داستان Son از آن جایی میشود که یک پسر جوان به یک بیماری مرموز مبتلا میشود. مادر او شرایط بسیار سختی را در پیش روی خود میبیند و مجبور میشود که تصمیم گیریهای متفاوتی را انجام دهد. وی با موارد مختلفی رو به رو میشود و...
داستان Son از آن جایی میشود که یک پسر جوان به یک بیماری مرموز مبتلا میشود. مادر او شرایط بسیار سختی را در پیش روی خود میبیند و مجبور میشود که تصمیم گیریهای متفاوتی را انجام دهد. وی با موارد مختلفی رو به رو میشود و...
درخورِ عنوانش، این فیلم حسِ فرزندِ دو فیلم The Exorcist و Rosemary's Baby را دارد — و از این نظر ثابت میکند که بهنظر میرسد استعداد میتواند یک نسل در میان بپرد. انگار فیلمنامهنویس و کارگردان، ایوان کاوانا، فکر کرده بازگشت به فضای Rosemary's Baby ایدهٔ خوبی است، هرچند پیش از او کسانی دیگر هم از همان چاه آب کشیدهاند و نتیجهٔ آن کارها اغلب...
درخورِ عنوانش، این فیلم حسِ فرزندِ دو فیلم The Exorcist و Rosemary's Baby را دارد — و از این نظر ثابت میکند که بهنظر میرسد استعداد میتواند یک نسل در میان بپرد. انگار فیلمنامهنویس و کارگردان، ایوان کاوانا، فکر کرده بازگشت به فضای Rosemary's Baby ایدهٔ خوبی است، هرچند پیش از او کسانی دیگر هم از همان چاه آب کشیدهاند و نتیجهٔ آن کارها اغلب ناامیدکننده بوده (منظورم البته Look What's Happened to Rosemary's Baby است).
لورا (آندی ماتیشاک) مادر جوان و مجردِ دیوید (لوک دیوید بلوم) است. یک شب، لورا با گروهی از آوارهها از ساختمان برامفورد در اتاقِ دیوید روبهرو میشود. او به خانهٔ همسایه میدود و پلیس را خبر میکند. همانطور که معمول است، پلیس هیچ نشانی از ورودِ غیرمجاز پیدا نمیکند و یکی از کارآگاهان (کرنستون جانسون) آشکارا فکر میکند لورا کمی از حالت عادی دور است.
در مقابل، کارآگاه دیگر، پاول (امیل هیرش)، همدل، صبور و بادقت است — در واقع آنقدر خوشبرخورد که فوراً میفهمیم دیر یا زود خیانت خواهد کرد؛ فقط باید منتظر بود تا مشکل ظاهر شود.
کمی بعد، دیوید علائمی از بیماریای را نشان میدهد که باتریای از آزمایشها قادر به شناسایی آن نیست؛ اما ما میتوانیم آن را «سندروم ریگان مکنیل» بنامیم. معلوم میشود پدر لورا روزگاری رهبری یک فرقهٔ شیطانی/حلقهٔ سوءاستفادهٔ جنسی را بر عهده داشته (کمی دیر برای بهرهبرداری از آن هیستریِ مشهورِ «وحشت شیطانی»، نیست؟). در میان آگاهان، بر این باورند که دیوید محصول تجاوز پدر به لورا است، درست مانند باور روزمرِی که فکر میکرد با گای رابطهٔ جنسی داشته در حالی که بدونآنکه بداند، به معشوقهٔ شیطان تبدیل شده بود (در سنین 10 تا 18 سال، لورا که آن زمان آنا نامیده میشد، زندگیای زیر سلطهٔ جنسی را پشت سر گذاشته و برای افزایش باورپذیری داستان، کلیپهای روزنامهای که شخصیتها از آنها استفاده میکنند، ایدهٔ خوبی است — حیف که عکسِ ادعاشدهٔ قربانی، تصویری از آنا/لورا با لبخندی نامتناسب نشان میدهد).
مطابق الگویی که از Rosemary's Baby انتظار میرود، دیوید میوهٔ یک رابطهٔ نامشروع خانوادگی نیست، بلکه حاصلِ پیوندِ لورا با شاهزادهٔ تاریکی است. اما وقتی پای «بذرِ شیطانی» به میان میآید، دیوید چندان تأثیرگذار نیست. برای شروع، او باید گوشت انسان بخورد؛ در غیر این صورت بیمارِ وخیمی میشود و احتمالاً مرگبار است. یعنی پسرِ الشیطان بهقدرِ یک معتاد در حال ترک غیرقابلاطمینان عمل میکند. بله، او قادِر است طعمهای چند برابرِ اندازهاش را هم subdued کند، اما این توانایی در قیاس با دِیمین ثورن ناامیدکننده و پیشپاافتاده بهنظر میرسد، چون دِیمین هرگز مجبور نبود دستش را کثیف کند.
بزرگترین مشکل اما این است که بهترین قسمتِ فیلم، اجرای بلوم، دقیقاً مناسبِ نقش نیست. دیوید (جز در مواقعی که گرسنگی بر او غلبه میکند) بیشتر شبیه ریگان است تا دِیمین (با اینکه کاوانا بیپروا از پایان The Omen کپیبرداری میکند)، و بنابراین ما میخواهیم نجاتش را ببینیم، نه اینکه شاهد در آغوش کشیدنِ سمت تاریکِ ماجرا باشیم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران