نامزد دریافت ۱ جایزهٔ بفتا؛ ۲ جایزه و مجموعاً ۱۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان5312
فیلم «آمستردام» با بازیگران مطرح و کارگردانی دیوید او. راسل عرضه شده و ادعا دارد قصهاش تا حد زیادی بر پایه وقایع واقعی است.
در خلاصه داستان: پس از جراحاتی که در خدمت در جنگ جهانی اول متحمل میشوند، دکتر بورت برندسِن (کریستین بیل) و هارولد وودمن (جان دیوید واشنگتن) به نیویورک بازمیگردند تا با دنیایی روبهرو شوند که از بازگشت سربازان چندان استقبال نمیکند و...
فیلم «آمستردام» با بازیگران مطرح و کارگردانی دیوید او. راسل عرضه شده و ادعا دارد قصهاش تا حد زیادی بر پایه وقایع واقعی است.
در خلاصه داستان: پس از جراحاتی که در خدمت در جنگ جهانی اول متحمل میشوند، دکتر بورت برندسِن (کریستین بیل) و هارولد وودمن (جان دیوید واشنگتن) به نیویورک بازمیگردند تا با دنیایی روبهرو شوند که از بازگشت سربازان چندان استقبال نمیکند و گرچه هارولد برای کشورش جنگیده، همچنان با تبعیض نژادی مواجه است. بورت که در جنگ یک چشمش را از دست داده، درمییابد خانواده همسرش او را به جنگ فرستادهاند تا از سر راه بردارند؛ چرا که پیشینه ترکیبی کاتولیک و یهودی او برای دیدگاه اجتماعی آنها خوشایند نیست و اولویت بورت در مطبش کمک به کهنهسربازان است نه پذیرایی از طبقات مرفه جامعه.
وقتی لیز میکینز (تیلور سوئیفت)، بانوی متمولی، هارولد را برای تحقیق درباره احتمالی بودن قتل پدر برجستهاش استخدام میکند، از بورت خواسته میشود تأییدیه پزشکی بدهد. با وقوع حادثهای غیرمنتظره، بورت و هارولد به عنوان مظنونان اصلی مطرح میشوند و باید راهی بیابند تا نام خود را در میانهٔ معمایی عمیق پاک کنند؛ معمایی که آنها را دوباره به حلقهٔ همراه سابقشان در زمان جنگ، والری (مارگو رابی)، بازمیگرداند. گذشتهٔ رابطهٔ هارولد و والری در آمستردام و دوستی محبوب بورت با هر دو، ماجرا را پیچیدهتر میکند. با افزایش پیچیدگیها، این سه نفر باید پیش از آنکه یکیشان کشته یا به جرمی که مرتکب نشده مجرم شناخته شود، معما را حل کنند؛ در حالی که فهرست بازیگران و مظنونان پیوسته رشد میکند.
تصاویر فیلم قویاند و فضای نیویورک دههٔ ۱۹۳۰ را خوب بازسازی میکنند؛ بازیگرها و طراحی لباس نیز سطح بالایی از غوطهوری را فراهم میآورند. اجرای بیل در نقش خود چنان متحولکننده است که باورش سخت است؛ او با ظاهری متمایز، صدا و رفتار متفاوت، بار دیگر استعداد و انعطافپذیری خویش را نشان میدهد. کل بازیگران از نقشهای اصلی تا مکملها عملکرد بسیار خوبی دارند، اما چیزی که مانع از رسیدن فیلم به پتانسیل واقعیاش میشود، کندی بیش از حد و گاهی خودمحوری در ریتم و روایت است.
پیشفرض جذاب، گروه بازیگری عالی و جلوههای بصری مستحکم وجود دارد، اما فیلم بدون توجه کافی به ریتم، کشش دراماتیک یا شگفتیهای واقعی کشدار میشود؛ نتیجه این است که تماشای آن زمانبر است و بازدهیای که بیننده انتظار دارد را فراهم نمیکند. در نهایت، فیلم سرگرمکننده است و بازیهای درخشان دارد، اما از نظر ضربآهنگ و دستاورد نهایی ضعیف عمل میکند. امتیاز: ۳/۵ و نیم (۳.۵ از ۵).
نقد دیگر: «آمستردام» با ریتم نامتوازن و قصهای ناپایدار، پتانسیل شگفتانگیزش را بهدرستی به کار نمیگیرد و مرا میگذاشت که در انتظار پایانش بمانم. فیلم با شروعی تند، عجیب و دلنشین و معمایی در قالبهایی شبیه شرلوک هولمز یا Knives Out آغاز میکند. فهرست ستارگان بسیار طولانی است و تقریباً هر چهرهای در این فیلم ظاهر سرگرمکنندهای دارد. من از اتفاقات بعدی هیجانزده بودم اما ناگهان داستان برای مدت طولانیای متوقف شد و فلشبکی کند که چندان به پیشبرد روایت کمک نمیکرد آغاز شد. امید داشتم هیجان اولیه با بازگشت روایت اصلی بازگردد، اما آن حس فوریت و خطر جای خود را به دیالوگها و صحنههایی پراکنده داد که بیش از حد طول کشیدند. تقریباً یک ساعت ریتم افت کرد تا در پردهٔ پایانی بار دیگر تند شود. «آمستردام» پتانسیل زیادی داشت اما در تلاش برای خاص و شوخطبع نشان دادن خود گُم شد. بهترین بخش فیلم، جاسوسان عجیبوغریب علاقهمند به پرندگان با بازی مایکل شَنِن و مایک مایرز بود؛ هر بار که روی صحنه میآمدند، ناخودآگاه میخندیدم. کریستین بیل بار دیگر نمایشی شگفتانگیز ارائه میکند. با اینکه شخصیتها سرگرمکننده و اجراها عالیاند و افتتاحیه و پایان هیجانانگیزی دارد، اما فیلم تمام عناصر خوبش را گم میکند و تماشاگر را خسته و خوابآلود میکند. امتیاز: ۶۸٪ — حکم: خوب.
نقد سوم: حتی اگر بر پایهٔ واقعیات ساخته شده باشد، برای من بیش از حد به شوخی و دور از واقعیات نزدیک است. داستان حولِ برندسِن (کریستین بیل) میگردد که دوستش وودمن (جان دیوید واشنگتن) از او میخواهد به بیوهٔ خانم میکینز (تیلور سوئیفت) کمک کند؛ همسری سابق که یک ژنرال آمریکایی بوده و مرگش مرموز است. تشریحی مشکوک انجام میشود و خیلی زود یکی زیر چرخهای خودرو میرود و این دو مرد تحت تعقیب پلیس و یک سازمان مخفی قرار میگیرند. آیا آنها میتوانند آزاد بمانند و واقعیت را کشف کنیم؟ دیوید او. راسل تصمیم میگیرد با جابهجا کردن زمانها داستان را روایت کند؛ فلشبکهایی به بیمارستان جنگ جهانی اول داریم که در آن هر دو مرد تحت مراقبت پرستار مرموزی به نام والری (مارگو رابی) قرار میگیرند، زنی که ترکشهای استخراجشده از زخمهایشان را جمع میکند و از آن آثار هنری میسازد. این سه پیوندی غیرقابلگسست ایجاد میکنند تا اینکه زمان و شرایط آنها را از هم جدا میکند و بعدها بهطور غیرمنتظرهای همدیگر را دوباره مییابند.
فیلم از نظر بصری عالی است؛ توجه به جزئیات، لباسها و موسیقی همگی خوب کار کردهاند، اما روایت برای من مشکلساز بود. داستان بهقدری کممحتواست که برای مدت دو ساعت و ربع قابلتحمل نیست و مارگو رابی برایم بازیگری نسبتاً سرد و بیروح است. هیچکدام از بازیها ناتوان از تلاش نیستند اما کمبود شیمی میان بازیگران به چشم میآید. نقش رامی ملک بهعنوان تام—برادر ثروتمند اما عجیب و دستکاریکننده—هم چندان تأثیرگذار نیست. بهطور عجیب یادم را به آثار آگاتا کریستی انداخت و شاید این قصه بهتر میتوانست با گروه بازیگری محدودتر و روی صحنه اجرا شود، جایی که طنز و ویژگیهای شخصیتی بهتر قابل بهرهبرداری بودند. در وضعیتی که اکنون هستیم، فیلم پیش و پس میرود بدون انگیزهای روشن و باید بگویم نیمهراه کمی خستهکننده میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران