیشتر اقامتش را در آن سپری میکند؛ در همین حال ساکنان فعلی همهچیز را رها میکنند (حتی رابطهٔ جنسی — چرا که چه نوع دانشجویی سراغ رابطه میرود وقتی میتواند درگیر مشکلات افسردهکنندهٔ یک سیوپنجساله شود؟ همان نوع دانشجویی که هرگز در کلاسها هم دیده نمیشود) تا هرچه او بخواهد انجام دهند.
خلاصه اینکه کیت این گروهِ بهاصطلاح دانشجو را به نوعی در اختیار میگیرد، شبی را با یکی از آنها میگذراند و بعد بدون اینکه به آنها چیزی بیاموزد یا از آنها چیزی یاد بگیرد، میرود؛ حتی پیشنهاد تدریس در دانشگاه را هم رد میکند، هرچند اصلاً معلوم نیست چه چیزی او را برای چنین سمتی واجدِ شرایط میسازد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران