ادی مارسَن در این درام حساس درباره مأمور شهرداری «می» در بهترین فرم خود ظاهر شده است. او مسئول رسیدگی به امور کسانی است که بدون خانواده فوت کردهاند. مردی دقیق و وسواسی است و با وسواس تمام تلاش میکند تا کسی را برای تحویل یادگارهای متوفی پیدا کند و در مراسم سادهی خاکسپاری/سوزاندن که شهرداری محل فراهم میکند شرکت کند. در میانهی رسیدگی به...
ادی مارسَن در این درام حساس درباره مأمور شهرداری «می» در بهترین فرم خود ظاهر شده است. او مسئول رسیدگی به امور کسانی است که بدون خانواده فوت کردهاند. مردی دقیق و وسواسی است و با وسواس تمام تلاش میکند تا کسی را برای تحویل یادگارهای متوفی پیدا کند و در مراسم سادهی خاکسپاری/سوزاندن که شهرداری محل فراهم میکند شرکت کند. در میانهی رسیدگی به پروندهی «بیلی استوک» به او اطلاع میدهند که قرار است از کار برکنار شود. اما به جای جمعکردن وسایلش، از مسئولان وقت اضافه میخواهد تا بتواند قطعات پازل بهجا مانده از این مرد را کنار هم بگذارد — و این جستوجو او را به دیدار «کِلی» (جوانی فراگت)، دختر سالها از او دورافتادهاش، میکشاند.
مثل بسیاری از قصههای این مجموعه، داستانی از غفلت و سوءاستفاده و سپس سالها قطع ارتباط را میشنویم و مارسَن نقش خود را با ظرافت ایفا میکند؛ او اجازه میدهد شخصیتش بهعنوان وسیلهای تأثیرگذار عمل کند تا بستگان در مورد بهترین و آخرین تصمیمشان بیندیشند، زمانی که شاید بهتر است کینهها کنار گذاشته شوند. در اینجا صداقتی هست چون همه چیز گلوبلبل نیست—بهویژه پایان فیلم که از طعنهاش خوشم نیامد. فیلم کمک میکند تا بسیاری از مسائل در پرسپکتیو قرار گیرند و ممکن است برای کسانی که خانوادهشان دیگر در زندگیشان حضور ندارد فرصتی باشد تا در مورد بخشیدن و فراموش کردن بازاندیشی کنند. تصویر تنها عزاداری در مراسم که یک کارمند رسمی است که دارد روز کاریاش را انجام میدهد، بسیار تأثیرگذار است. این برای RAI سرمایهگذاری جالبی بوده است؛ فیلم نامزد جایزه دیوید شد اما از بفتا هیچ جایزهای دریافت نکرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران