«آموزشدیده تا دختر نهایی باشد و جنایات را ختم کند.»
داستان کلی بد نیست، هرچند ایدهای بسیار آشنا است؛ اما از نظر پرداختِ صحنهها و پیچشها بهطرز هوشمندانهای توسعه نیافته است. شخصیتها قابل قبولاند، اما انتخاب بازیگر قانعکننده نبود — مشکل فقط از بریسلین نیست، اما او بیش از همه توی ذوق میزند. از زمانی که کودکی بازیگر بوده فیلمهایش را دنبال کردهام و اخیراً آثارش...
«آموزشدیده تا دختر نهایی باشد و جنایات را ختم کند.»
داستان کلی بد نیست، هرچند ایدهای بسیار آشنا است؛ اما از نظر پرداختِ صحنهها و پیچشها بهطرز هوشمندانهای توسعه نیافته است. شخصیتها قابل قبولاند، اما انتخاب بازیگر قانعکننده نبود — مشکل فقط از بریسلین نیست، اما او بیش از همه توی ذوق میزند. از زمانی که کودکی بازیگر بوده فیلمهایش را دنبال کردهام و اخیراً آثارش آنقدر خوب نیستند که حضورش را ستایش کند؛ انتخاب فیلمها و همکارانش را مقصر میدانم. در این نقش مشخصاً مناسب از نظر فیزیکی بهنظر نمیرسد — چنین نقشی بیشتر مناسبِ کسی مثل کلویی گریس است؛ از نظر من او بیشتر محصولِ دیزنی است.
بقیه بازیگران بد نبودند، مخصوصاً همان چهار نفری که نقش منفی داشتند. درباره وس بنتلی حرفی نیست؛ بیشتر نقش مهمان داشت. از نظر داستانِ فیلم هم خیلی چیزها بیمعنیاند. ایده آموزش دادنِ یک نفر از سنین پایین تا تبدیل شدن به «نابودگر» برای فیلم جذاب است، اما نحوه محول شدنِ مأموریت در فیلم غیرضروری و پیچیده بهنظر میرسد؛ میشد سادهترش کرد، اما سازندگان راه سختتر را انتخاب کردند و خون ریختند.
نکته مثبت این بود که فیلم آنقدرها هم کسلکننده نبود. فضا بسیار تاریک بود و از آوردن شخصیتهای غیرضروری در قاب پرهیز شده بود تا تمرکز روی چند نفر حفظ شود و تلاش شده فیلم شکل بهتری بگیرد. دوست داشتم بعضی بخشها کمی بهتر پرداخت میشدند. در نهایت من کاملاً راضی نیستم و فکر نمیکنم ارزش دیدن داشته باشد؛ بهتر است آثار مشابهی مثل «هانا» یا «نیکیتا» را ببینید.
امتیاز: 4/10
---
احتمالاً کمی تحریکآمیز میگویم: برای اینکه از این فیلم خوشتان بیاید باید فراتر از انتظار «یک فیلم انتقامجویانه/اسلشر بیمغز» بروید و ذهنتان را فعال نگه دارید.
اگر مغزتان را روشن نگه دارید، بهویژه بخش هنریاش، ممکن است از فیلم خوشتان بیاید. فِکتِ داستان ساده است و گاهی کمی نامعقول، اما از نظر سینمایی پیادهسازیاش فوقالعاده است. بعضی نقدها به دیوید لینچ اشاره کردهاند و واقعاً حسِ «لینچوار»ی در فیلم هست.
من شخصاً فیلم را زیبا یافتم. عدهای گفتهاند تصویرها بیش از حد تاریکاند؛ من خوشحالم که تلویزیون OLED جدیدم را درست بهموقع آوردم چون مطمئنم تلویزیون قدیمیترم با آن صحنههای تاریک مشکل داشت. روی OLED تصویر فوقالعاده بود؛ صحنههای شبانه و کمی وهمآلود واقعاً لذتبخش بودند. البته میتوان از نورپردازی ایراد گرفت و گفت غیرطبیعی است، اما کلِ داستان تا حدودی دور از واقعیت است؛ پس بهتر است از زیبایی تصویریاش لذت ببرید.
داستان کمی عجیب است: مردی که همسر و دخترش را بر اثر دستِ گروهی از جوانان روانی از دست داده، سالها دختری بسیار جوان را برای انتقام آموزش میدهد. این موضوع پیچیده بهنظر میرسد — چرا خودش آنها را نمیکشد در حالی که معلوم است در وارد کردن آسیب مهارت دارد؟ احتمالاً فیلمنامهنویس فکر کرده آن کار کسلکننده میشد.
بازیگران عملکردِ قابل قبولی دارند. نقشِ اصلی شاید کمی «عروسکی» است، اما بهخوبی از پس نقش برآمده؛ چهار آدمِ بد هم در نقشِ ترسناک و سادیست خوب عمل کردهاند. سؤالاتِ بیپاسخ زیادی وجود دارد، برای مثال اینکه او چگونه اصلاً دختر را بهدست آورده.
فیلم کمی کوتاه است؛ شاید بهدلیل کمبود بودجه. وقتی «شکار» آغاز شد میشد خیلی چیزها را پختهتر نشان داد و پایانبندی کمی شتابزده بهنظر میرسد.
خلاصه اینکه من از این فیلم خوشم آمد: از نظر بصری زیبا، کمی عجیب (در معنای خوب)، تا حدی دلهرهآور و از نظر داستانی هم نسبتی معقول داشت. شاید در مجموع کمی از چهار ستاره فاصله داشته باشد، اما قطعاً به چهار نزدیکتر از سه است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران